کافه جوان
Logo RSS
کافه جوان یک پایگاه چند منظوره برای رفع نیازهای جوان هاست. از سرگرمی و تفریح گرفته تا مطالب اجتماعی و سیاسی روز (البته اونم با چاشنی طنز!)
شعار ما شادی حتی در سخت ترین لحظات است پس شاد باشید!

کافه جوان

بچه ناف تهرون کیه؟
انسان های زیادی وجود دارن که ادعا می کنن بچه ناف
تهرونن، ولی هنوز هیچ کس دقیقن نمی دونه ناف تهرون کجاست و این نقطه همچنان نا
معلوم مونده. توی این پست قصد دارم با موشکافی دقیق، ناف تهرون رو مشخص کنم و بررسی
کنم که چه کسایی واقعن بچه ناف تهرونن!
اگه نقشه ی تهران رو 90 درجه در جهت
عقربه های ساعت بچرخونیم و با دقت نگاش کنیم می بینیم که شبیه بدن یه خانم با حجاب
می شه که خیلی راحت قابل تشخیصه! اگه نمی تونید تشخیص بدید من برای راحتیتون این
کارو کردم که می تونید ببینید:
حالا که متوجه شدید تهران شبیه بدن یه انسانه
بهتره بریم سراغ ناف این انسان! همونجور که در تصویرم مشاهده می کنید ناف تهران
دقیقا” مشخص شده و اونجا هم جایی نیست جز میدون ولیعصر! و باید گفت که بلاخره
تونستیم ناف تهرون رو پیدا کنیم! جایی که هزاران سال بود کشف نشده باقی مونده بود،
همون میدون ولیعصره و کسایی که ادعا می کنن بچه ناف تهرونن باید اصلیتشون مال اینجا
باشه!




برچسب ها : ناف تهران , ناف تهران کجاست , بچه ناف تهران کیه؟؟! , زیر ناف تهران کجا میشه , طهران قدیم , ناف , کافه جوان , وبلاگ کافه جوان , بزرگترین وبلاگ طنز ایران و جهان , بهترین نویسندگان طنز ,
دسته بندی : کافه طنز , کافه جالب انگیز , کافه عکس ,

*این پستو یه هفته پیش میخواستم بذارم که به دلیل دسترسی نداشتن به نت امروز گذاشتم!

هفته پیش نه هفته پیشش با بروبکس دانشگاه رفتیم مواضع شهر کاشان رو شناسایی کنیم!!

قرار بود یکی از دوستان ماشین پدرو که از قضا سمندم بود بیاره و 5نفری بریم به این سفر گل و بلبل!

اینارو بیخیال.....قصد بنده نوشتن سفرنامه نیست!

فقط خواستم یه عکسی که تو باغ فین گرفتیمو براتون بذارم تا مشعوف شیم!!

 

 

 

الان حتما میگید که چرا 6 نفریم؟!!

خو ازونجایی که ما گروهی خیر هستیم،یه نفرو اونجا به فرزندی قبول کردیم!

این عکس هنریم خودم گرفتم...یعنی گذاشتم گوشی خودش واسه خودش عکس هنری بگیره!!

این ماسکایی رو هم که زدیم واسه جشن هالووینه و هیچ جنبه خاصی نداره!!

در کل خوش گذشت. جای کافه ای ها خالی!!

منتظر عکسای لورفته از خودمون باشید!!

سری بعدی احتمال داره یکی از عکسای خودمو سندی یا هولمزو بذارم!!

جا داره پس و پیش کریسمسو به همه دوستان تبریک بگم.

فیلن خدافظی!

 




برچسب ها : عکس های کاشان , عکس های لو رفته از کاشان , عکس های باغ فین کاشان , عکس های لو رفته از کافه ای ها , منصور کبیر , عکس های منصور کبیر , منصور کبیر در کاشان , باغ فین کاشان , دانشگاه صنعتی قم , اردو دانشگاه صنعتی قم , درباره دانشگاه صنعتی قم , میدان شهید مطهری در قم , بروبکس منصور کبیر , کافه جوان , بزرگترین وبلاگ تفریحی , وبلاگ کافه جوان , سایت کافه جوان , جشن هالووین , درباره جشن هالووین , سال 2012 , کریسمس 2012 ,
دسته بندی : کافه طنز , کافه عکس , کافه جالب انگیز ,

سطل آشغال: وسیله‌ ای ا‌ست موجود در خیابان‌ها جهت ریختن زباله در اطراف آنها !

مدرک تحصیلی: کاغذی مستطیل شکل، در ابعاد مختلف که بسته به مقطع، قیمتش فرق می‌کند !

اوراقچی: تنها موجودی که خانم ها را بهترین رانندگان دنیا می داند! حراج: اصطلاحی‌ است که در آن به قیمت اصلی کالا درصدی اضافه کرده و با ماژیک قرمز روی آن خط زده و قیمت اصلی کالا را در زیرش درج می‌کنند …!




برچسب ها : معانی برخی از کلمات به صورت دیگر , طنز نو , تعریف جدید از کلمات , کافه جوان , وبلاگ کافه جوان , سایت تفریحی و سرگرمی ,
دسته بندی : کافه طنز , کافه جالب انگیز ,

 

با سلام و عرض تسلیت خدمت خودم و همه استقلالی های عزیز. امیدوارم غم آخرمون باشه. همونطور که همه میدونین فرهاد مجیدی به خاطر مشکلات شخصی و خانوادگی مجبور شد استقلال رو ترک بکنه و به تیم الغرافه قطر پیوست. از این لحظه به بعد دیگه برد و باخت های استقلال برای من مهم نیست. حداقل مثل سابق مهم نیست. فلسفه طرفداری من از فوتبال در ایران و خارج از ایران کاملا متفاوته. همه میدونن من طرفدار منچستر یونایتدم و افتخار میکنم که طرفدارشم. شریک شدن تو شادی قهرمانی منچستر یونایتد کار ساده ایه. من تو باختشم شریک میشم و سعی میکنم روحیه مو از دست ندم و با کمک سر الکس تیمو جمع و جور کنیم. سالهاست بازیکنای بزرگ میان و میرن اما منچستر یونایتد پابرجاست و هنوز هم داره میبره و هنوز هم بازیکنان بزرگی رو به دنیای فوتبال معرفی میکنه. من طرفدار تیم منچستر یونایتدم و برام مهم نیست چه بازیکنی توش بازی میکنه. ولی این قضیه در مورد استقلال تهران اصلا صدق نمیکنه. بهتره بگم درباره فوتبال ایران صدق نمیکنه. من تو فوتبال ایران در طول تاریخ حیاتش فقط 2 نفرو قبول دارم. 1- ناصر خان حجازی 2- فرهاد مجیدی.

ناصر حجازی که نیازی به تعریف من نداره. میشه گفت سالم ترین آدمی بود که تو فوتبال ما کار کرد و روی درستکار بودنش هم ضربه خورد و خیلی جاها حقشو خوردن. کسی که میتونست بزرگترین و معروف ترین لژیونر تاریخ فوتبال ایران باشه ولی سر بی در و پیکر بودن فدراسیون فوتبال نتونست با منچستر یونایتد قرارداد ببنده. حالا نمیخوام اینا رو بگم چون همه تون میدونید. میخوام درباره فرهاد مجیدی بگم که تو 19 سالگی به تیم ملی دعوت شد و حقشو خوردن. رفت لیگ امارات و بعدشم راپید وین اتریش و اصلا همه یادشون رفت که فرهاد مجیدی ای تو این فوتبال بوده! جام جهانی 2006 علی دایی در اوج نا آمادگی و در حالی که سن بابا بزرگ منو داشت در ترکیب تیم ملی قرار گرفت و به عنوان بهترین تماشاگر جام جهانی انتخاب شد و نتونست هیچ کاری رو صورت بده در حالی که اون موقع فرهاد مجیدی و رضا عنایتی در اوج آمادگی قرار داشتند. یکی از دلایلی که از علی دایی بدم میاد همین جام جهانی 2006 آلمانه. باز ما شاهد بودیم که در لیگ هشتم که امیر قلعه نویی استقلال رو قهرمان کرد به ندرت از فرهاد مجیدی بازی میگرفت و در اکثر مواقع فرهاد رو به طرز تحقیر آمیزی مجبور میکرد که پشت دروازه تمرین کنه از همون موقع بود که نظرم درباره امیر قلعه نویی هم عوض شد. با روی کار اومدن صمد مرفاوی و بازی رسیدن به فرهاد مجیدی همه متوجه شدن که قلعه نویی به کی بازی نمیداده. نقطه عطف لیگ نهم بازی استقلال و راه آهن بود که صمد مرفاوی با فرهاد مجیدی درگیری لفظی پیدا کرد و مجیدی هم جوابشو داد و تمام تماشاگران استقلال هم پشت فرهاد در اومدن و حال مرفاوی رو گرفتن. آخرشم دیدیم بین مجیدی و مرفاوی جای کی تو تیم بود! پرویز مظلومی هم که به بهترین شکل از فرهاد مجیدی بازی گرفت و فرهاد در 34-35 سالگی بازیهایی از خودش نشون داد که اون علی دایی از خود راضی در 25 سالگی نمیتونست انجام بده. یک ماه پیش سایت استقلال تیتر زده بود: استقلال روی کاکل فرهاد میچرخد!  راست هم میگفت! فرهاد سرمربی داخل زمین استقلال بود و الان استقلال وسط زمین فرماندهی نداره. فرهاد تنها فوتبالیست حال حاضره که ارزش داره به خاطرش فوتبال نگاه کنی و استادیوم بری. فرهاد نماد غیرت، عشق به تیم و زندگی سالمه. فرهاد میتونه مثل رایان گیگز تا سنین بالا بدون مشکلی بازی کنه. البته زندگی فرهاد سالم تر از رایان گیگزه!

با رفتن کاپیتان، نتایج تیم محبوبم برام اهمیت چندانی نداره و ترجیح میدم به جای نگاه کردن بازیهای استقلال وقتمو با چیزای دیگه پر کنم و در سایت های ورزشی تا وقتی که تیتر (( مجیدی به استقلال بازگشت )) رو نبینم دیگه خبر های ایرانی رو باز نمیکنم و احتمالا دیگه برنامه 90 رو هم تعطیل میکنم. به شما هم همین توصیه رو میکنم. چه استقلالی هستین چه پرسپولیسی ، به این نکته توجه کنید که فوتبال ایران بدون بازیکنانی مثل فرهاد مجیدی حتی ارزش دنبال کردن نتایج رو هم نداره.
در پایان دو بیت شعر براتون میخونم!
میخوام اس اس نباشه          اگه فرهاد نباشه
میخوام این لیگ نباشه          اگه فرهاد نباشه

از من نکن خدافظی!




برچسب ها : استقلالی , فرهاد مجیدی , فرهاد مجیدی و سندمن , استقلال , الغرافه , طرفداری , منچستر یونایتد , سر الکس , سر الکس و سندمن , سندمن در منچستر یونایتد , ناصر خان حجازی , ناصر خان حجازی و سندمن , ناصر حجازی , ناصر حجازی و سندمن , لژیونر , فدراسیون فوتبال , تیم ملی , لیگ امارات , راپید وین اتریش , فوتبال , علی دایی , بهترین تماشاگر جام جهانی , رضا عنایتی , رضا عنایتی و سندمن , امیر قلعه نویی , صمد مرفاوی , راه آهن , رایان گیگز , رایان گیگز و سندمن , کاپیتان , مجیدی به استقلال بازگشت , برنامه 90 , سندمن در برنامه 90 , پرسپولیسی , پرسپولیس , سندمن , کافه جوان , وبلاگ کافه جوان , sandman , the sandman ,
دسته بندی : کافه فوتبال ,


سلام. پست این دفعه رو با یه جوک قدیمی شروع میکنم. میگن یکی میره پارچه فروشی به مغازه دار میگه : آقا یه پارچه جون دار میخوام. مغازه دار میگه برا چه کاری؟ طرف میگه برا زیر شلواری! فروشنده یه پارچه میاره میگه این خوبه؟ طرف میگه جون دار تر لطفا. یه پارچه دیگه میاره طرف بازم میگه جون دار تر. فروشنده چند تا پارچه دیگه هم میاره و بازم همینو میشنوه. آخر سر یه پارچه میاره میگه اینو ببرید! قول میدم اونجاتون پاره شه ولی این پاره نشه!

حالا همین اتفاق به شیوه مدرن افتاده! سه شنبه که دانشگاه بودم دیدم یه پسره یه شلوار پوشیده که اگه ببینید از خنده می ترکید! همون طور که میدونید من نمیتونستم از شلوارش عکس بگیرم چرا که دوربین گوشیم خرابه و در ضمن خیلی زشته که از پشت کسی عکس بگیری! خدا پدر برنامه نقاشی ویندوزو بیامرزه که کمک میکنه ماجرا برای شما ملموس بشه! عکس شلوار این دوستمونو در زیر مشاهده میکنید!

همون طور که می بینید کنار جیب های پشت این شلوار دوتا دکمه هست که یه نوار یا بند از جنس همون شلوار بهش وصل میشه. من وقتی این شلوارو دیدم یاد همون جوک قدیمی افتادم و جاتون خالی کلی خندیدم! نتیجه میگیریم که جنس پارچه شلوارش جون دار نبوده و بنابراین این بندو با دکمه وصل کرده که جبران جون دار نبودن پارچه رو بکنه و یه وقت اونجاش پاره نشه!

دوستان! عزیزان! یکم تو پوشش هاتون دقت کنین! آقایونی که برا جلب توجه خانوما لباس های نا متعارف میپوشید! باور کنید که خانوما هم بهتون میخندن! مسخره تون میکنن! انصافا انتخاب نوع پوشش هم هنریه که خیلیا ندارن....!

از من نکن خدافظی!                        




برچسب ها : جوک , پارچه فروشی , مغازه دار , پارچه جون دار , زیر شلواری , پارچه , دانشگاه , دوربین , جلب توجه , لباس های نا متعارف , مسخره , سندمن , سندمن در دانشگاه , ماجراهای دانشگاه سندمن , پرند , کافه جوان , وبلاگ کافه جوان , sandman , the sandman ,
دسته بندی : کافه طنز ,

با درود فراوان
از این پست میخوام استارت بزنم برای نقد فیلم هایی که دیدم. البته فقط فیلمو نقد نمیکنم. یه خلاصه ای از فیلم میگم و اگر لازم باشه کمی هم منبر میرم

 


فیلم مورد بحث نامش هست : پسر صدام (son of saddam)
این فیلم درباره گوشه ای از زندگی نکبت بار عدی صدام حسین ساخته شده. شخصیت اصلی داستان مردیه به نام لطیف. لطیف یکی از سربازای کرد تبار ارتش عراقه که در حال جنگ با ایران میان سراغش و میبرنش پیش عدی. اونجا معلوم میشه اینا تو مدرسه هم کلاسی بودن. لطیف از نظر ظاهری خیلی شبیه عدی بود. عدی ازش میخواد بیاد بدلش بشه تا خودش از خطراتی مثل ترور شدن حفظ بشه. لطیف اول قبول نمیکنه و میبرنش زندان ابو غریب، بعدم تهدید میکنن که خانوادشو میارن زندان. خلاصه این لطیف قبول میکنه و میره وارد خانواده صدام میشه. پزشکان چند تا جراحی کوچیک روی دماغش و اینا انجام میدن و لطیف کاملا شبیه عدی میشه. از اینجاس که ما مشاهده میکنیم خانواه صدام چقدر کثیف بودن و سردسته کثافت کاریاشون همین عدی بوده. لازم به ذکر است که این فیلم کاملا بر اساس مستندات تاریخیه. مشروب خوردن و استفاده از مواد مخدر که فقط به خودش ضرر میزد و اصلا اشکالی نداشت. ولی این پسر جنایت هایی انجام میداد که در وصف نمیگنجد. تو قصرش پر بود از دختر های رنگارنگ نوجوان. هر چند روز یه بار با ماشین میرفت تو خیابون و یکی دوتا دختر مدرسه ای رو از خانواده هاشون به زور جدا میکرد و میبرد قصر خودش. بعد از اینکه استفاده هاشو میکرد و دختره دلشو میزد خیلی شیک میکشتش و مینداختش تو بیابون. هر کسی که جلوی راهشو میگرفت به حدی شکنجه ش میکرد تا جنونش ارضا بشه و بعدم میکشتش. من خودم یکی از مواردشو قبلا خوندم و بهتون میگم. تیم ملی فوتبال عراق تو مسابقات آسیایی شرکت میکنه و حذف میشه و در مسابقه آخر شکست 4-0 متحمل میشه و به عراق بر میگرده. داستان رو یکی از بازیکنان تیم که موفق شده بود تنها گل عراق در بازی ها رو به ثمر برسونه نقل کرده. تیم با مینی بوس داشته به سمت بغداد میرفته که یهو توقف میکنه. یکی از مامور های عدی وارد میشه و بهشون میگه پسر رئیس جمهور میخواد شما رو ببینه. بازیکنا با خودشون میگن ما که حذف شدیم، برا چی میخواد ما رو ببینه؟ مینی بوس راه میفته و بازیکنا بعد از یه ساعت متوجه میشن دارن کجا میرن! زندان ابوغریب! عدی اونجا منتظرشون بود. بازیکنا حدود یک ماه اونجا زندانی بودن و هر کاری بگین رو اینا صورت گرفت. حتی عدی اینا رو مجبور میکرد به هم دیگه تجاوز کنن تا گناهاشون بخشیده شه یا اینکه مجبورشون میکرد ادرار و مدفوع هم دیگه رو بخورن. بعد از یه ماه هم همه شونو به خط کرد تیر بارونشون کرد. فقط اون یه بازیکن که گل زده بود رو از ناحیه نخاع فلج کرد تا بتونه داستان رو برای بقیه تعریف کنه. تو این فیلم یه سکانسی هست که یه نوار ویدئو برای لطیف میارن و میگن این از آرشیو شخصی عدی اومده و دستور داده تو نگاه کنی. یکی از صحنه های این نوار نشون میده یکی از همون بازیکنان فوتبال داره شلاق میخوره به صورتی که از یک پا آویزون شده. دقیقا بعد همین یه ورزشکار زن رو نشون میده که روی تخت برقی در حال شکنجه شدنه. اونی که برای لطیف داره توضیح میده میگه این ورزشکار تونست تو المپیک مسکو مدال نقره رو در دو میدانی بیاره و به خاطر این که طلا نیاورد این بلا سرش اومد. البته این فیلم ها واقعا از آرشیو شخصی عدی بود. این فیلم در واقع تلفیقی از مستند های واقعی و فیلم سازی در زمان حال هست. شما در طول فیلم بارها می بینید که فیلم سوییچ میکنه رو صحنه های قدیمی و واقعی. این سبک فیلم زیبایی خاص خودشو داره و میشه اونو با فیلم صورت زخمی ، شاهکار آل پاچینو مقایسه کرد. در اون فیلم هم آل پاچینو زندگی یکی از بزرگترین و خطرناک ترین قاچاقچی های مواد مخدر یعنی آل کاپون رو شبیه سازی کرده بود. البته با اسم تونی مونتانا. کیه که ندونه صورت زخمی اصلی همون آل کاپون بوده؟!
خشونت این فیلم بسیار بالاس و همچنین حاوی محتوای غیر اخلاقی هم هست پس توصیه میکنم اگر این فیلمو گیر آوردید به شدت از دیدن آن به همراه خانواده خودداری کنید. آخر فیلم رو براتون نمیگم که سرانجام لطیف و عدی چی شد. البته خودتون میدونید که سال 2003 و در جنگ آمریکا با عراق عدی کشته شد. اما نکته ای که من در طول فیلم بارها بهش فکر کردم جنگ ایران با عراق بود. بعضی از مخالفان میگن جوان های کشورمونو از دست دادیم. یا میگن جنگو خیلی طول دادیم یا هزاران بهانه دیگه میارن تا این جنگو بیهوده نشون بدن. ما هشت سال در برابر عراق جنگیدیم. کلی شهید دادیم. کلی مجروح و جانباز دادیم. چند سال از پیشرفت کردن باز ایستادیم. ولی به نظر من کار خوبی کردیم. اسم این جنگو گذاشتن 8 سال دفاع مقدس. ولی من به شما میگم این دفاع مقدس نبود. بلکه این جنگ مقدس بود. ما نباید بگیم در برابر عراق دفاع کردیم. در واقع باید با افتخار بگیم ما 8 سال با عراق جنگیدیم. نه با کشور عراق، بلکه با صدام جنگیدیم، با خانواده صدام جنگیدیم. جنگ با همچین کسایی باید برای ما ایرانی ها افتخار باشه. ما با این جنگ نشون دادیم هنوز هم مهد تمدنیم و هنوز هم ایرانی بهترین نژاد توی دنیاس. باور کنید اگر باز هم جنگی بشه و برای من آشکار بشه که ما داریم با افرادی می جنگیم که مثل صدام و خانواده صدام هستن، شک نکنید اولین نفری هستم که میرم بجنگم و تا آخرین قطره خونم با این چنین مردمانی مبارزه میکنم. درود به شرف ایرانی ها. درود به شرف پدران ما که وقتی ما بچه بودیم یا هنوز به دنیا نیومده بودیم با عراق جنگیدن و نذاشتن ذره ای از خاک وطنمون بیفته دست این عراقی ها. اون کسایی با این جنگ مقدس مخالف بودن و هستن به این نکته توجه بکنن که اگر ما تو این جنگ شکست میخوردیم الان یه رگ خودش یا بچه ش عراقی بود. همین عدی میومد تو خاک ایران و با اون ماشینش خواهر و مادر خودشو میبرد و ازشون سو استفاده میکرد و بعدم میکشت. اون آقا توجه کنه که اگه ما شکست میخوردیم شب عروسیش بهش خبر میدادن که عدی میخواد امشبو با زنت بگذرونه. ببینم هنوزم مخالفت میکنه یا نه. باور کنید دوستان تو همین جنگ مقدس ما این اتفاق افتاده بود. سربازای عراقی اومده بودن تو یکی از روستا های خوزستان و دیده بودن عروسیه. عروس تو اتاق بود و مادر داماد تو حیاط داشت نون میپخت. سربازا هم که میدونید چند وقته زن ندیدن و وقتی میبینن بدجوری وحشی میشن. این سربازا سراغ عروسو میگیرن. مادر داماد میفته به پاشون میگه اونو ولش کنید. تازه داره عروس میشه. بیاید به من تجاوز کنید اما به اون کاری نداشته باشید. سربازا همون جا اون زنو میندازن تو تنور و به عروس و همه زن های اون شهر تجاوز میکنن و مردا رو میکشن. فردا صبحش همه زنهای اون روستا خودشونو کشته بودن....

((شاه کوروش را به بهانه بودن خودش خواباند ولی جوانان ما در جنگ کاری کردند که کوروش از خواب بیدار شود و تحسینشان کند))

بهتون توصیه میکنم حتما این فیلمو ببینین. میتونه خیلی تاثیر گذار باشه....

از من نکن خدافظی...!                  

------------------------------------------------------------------------------------------------------------

** پی نوشت: عکسی که در اول پست میبینید عکس خود عدی هست به همراه یک زن. در فیلم مذکور اون زن نقش مهمی رو ایفا میکنه




برچسب ها : نقد فیلم , نقد فیلم و سندمن , پسر صدام , فیلم پسر صدام , عدی صدام حسین , صدام حسین , عراق , لطیف , سرباز , کرد , ارتش عراق , ایران , هم کلاسی , بدل , بدل های عدی , ترور , ابو غریب , خانواده صدام , مشروب , مواد مخدر , قصر عدی , عکس های قصر عدی , عکس های قصر صدام , دختر مدرسه ای , ماشین , تیم ملی فوتبال عراق , مسابقات آسیایی , مینی بوس , بغداد , رئیس جمهور , تجاوز , تجاوز در زندان , ادرار و مدفوع , مسکو , المپیک مسکو , آرشیو شخصی عدی , دو میدانی , مدال نقره , مدال طلا , صورت زخمی , آل پاچینو , آل پاچینو و سندمن , قاچاقچی , آل کاپون , آل کاپون و سندمن , تونی مونتانا , تونی مونتانا و سندمن , محتوای غیر اخلاقی , جنگ آمریکا با عراق , جنگ ایران با عراق , شهید , مجروح , جانباز , پیشرفت , 8 سال دفاع مقدس , جنگ مقدس , خوزستان , شاه , کوروش , سندمن , کافه جوان , وبلاگ کافه جوان , sandman , the sandman ,
دسته بندی : کافه فیلم و سینما ,

سلام!
اگه پستای قبلی من در مورد دانشگاهو خونده باشین (اگه نخوندین لینکش تو مطالب مرتبط آخر همین پست هست)  یادتونه که ما یه منطقه 11 داشتیم که دانشجو های اونجا درس زندگی یاد میگرفتن! من بهتون قول داده بودم چیزای جالب تری تو همین زمینه براتون بنویسم. حالا وقتشه!


ما معمولا با اتوبوس برمیگردیم خونه. یه سری من تنها بودم و دوستام همه رفته بودن. تنهایی برگشتم خونه. از اونجایی که تو اتوبوس حداقل برا یه نفر جا پیدا میشه (هفتاد درصد مواقع پیدا نمیشه مگر در شرایط خاص که بعدا میگم). خلاصه رفتم رو یه صندلی که عقبای اتوبوس بود نشستم و راه افتادیم هنوز 10 دقیقه نگذشته بود که یهو یه پسره از اون ته داد زد: آقای راننده، چراغا رو خاموش میکنی؟!! (با لحن بابایی گوشیو بردار بخونید!) راننده یه لبخندی زد و خاموش کرد! فقط نور های آبی کم فروغی اطراف سقف روشن بود که همون پسره دوباره با همون لحن گفت: آقای راننده، بقیه شم خاموش میکنی؟!! راننده هم خاموش کرد! من فک کردم اینا میخوان بخوابن. خوشحال شدم و سرمو گذاشتم رو کیفم و چشامو بستم یهو شنیدم چند نفر از پشت سرم دارن میگن اووووووووووووووووه! (با لحن تماشاگرا وقتی تیم یه موقعیت خوبو خراب میکنه و میگن واااااااای) من برگشتم ببینم چه خبره که چشمتون روز خوب نبینه! چه برسه به روز بد! دیدم صندلی پشت سری من یه دختر و پسر نشستن و معذرت میخوام دارن ماچ و بوسه میکنن! هر بار که این عمل قبیح و زیبا رو انجام میدادن جمعیت میگفت اوووووووووووووووووووه! هر سری هم صداشون بلند تر میشد!
چند تا دختر از جلوی اتوبوس به راننده غر زدن که ما میخوایم درس بخونیم و چراغا رو روشن کن. راننده روشن کرد اما دیری نپایید که اون پسره بازم صداشو اونجوری کرد و گفت: آقای راننده، چراغا رو خاموش میکنی؟ راننده هم انگار اهل دل بود خاموش کرد! منم کامل برگشتم تا صحنه ها رو نگاه کنم و بعدا سانسور کنم! این بساط خاموش/روشن کردن چراغا و ماچ و بوسه ها به دفعات تکرار شد ( تا جایی که من پیاده شدم 6 بار تکرار شده بود!)
ما از این داستان نتیجه میگیریم که به جای فیلم و سریال، صدا و سیما باید کل جمعیت جوان کشور ما رو سانسور کنه! چون به قولی همه این کاره ان!
هر کدوم از دوستان که عکس و فیلم این ماجرا رو میخوان به آیدی من پی ام بدن تا با زبون شیرین فارسی بهشون حالی کنم که ماه هاست دوربین گوشی من خرابه و حال ندارم برم درستش کنم! باور کنید اگه دوربین داشتم.... چه فیلما که از این دانشگاه نمیساختم!

با این همه خبرای هیجان انگیز وقتش رسیده که من شعر بخونم!
از من نکن خدافظی!
نمیخوام بری تو با کسی!
ازم جدا بشی ، بگو میخوای کجا بری ، میخوای بری سراغ کی؟
 

 




برچسب ها : دانشجو , دانشگاه , اتوبوس , راننده , بابایی گوشیو بردار , ماچ و بوسه , فیلم و سریال , صدا و سیما , این کاره , دوربین گوشی , صحنه دار , عکس های صحنه دار , سندمن , دانشگاه سندمن , کافه جوان , وبلاگ کافه جوان , sandman , the sandman ,
مطالب مرتبط : دانشگاه آزاد - واحد پرند - چگونه جاییست؟ , حراست دانشگاه ,
دسته بندی :

با درود فراوان خدمت شنوندگان عزیز!
میخوام یه ماجرایی رو براتون تعریف کنم که میتونه جالب باشه!
رفته بودم خونه یکی از دوستام که حوالی پارک ملت زندگی میکنه. بهم گفت سندمن میای بریم استادیوم؟ گفتم بازی کیه؟ گفت نمیدونم ولی میگن خیلی شلوغه. خر تو شیر شده! گفتم باشه بریم! نمیدونم به چه علتی تصمیم گرفتیم پیاده تا استادیوم بریم! دکتری که شاخ و دم نداره! تو  راه بودیم که دوتا از دوستای قدیممونو دیدیم که اونام داشتن پیاده میرفتن استادیوم! خلاصه با هم هم مسیر شدیم و تو راه کلی حرف زدیم تا زمان زود تر بگذره و خسته نشیم!. وسطای راه بودیم که من یهون احساس کردم گشنه م شده! رفتیم ساندویچی و من یه نون باگت خالی با دوتا نوشابه خانواده خوردم و فک کنم سیر شدم! خلاصه رفتیم رسیدیم استادیوم دیدیم قیامت شده! اتوبوس اتوبوس آدم میومد! از در و دیوار هوادار میریخت. همه هم با لباسای خاکستری! من به هرکی میگفتم بازی کیه نمیدونست فقط میگفت بهمون گفتن بیاید اینجا!
رفتیم بلیط بگیریم دیدیم گرون شده. سه چهار برابر شده بود. طبقه بالا 7500 تومن! همینجوری که دو به شک بودیم بلیط بخریم یا نه من احساس کردم دستشویی دارم! به رفیقم گفتم بیا بریم دستشوییشو پیدا کنیم که گفت مشکل من نیست! خودت برو پیدا کن! من رفتم دیدم یه تابلو زده سرویس بهداشتی. حدود 10 دیقه رفتم تا بهش رسیدم دیدم مردم صف کشیدن. رفتم ته صف دیدم یکی داره چپ چپ نگاه میکنه. از جلوییم پرسیدم این چرا اینجوریه؟ گفت آخه فیش نگرفتی. گفتم فیش چیه؟ گفت باید یه سکه 500 تومنی بندازی تو دستگاه بعد دکمه رو بزنی یه فیش بهت میده که شماره تو روش نوشته. گفتم چی؟؟؟؟ 500 تومن برا یه دستشویی کوچیک؟؟؟؟؟؟ فک کردن ما خریم؟ انقد نمیرم تا برگرده بالا. یارو گفت خود دانی! رفتم که برم پیش بچه ها دیدم نمیشه تحمل کرد. برگشتم سمت دستشویی که یکی از بچه های محلو دیدم. بهم گفت اگه میخوای پول ندی باید سرتو بندازی پایین بدوی تو و به کسی رحم نکنی. فقط مواطب باش کسی نبیندت! من دیدم این داره چرت میگه! ولی با خودم گفتم به امتحانش می ارزه! دویدم رفتم تو دیدم پشت در هر توالتی 4-5 نفر وایسادن و منتظرن! بعد دیدم در یه توالت باز شد و یه پسره رفت تو بعد یهو برگشت رفیقاشو صدا کرده و چهار نفری با هم رفتن تو! اصلا باورتون نمیشه چه فضایی بود! من دیدم یه توالت خالی شد و کسی هم پشت درش نیست. سریع رفتم تو و درو بستم تا اومدم شلوارمو بکشم پایین دیدم یکی در میزنه. از بالای در نگاه کردم دیدم پلیسه! بهم گفت شما فیش تهیه کردی؟ گفتم نه! نمیدونستم! گفت پس بیا بیرون. گفتم یه دیقه وایسا بذار کارمو بکنم الان میام. گفت امکانش نیست! با لگد میکوبوند به در! دستشو از زیر میاورد تو! منم دیدم بیخیال نمیشه یه فحش پدر مادر دار بهش دادم یه دفعه درو شیکوند اومد من از پس گردن بلند کرد و با اردنگی انداخت بیرون! دیدم اون بچه محلمون داره مثل اسب میخنده! گت منم همینجوری شدم! بیا بریم پشت یه بوته ای چیزی کارمونو بکنیم! رفتیم یه درخت پیدا کردیم که خیلی بزرگ بود معلوم بود خیلی قدیمیه ولی رنگ و رو رفته بود. من یه ورش وایسادم و اونم رفت سمت دیگه ش و شروع کردیم! در همون حال هم داشتن با موبایل ازمون فیلم میگرفتن! فک کنم حدود یه ربع مشغول دستشویی کوچیک بودم! تموم که شد از خواب پریدم و دست زدم به شلوارم دیدم خشکه! خیالم راحت شد و دوباره خوابیدم!
بله دوستان! من اینو خواب دیده بودم اما تعبیر این خواب میتونه خیلی نکات رو در بر داشته باشه!

اول این که اکثر هواداران فوتبال از قشر کم درآمد هستند و پیاده یا با وسایل نقلیه عمومی به ورزشگاه میان

دوم: مردم ایران در امر تغذیه مشکل دارن و در غذاخوری های بین راهی هم غذاهای چرت سرو میشه

سوم: ورزشگاه آزادی از نظر امکانات رفاهی از جمله سرویس های بهداشتی زیر خط فقر قرار داره و اون پولی که بابت بلیط گرفته میشه به هیچ وجه صرف رسیدگی به ورزشگاه نمیشه و همش میره تو جیب آقایون

چهارم: مردم به جای اینکه به افرادی که دچار مشکل شدن کمک کنن ، ترجیح میدن با موبایل ازشون فیلم بگیرن و بهشون بخندن! این نشون میده حس همنوع دوستی داره کم کم تو کشور ما از بین میره

پنجم: اون درخت که سن و سال داشت ولی رنگ و رو رفته بود نشونه خود استادیوم آزادی بود که خیلی پیر شده ولی بهش رسیدگی نمیشه و دیگه نشونی ز اون ورزشگاه که افتخار فوتبال ما بود نداره

یه مسئله دیگه هم هست و اون قیمت بالای بلیط هاس. از اونجایی که اون افرادی که میرن استادیوم اکثرا دانش آموز، دانشجو یا بیکار هستند هزینه ها خیلی بالاس و مسئولین باید یاری کنن

تعبیر خاص دیگه ای به ذهنم نمیرسه و فقط میتونم بگم از من نکن خدافظی!     




برچسب ها : sandman , سندمن در استادیوم , استادیوم ازادی , اتوبوس , درخت , دستشویی , فیش , سندمن در دستشویی , دستشویی های استادیوم , نون باگت , موبایل , فیلم , لو رفته , هواداران فوتبال , پلیس , پلیس دستشویی , ساندویچی , سندمن در ساندویچی , سندمن , کافه جوان , خواب های سندمن , وبلاگ کافه جوان , the sandman ,
دسته بندی : کافه طنز , کافه فوتبال ,

با عرض سلام و تسلیت خدمت فوتبال دوستان عزیز
ما هرچی اومدیم اینجا عملکرد تیمها و فدراسیون رو نقد کردیم انگار اره تیز کردیم یا بادمجون واکس زدیم. حرف ما به خرج هیچکی نرفت. هرچی گفتم بیاید این تیما رو خصوصی کنید تا خودشون درآمد زایی کنن نذاشتید. فقط مثل بختک افتادید رو این فوتبال و دارید میخورید. معلومه وقتی از کنار فوتبال پول های هنگفت یا شهرت گیر آقایون میاد نبایدم انتظار داشت دست از سر این فوتبال بیچاره بردارن.همین استقلال و پرسپولیس رو اگه خصوصی کنن میتونن کلی درآمد کسب کنن. به قول مرحوم حجازی اگه هر هوادار استقلال سالی هزار تومن به باشگاه بده بودجه باشگاه میشه بیست میلیارد تومن در سال. شما حالا حق پخش تلویزیونی و حق بلیط فروشی و تبلیغات کنار زمین و ... رو در نظر بگیرید. اون موقع دیگه استقلال کمبود پول میاره که بازیکنی مثل جباری قهر کنه و سر تمرین نیاد؟ اصلا چرا سیاسیون باید تو فوتبال نقش داشته باشن؟این همه به فوتبال ما ضربه زدن خسته نشدن؟ نتیجه ش شد چی؟ ما تا پارسال 4 تا سهمیه ثابت تو لیگ قهرمانان آسیا داشتیم که الان شده 2 تا! دوتا تیم دیگه مون باید برن پلی آف و این داستانا. من به ای اف سی حق میدم. این آقایون فوتبال مارو به نابودی کشوندن و هنوزم نمیخوان دست بردارن.

دیروز ( 4 شنبه ) تو صفحه ورزشی روزنامه همشهری خوندم نماینده ببخشید بی شعور اراک گفته تیم نفت فعلا داره خوب نتیجه میگیره. فعلا حرفی نمیزنیم تا به حاشیه نره ولی آخر فصل منتقلش میکنیم به اراک. به جون خودم که از همه کس برام عزیز تره اگه اون نماینده دم دستم بود جوری میخوابوندم تو گوشش که یادش بره نماینده کدوم شهره. ( من به مردم اراک هیچ توهینی نمیکنم و ازشون میخوام منطقی باشن) اگه تیمامون خصوصی بود که اینجوری نمیشد. هرکی از ننه ش قهر میکنه یه تیم برمیداره میبره شهرش. آقایون، بیاین از انگلیس یاد بگیرین. تا پارسال شهر لندن 5 تا تیم تو لیگ برتر داشت.(چلسی - آرسنال - تاتنهام - فولام - وستهام) کی اعتراض کرد که چرا فلان شهر تیم نداره؟ کی جرات داره بگه من فولامو بیارم شهر خودم؟ وقتی وستهام سقوط کرد اصلا فکرش به این رسید که بره امتیاز سوانسی رو بخره؟ سه فصل پیش نیوکاسل سقوط کرد. رفت تلاش کرد و فصل بعدش اومد بالا. بهترین مهاجم نوک تاریخ انگلستان (اندی کارول) رو هم به دنیای فوتبال معرفی کرد. تا وقتی فوتبال ما و لیگ ما خصوصی نشه اوضاع تغییری نمیکنه. وقتی تیم خصوصی نیست خود به خود باشگاه ها به یه مصرف کننده کامل تبدیل میشن و تولیدی درکار نیست. تا چند سال دیگه ما میتونیم از آندو تیموریان و مجتبی جباری استفاده کنیم؟ بازیکنایی که ما الان بهشون میگیم جوان و با استعداد و آینده دار الان دارن به مرز پیری میرسن. خسرو حیدری ، خلعتبری ، جباری ، قاسم حدادی فر ، تیموریان ، زنید پور و... الان 28 سالشونه. فتح ا.. زاده تا چند سال دیگه میخواد بمب بترکونه وقتی دیگه بمبی در کار نیست؟ وقتی باشگاه ها خصوصی نیست یه مدیر فقط میاد حاضری خوری میکنه و چند تا بازیکن با قیمت بالا و کاذب میخره تا پستشو حفظ کنه. اکثر مدیران باشگاه ها اصلا به فکر فوتبال نیستن. وقتی باشگاه خصوصی نیست یعنی تیم پایه ای درکار نیست ، استعداد یابی ای درکار نیست. تیمای جانبی درکار نیست. الان بارسلون و رئال مادرید تو اکثر رشته های ورزشی تیم دارن و حسابی هم بهشون رسیدگی میکنن. ما زیر همین فوتبالش زاییدیم.


الان پرویز مظلومی وقتی نتیجه نمیگیره یه بهونه داره : ملی پوشامو نداشتم. راستم میگه. استقلال بدون ملی پوشاش به یه تیم کاملا عادی و بی خظر تبدیل میشه. خوب الان ملی پوشا چرا نیستن؟ چون تیم ملی بازی داره. تیم ملی خیلی مهمه و حق داره که استفاده بکنه ولی تیم ملی هم بدون ملی پوشا نتیجه نمیگیره. از هرکی بپرسی مشکل کجاس میگه از برنامه ریزی فشرده سازمان لیگه. وقتی با عزیز محمدی حرف بزنی انقد تند تند برات دلیل میاره (البته اکثر دلیلاش چرته) که پشیمون میشی. مشکل از عزیز محمدی نیست. مشکل از لیگ ماس که خصوصی نیست و هیچ استقلال عملی نداره. مگه نه اینکه تیمای ما تو لیگ بازی میکنن؟ پس چرا سازمان لیگ هیچ حمایتی ازشون نمیکنه؟ اصلا تعریف سازمان لیگ اینه که باید در خدمت باشگاهها باشه و حق اونا رو از فدراسیون بگیره. ولی باشگاههای ما خودشون باید مثل پرویز مظلومی وایسن غر بزنن تو مطبوعات. صد البته که صداشون به هیچ جا نمیرسه. سازمان لیگ ما اونقدر استقلال عمل نداره که یه اسپانسر برا خودش بگیره. اول فصل اومد اسمشو گذاشت لیگ ایرانسل ولی زود با مخالفت آقایون روبرو شد که با نظرات کاملا غیر کارشناسی گفتن اسمو عوض کن. باید اسم خلیج فارس رو لیگ باشه!


آخه برادر من تو اگه میخوای اسم خلیج فارسو زنده نگه داری باید یه کارای دیگه بکنی.....


الان چند ساله که لیگ برتر انگلیس با این اسم شناخته میشه:
BARCLAYS PREMIER LEAGUE
همین اسم باعث میشه سازمان لیگ برتر انگلیس سالی میلیونها پوند درآمد زایی داشته باشه تا دیگه به حق بلیط فروشی و حق پخش تلویزیونی تیمها دست درازی نکنه. وقتی تیم ملی انگلیس بازی داره برنامه ریزی لیگ طوری میشه که ملی پوشا بتونن بدون هیچ مشکلی برا باشگاهاشون بازی کنن و حق تیمی ضایع نمیشه.


یه موضوعیم هست که خیلی منو آزار میشه و اونم دربی پایتخته. اصلا حق میزبان و میهمان از نظر تماشاگر توش رعایت نمیشه. اینم به خاطر فوتبال دولتیه. اگه خصوصی بود باشگاها خودشون ترجیح میدادن درصد تماشاگرا 90 به 10 باشه. یه بار پرسپولیس و یه بارم استقلال. اینجوری هیجانش خیلی بیشتره و بازیها هم تماشاگر پسند تر میشه. نمونه ش هم اینتر و میلان که هردو در ورزشگاه سن سیرو بازی میکنن و دربی هاشون کاملا طبق قانونه.

 تو همین دربی تهران یه چیز که بیشتر از درصد تماشاچیا منو آزار میده دیدن یک اسپانسر برای هر دو تیمه. من نمیدونم اینا چی از جون این فوتبال میخوان؟ چرا اسپانسر این دو تیم باید یکی باشه؟ اگه یکیشون از اون یکی موفق تر باشه حق نداره یه اسپانسر بهتر جذب کنه؟
از دیگر چیز های جالب توجه فوتبال دولتی اینه که آدمی غیر فوتبالی که چندین سال پلیس بوده اومده شده مدیر عامل پرسپولیس!! انصافا دلم برا هوادارای پرسپولیس میسوزه! آدمی که محصص رو با حاج رضایی اشتباه میگیره چرا باید مدیر عامل پرطرفدار ترین تیم آسیا (آمار غیر رسمی) باشه؟ غیر از اینه که بعضیا دارن از کنار مدیر عامل بودن رویانیان پول به جیب میزنن؟
تمام این مسخره بازی ها و ندانم کاری ها و غیر حرفه ای گری ها و نگاه های کوتاه مدت به فوتبال باعث میشه ما سهمیه هامونو از دست بدیم و به حاشیه فوتبال اسیا رانده بشیم
تازه دارم متوجه میشم ناصر حجازی چرا میگفت ................. که فوتبالمون پاک باشه؟
          یه فاتحه براش بفرستید حتی اگر پرسپولیسی هستید....

آقایون! کم شدن دو سهمیه از تیمامون تو آسیا مبارکتون باشه!

از من نکن خدافظی!




برچسب ها : نقد فوتبال , نقد عملکرد فدراسیون , خصوصی سازی تیم ها , درآمد زایی , استقلال , پرسپولیس , مرحوم حجازی , ناصر حجازی , ناصر خان حجازی , ناصر حجازی و سندمن , حق پخش تلویزیونی , بلیط فروشی , تبلیغات کنار زمین , جباری , لیگ قهرمانان آسیا , روزنامه همشهری , نماینده , نماینده اراک , نماینده بی شعور اراک , انگلیس , لندن , چلسی , آرسنال , تاتنهام , فولام , وستهام , نیوکاسل , اندی کارول , آندو تیموریان , آندو تیموریان و سندمن , مجتبی جباری , مجتبی جباری و سندمن , خسرو حیدری , خلعتبری , قاسم حدادی فر , تیموریان , زنید پور , سندمن , فتح ا.. زاده , استعداد یابی , تیم پایه , بارسلون , رئال مادرید , پرویز مظلومی , پرویز مظلومی و سندمن , برنامه ریزی فشرده سازمان لیگ , عزیز محمدی , سازمان لیگ , فدراسیون , مطبوعات , استقلال عمل سازمان لیگ , اسپانسر , لیگ ایرانسل , لیگ برتر انگلیس , BARCLAYS PREMIER LEAGUE , تیم ملی انگلیس , تیم ملی انگلیس قهرمان یورو 2012 شد , دربی پایتخت , اینتر , میلان , سن سیرو , دربی تهران , مدیر عامل پرسپولیس , محصص , محصص و سندمن , حاج رضایی , حاج رضایی و سندمن , پرطرفدار ترین تیم آسیا , کافه جوان , وبلاگ کافه جوان , sandman , the sandman ,
دسته بندی : کافه فوتبال ,
سلام
به علت نقص فنی ای که برای کامپیوتر من پیش اومد من نتونستم برای شما مطلب بنویسم و از این بابت ناراحتم. ایشالا که دیگه خراب نشه.
میدونم که پست مربوط به معرفی دانشگاه منو خوندین. اگه نخوندین لینکشو آخر پست میذارم. از محاسن دانشگاه ما همین بس که داستانی به نام حراست توش تقریبا تعریف نشده. در کل کسی کار نداره کی میاد ، کی میره ، از کجا میاد ، با چه پوششی میاد ، موهاش چجوریه ، چه لباسی پوشیده و.... فقط چند روز دانشگاه خیلی شیر تو شیر شد و رو سردر دانشگاه یه کاغذ چسبوندن که ارائه کارت دانشجویی الزامی است وگرنه راه نمیدیم! تا یه هفته هر روز دو نفر وایمیسادن دم در و چک میکردن. البته ما که ترم اولی هستیم و کارت نداریم با چند تا چیز دیگه میتونستیم بریم تو. مثل برنامه تحصیلی ، فرم انتخاب واحد ، کارت اتوماسیون ( مربوط به کافور!). من که خودم با کارت کتابخونه میرفتم! بعد از یه هفته کرم اینام خوابید و بازم همه چی عادی شد و آروم! هنوزم اون کاغذه چسبیده ولی کسی محل اسبم بهش نمیذاره! البته دوشنبه به من اطلاع دادن که یه دختر و پسر داشتن با هم راه میرفتن که حراست دیده و کارتاشونو گرفته و اعمال قانون کرده!! ولی من که باورم نشد! شمام باور نکنین! سری بعدی یه چیزی براتون تعریف میکنم که از تعجب شاخاتون مو در بیاره!
حالا میریم سر یه مسئله اساسی که به دانشگاه ربطی نداره. به تفکر اشتباه من ربط داره. من بیخودی دلمو صابون زده بودم و با خودم فکر میکردم منصور چقدر آدم و با شخصیت شده. تصمیم گرفته بودم این دفعه که رئال توسط بارسلون جر خورد اذیتش نکنم ولی هی دل غافل! ماجرا این چونه است: شما همتون میدونید من طرفدار سرسخت منچستر یونایتدم و برا تیمم آدم میکشم. انصافا تو ایران کسیو ندیدم اندازه من منچستری باشه. دربی اخیر شهر منچستر که یادتونه؟ شیش تایی شدیم رفت. هر کسی از ننه ش قهر کرده بود به من زنگ زد و تسلیت و از این مسخره بازیا به جز این منصور! حتی وقتی از اون خراب شده اومد به مهد تمدن (تهرون) اصلا به روم نیاورد و خیلی شیک درباره فوتبال حرف زدیم و درباره یورو 2012 بحث کردیم تعیین کردیم آلمان قهرمان شه ( البته هرکی بخواد من باهاش شرط میبندم که انگلیس قهرمانه) خلاصه آقا گذشت و گذشت تا این سری! منصور جدول لیگ انگلیسو دیده بود و از من پرسید چرا سیتی 5 امتیاز بیشتر داره؟ خودت بگو به کی باختین؟ من تازه دوزاریم افتاد که آقا نمیدونسته! خلاصه ماجرا رو تعریف کردم و با واکنش یه بچه پیش دبستانی روبرو شدم که داره میگه شیش تاییا! انگار نه انگار که جفتمون استقلالی ایم و انگار نه انگار که بارسلون تو سانتیاگو برنابئو خودشو شیش تایی کرده! البته چون یه ماه از اون بازی گذشته بی شک کارای اون رو من تاثیر نذاشت و چرت و پرت گفتنش به خودشم حال نداد چون متوجه شد خیلی از دنیا عقب مونده! بالاخره زندگی در شرایط سخت همینه دیگه! بذارید خیالتونو راحت کنم که منصور آدم بشو نیست! خوب شد نتیجه رو یه ماه دیر فهمید و بازی رو هم ندید! حالا برو بدن سازی منصور جون! به نظرم شب ال کلاسیکو هم برو عقب سازی! با اینکه با تمام وجود از بارسلون متنفرم ولی اون شب بازم از بارسلون متنفرم و دوس دارم رئال ببره. حالا اگرم رئال باخت یه حالی از منصور میگیرم که جاش تا یه نیم فصل رو پشتش بمونه!
از من نکن خدافظی!
نمیخوام بری تو با کسی!

            


برچسب ها : منصور , سندمن , سندمن و منصور , ماجرای آدم شدن منصور , دانشگاه , دانشگاه آزاد , دانشگاه سندمن , حراست دانشگاه , منچستر یونایتد , اعمال قانون , سندمن در منچستر یونایتد , کافور , انتخاب اوحد , راهنمای انتخاب واحد , کارت دانشجویی , رئال مادرید , سانتیاگو برنابئو , مادرید , رئال , اولد ترافورد , سندمن در اولد ترافورد , سندمن در شهر منچستر , فرگوسن , فرگوسن و سندمن , دربی شهر منچستر , استقلال , ال کلاسیکو , پارک , بدن سازی , عقب سازی , پیش دبستانی , کامپیوتر سندمن , کافه جوان , وبلاگ کافه جوان , sandman , the sandman ,
مطالب مرتبط : دانشگاه آزاد - واحد پرند - چگونه جاییست؟ ,
دسته بندی : کافه طنز ,

سلام به تمام فوتبال دوستان ایران و جهان!

دیشب شاهد این بودیم که قهرمان واقعی جهان با تک گل فرانک لمپارد موفق شد از سد قهرمان واهی جهان عبور کند و موجی از خوشی و شادمانی در تمام جهان راه بیندازد. تازه اینم باید بگم که انگلستان با تیم دوم خودش به جنگ ماتادور ها رفت. شما حسابشو بکنین رونی که اصلا دعوت نشده بود ، جرارد و فردیناند مصدوم بودن و جان تری هم به خاطر مسائل حاشیه ای اخیر بازی نمیکرد. ولی اسپانیا همه مهره های تقریبا با ارزششو آورده بود. دیشب مشخص شد بهترین دروازبان جهان کیه. کاسیاس دیگه هیچ حرفی در برابر جو هارت نداره. دیگه دوره اسپانیا به سر اومده. رابت برای قهرمانی یورو 2012 فقط بین تیم ملی انگلستان و خودش است. انگلستان فقط کافیه با خودش ، حاشیه های خودش و غرور خودش بجنگه تا به راحتی هر تیمی رو گلباران کنه و بفرسته خونه بخت! اگه انگلیس خودش باشه هیچ تیمی تو اروپا یا جهان یارای مقاومت در برابرشو نداره. این پیروزی برابر قهرمان ناحق جهان و دوره قبلی یورو به جهانیان نشون داد نمیشه حتی با تیم دوم انگلیس شوخی کرد. چه برسه به تیم اولش! بی صبرانه منتظرم تابستون بشه و کاپ قهرمانی یورو 2012 رو تو دستای کاپیتان ببینم. چه تری باشه ، چه فردیناند و چه جرارد

از من نکن خدافظی!




برچسب ها : بازی انگلیس و اسپانیا , یورو 2012 , وین رونی , رونی , وین رونی و سندمن , فرانک لمپارد , لمپارد , فرانک لمپارد و سندمن , جرارد , استیون جرارد , استیون جرارد و سندمن , فردیناند , ریو فردیناند و سندمن , ریو فردیناند , فوتبال , فوتبال و سندمن , کارشناسی فوتبال سندمن , جان تری , جان تری و سندمن , انگلستان , تیم ملی انگلستان , سندمن در تیم ملی انگلستان , جو هارت , جو هارت و سندمن , جو هارت بهترین دروازبان جهان انتخاب شد , کاسیاس , ایکر کاسیاس , ایرک کاسیاس , فابیو کاپلو , فابیو کاپلو و سندمن , کاپیتان انگلیس , کاپیتان سندمن , انگلیس قهرمان یورو 2012 شد , نتایج بازی های یورو 2012 , جشن قهرمانی انگلیس در یورو 2012 , سندمن , کافه جوان , وبلاگ کافه جوان , sandman , the sandman ,
دسته بندی : کافه فوتبال ,
آخرین مطالب
» بی خبر از همگانم ( شنبه 30 تیر 1397 )
» تولدم مبارک بعد از 9 روز ( پنجشنبه 10 اسفند 1396 )
» خدمتم آرزوست!! ( چهارشنبه 10 آبان 1396 )
» خسته ایم شدید ( شنبه 11 شهریور 1396 )
» دیوانگی ( یکشنبه 22 اسفند 1395 )
» روال همین بوده...همینم می مونه ( یکشنبه 1 اسفند 1395 )
» دنیا خیلی کثیفه. گوهه گوه. ( یکشنبه 17 بهمن 1395 )
» میپاچه خونم رو عکسات! ( دوشنبه 11 بهمن 1395 )
» سخت نویسی ( یکشنبه 10 بهمن 1395 )
» هوز کٍیر؟ جاست رایت دِن شات د فاک آپ ( یکشنبه 3 بهمن 1395 )
» لذت یا زجر؟ ( شنبه 2 بهمن 1395 )
» کامو جان دوستت دارم ( دوشنبه 27 دی 1395 )
» برگشتم ولی چه برگشتنی ( دوشنبه 27 دی 1395 )
» من باد میشم میرم تو موهات ( سه شنبه 5 مرداد 1395 )
» دُرافشانی ( دوشنبه 21 تیر 1395 )
» طوری که من فکر میکنم ( جمعه 11 تیر 1395 )
» تنهایی یک روح بزرگ ( یکشنبه 6 تیر 1395 )
» خاطره نویسی ( یکشنبه 6 تیر 1395 )
» دلم می خواهد ( شنبه 29 خرداد 1395 )
» همه مقصریم ( دوشنبه 24 خرداد 1395 )
» نانوشته ها ( پنجشنبه 13 خرداد 1395 )
» تاریکی سینما ( سه شنبه 21 اردیبهشت 1395 )
» انتخاب بین بد و بدتر ( جمعه 3 اردیبهشت 1395 )
» پاییز فصل آخر سال است ( چهارشنبه 1 اردیبهشت 1395 )
» سیگار تنهایی ( چهارشنبه 1 اردیبهشت 1395 )
» 50 سال دیگر ( دوشنبه 30 فروردین 1395 )
» ژن های تشدید شده ( دوشنبه 30 فروردین 1395 )
» ایستاده در غبار در شهر زیبا ( یکشنبه 29 فروردین 1395 )
» پروازم قفسی نچشد! ( پنجشنبه 26 فروردین 1395 )
» علمی تخیلی ( چهارشنبه 25 فروردین 1395 )
صفحات سایت: [ ... ] [ 2 ] [ 3 ] [ 4 ] [ 5 ] [ 6 ] [ 7 ] [ 8 ] [ ... ] (تعداد کل صفحات:11)
پشتیبانی آنلاین
  • چت با نویسندگان کافه

آمار بازید
تعداد نویسندگان :
تعداد کل مطالب :
آخرین بروز رسانی :
مترجم سایت
شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Mobile Traffic | سایت سوالات