تبلیغات
کافه جوان
Logo RSS
کافه جوان یک پایگاه چند منظوره برای رفع نیازهای جوان هاست. از سرگرمی و تفریح گرفته تا مطالب اجتماعی و سیاسی روز (البته اونم با چاشنی طنز!)
شعار ما شادی حتی در سخت ترین لحظات است پس شاد باشید!

کافه جوان

دانشجوی تهران شمال :
نکته : وقتی می خونید این قسمتو سعی کنید لباتون تا حد امکان غنچه باشه:
بی ادب , تو واقعا عقلتو از دست دادی . منو ترسوندی بی …تلفظ : بی ششووور ( امیدوارم ولنتاین کچل شی . بد بد بد)

دانشجوی دانشگاه تهران :
وطن فروش مزدور , لیبرال خود فروخته , مخل نظام , تو حق شرکت در انتخابات بعدی رو نداری با اون کاندید از خودت نفهم تر , فاشیست تند رو
(توجه داشته باشید کهموضوع دعوا سیاسی بوده)

دانشجوی پزشکی :
در دیکشنری این بروبچ کلمه ی فحش تعریف نشدست

دانشجوی هنر :
من شعر دوازدهم از هشت کتاب استاد سهراب رو به تو بی ادب بی فرهنگ تقدیم می کنم امیدوارت گیتارت بشکنه و تا اخر عمر یکه و تنها و بی عشق و ژولیت بمونی .
وفتی هم کار بالا می گیره کاریکاتورهمدیگه رو می کشن .

دانشجوی الهیات :
یا ایهو الذی فحشو فحشً فاحشتن ای هستیت به عدم مبدل , ای دچار دور تسلسل شده , ای علتت به ممکن الوجود گرویده , فلسفه ی تو دچار تضاد شده و من به خود اجازه ی بحث نمی دم …. *
*: این آخری که گفت از اون ناجوراش بود که فلش بک زد به دوران دبیرستان و رشته ی علوم انسانی که می خوند و واسه خودش یلی بود

دانشجوی تربیت بدنی:
به من گفتی … , … خودتی و جد و آبادت

به همین کوتاهی البته بعدش یه ۲ ساعتی بزن بزن می شه

دانشجوی زبان خارجی :
هنوز دعوا نشده , شروع می کنن خارجکی بلغور کردن البته به نظر من اگه ترجمه ی حرفاشونو می دونستند خودشون رو زبونشون فلفل می ریختن و ۲ روز تو اتاق خودشونو حبس می کردن

دانشجوی حقوق :
تو با این کارت به حقوق شهروندی من تجاوز کردی و من طبق اصل ۱۵۳ قانون اساسی حق دارم ازت شکایت کنم و مادرتو به عزات بشونم شما می تونید هیچی نگید اما هر چی بگید بر علیه شما تو دادگاه استفاده می شه .

راستی اگه وکیل تسخیری خواستی به خودم بگو



برچسب ها : فحش های دانشجویی (طنز) , مطالب خنده دار , کافه جوان , سایت طنز و سرگرمی , بهترین مطالب طنز و سرگرمی , سایت کافه جوان , همشهری جوان , کافه جوان همشهری ,
دسته بندی : کافه طنز ,
شكسپیر : اگر كسی را دوست داری رهایش كن سوی تو برگشت از آن توست و اگر برنگشت از اول برای تو نبوده.

دانشجوی زیست شناسی : اگر كسی را دوست داری ، به حال خود رهایش كن ... او تكامل خواهد یافت.


دانشجوی آمار : اگر كسی را دوست داری ، به حال خود رهایش كن ... اگر دوستت داشته باشد ، احتمال برگشتنش زیاد است و اگر نه احتمال ایجاد یك رابطه مجدد غیر ممكن است.

دانشجوی فیزیك : اگر كسی را دوست داری ، به حال خود رهایش كن ...اگر برگشت ، به خاطر قانون جاذبه است و اگر نه یا اصطكاك بیشتر از انرژی بوده و یا زاویه برخورد میان دو شیء با زاویه صحیح هماهنگ نبوده است.

دانشجوی حسابداری : اگر كسی را دوست داری ، به حال خود رهایش كن ... اگر برگشت ، رسید انبار صادر كن و اگر نه ، برایش اعلامیه بدهكار بفرست.


دانشجوی ریاضی : اگر كسی را دوست داری ، به حال خود رهایش كن ... اگر برگشت ، طبق قانون 2=1+1 عمل كرده و اگر نه در عدد صفر ضربش كن.


دانشجوی كامپیوتر : اگر كسی را دوست داری ، به حال خود رهایش كن ... اگر برگشت ، از دستور كپی - پیست استفاده كن و اگر نه بهتر است كه دیلیت اش كنی.

دانشجوی خوشبین : اگر كسی را دوست داری ، به حال خود رهایش كن... نگران نباش بر می گردد.


دانشجوی عجول : اگر كسی را دوست داری ، به حال خود رهایش كن ... اگر در مدت زمانی معین بر نگشت فراموشش كن.


دانشجوی شكاك : اگر كسی را دوست داری ، به حال خود رهایش كن ...اگر برگشت ، از او بپرس " چرا " ؟


دانشجوی صبور : اگر كسی را دوست داری ، به حال خود رهایش كن ...اگر برنگشت ، منتظرش بمان تا برگردد.


دانشجوی شوخ طبع : اگر كسی را دوست داری ، به حال خود رهایش كن ...اگر برگشت ، باز هم به حال خود رهایش كن ، این كار را مرتب تكرار كن.


برچسب ها : مطالب طنز و سرگرمی , اگر كسی را دوست داری(از نگاه دانشجویان) , مطالب خنده دار , طنز و سرگرمی , کافه طنز , سایت طنز و سرگرمی , همشهری جوان , طنز اونجوری ,
دسته بندی : کافه طنز ,
اینم حکمت دیه زنان:

زنی رو به خدا کرد و گفت: چرا باید دیه ما نصف مردها باشد؟

خداوند مهربانانه فرمود: بنده ی من!
اگر با کشتن، تو را از شوهرت بستانند،
به او۴۵ میلیون می رسد،
ولی اگر او را بکشند تو صاحب ۹۰ میلیون می شوی
زن خندید و گفت: خدایا حکمتت را شکر!



برچسب ها : حکمت نصف بودن دیه زنان , کافه جوان , مطالب طنز و خنده دار , بهترین سایت طنز و سرگرمی , همشهری جوان , سایت کافه جوان ,
دسته بندی : کافه طنز ,
در پشت سر یه دوچرخه سوار در حال رانندگی هستید ،قصد گردش به راست دارید ، چكار

میكنید ؟



الف سرمون رو از شیشه میاریم بیرون میگیم هوووو یره مگه كوری برو اونور دیگه .

ب به موازات دوچرخه سوار حركت میكنیم و یه هو میپیچیم جلوش تا حالش گرفته شه.


ج پشت سرش یه بوق خفن میزنیم تا هُول شه و بخوره زمین و بعد از روش رد میشید طوری كه مخش بپاشه بیرون


د با ماشین میكوبیم بهش تا بیفته زمین و بعد از رو مخش رد میشیم .





2 .
از یه خیابان فرعی میخواهید وارد خیابان اصلی شوید. چرا باید بیش از همه مواظب موتور سیكلت سوارها باشید ؟

الف چون همینجوری سرشون رو میندازن پایین میان تو تقاطع .

ب چون سهمیه بنزینشون كمتره و گناه دارن .


ج چون خیلی كوچیك هستند و ما ریز میبینیمشون .


د ممكنه موتور پلیس باشه ، بعد آب بیار و حوض خالی كن.





3 . در كدام محل است كه نباید پارك كنید ؟

الف پاركینگ طبقاتی رایگان الماس شهر .

ب پاركینگ عمومی پارك ملت .


ج دم در خونه مادر زن.


د دم در خونه مادر شوهر.






4 . خط ممتد دوگانه به چه معناست؟

الف برای تاكید اینكه دو خط موازی هیچوقت به هم نمیرسن.

ب به معنی اینكه باید این دو خط رو بگیری همینجوری بری .


ج یعنی اینكه دور زدن ممنوع ولی... یه دفعه میتونید دور بزنید كه حال همه گرفته بشه .


د یعنی موش تو سوراخ نمیرفت وقتی میرفت جمعه میرفت.





5 . وقتی چراغ زرد رو دیدید باید چه كار كنید؟

الف اگر حتی 1 ثانیه هم مونده تا چراغ قرمز بشه گازشو بگیرید و برید.

ب اول یواش برید بعد كه دیدید كسی حواسش نیست بازم گازش رو بگیرید و برید.


ج یعنی چیزی دیگه به اتمام كارت سوختت نمونده..براتون متاسفم


د هیچ خطری شما رو تهدید نمیكنه پس با خیال راحت گازتون رو تا ته بگیرید و برید.





برچسب ها : امتحان آئین نامه رانندگی , طنز مشتی , طنز خنده دار و باهال , کافه جوان , همشهری جوان , بهترین سایت طنز و سرگرمی , مطالب فوق خنده ,
دسته بندی : کافه طنز ,
شوهر: سلام، من Log in کردم.

زن: لباسی رو که صبح بهت گفتم خریدی؟

شوهر: Bad command or File name

زن: ولی من صبح بهت تاکید کرده بودم

شوهر: Syntax Error, Abort, Retry, Cancel

زن: خوب حقوقتو چیکار کردی؟

شوهر: File in Use, Read only, Try after some Time

زن: پس حداقل کارت عابر بانکتو بده به من.

شوهر: Sharing Violation, Access Denied

زن: می دونی، ازدواج با تو واقعا یک تصمیم اشتباه بود.

شوهر: Data Type Mismatch

زن: تو یک موجود بدرد نخور هستی.

شوهر: By Default

زن: پس حداقل بیا بریم بیرون یه چیزی بخوریم.

شوهر: Hard Disk Full

زن: ببینم میتونی بگی نقش من تو زندگی تو چیه؟

شوهر: Unknown Virus Detected

زن: خب مادرم چی؟

شوهر: Unrecoverable Error

زن: و رابطه تو با رئیست؟

شوهر: The only User with Write Permission

زن: تو اصلا منو بیشتر دوست داری یا کامپیوترتو؟

شوهر: Too Many Parameters

زن: خوب پس منم میرم خونه بابام.

شوهر: Program Performed Illegal Operation, It will be Closed

زن: خوب گوشاتو بازکن، من دیگه بر نمیگردم!

شوهر: Close all Programs and Logout for another User

زن: می دونی، صحبت کردن باتو فایده نداره، من رفتم.

شوهر: Its now Safe to Turn off your Computer



برچسب ها : شوهر برنامه نویس , مطالب جالب و خنده دار , کافه جوان , همشهری جوان ,
دسته بندی : کافه طنز ,

پول دار :
۱- اگر در مجلسی غذا نخورد می گویند : یا رژیم دارد یا غذاها باب طبعش نیست.
۲- اگر لباسش کوتاه و بی قواره باشد می گویند : معلوم نیست از کدام بوتیک خریده.
۳- اگر پیاده راه برود می گویند : کار عاقلانه ای میکنه پیاده روی برای سلامتی بدن لازمه.
۴- اگر تند تند غذا بخورد می گویند : ببین چه کار واجبی داره که اینقدر عجله می کنه.
۵- اگر از اداره بیرون کنند می گویند : چون مداخلش و عایداتش زیاد بود حسودها برایش زدند.
۶- اگر از خونه بیرون نیاد می گویند : احتیاجی نداره حالا استراحت می کنه.
۷- اگر بمیرد می گویند ؟ حیف شد مرد

بی پول:
۱- اگر در مجلسی غذا نخورد می گویند : بیچاره عادت نداره غذاهای خوب بخوره.
۲- اگر لباسش کوتاه و بی قواره باشد می گویند : نیگاش کن ، لباس به تنش زار می زنه.
۳- اگر پیاده راه برود می گویند : جون سگ داره این همه راه رو می خواد پیاده بره.
۴- اگر تند تند غذا بخورد می گویند : انگار از قحطی برگشته.
۵- اگر از اداره بیرون کنند می گویند : دزدی کرده.
۶- اگر از خونه بیرون نیاد می گویند : لش تن پرور حال کار هم نداره.
۷- اگر بمیرد می گویند : خدا بیامرزدش.




برچسب ها : تفاوت پولدار و بی پول…! , بهترین مطالب طنز , طنز تلخ , سایت های سرگرمی و تفریحی , بهترین سایت طنز و سرگرمی و خنده , سایت کافه جوان , همشهری جوان , کافه جوان , کافه طنز ,
دسته بندی : کافه طنز ,

تا حالا این حسو داشتین که دیگه وجود ندارین! یعنی دیگه نیستید...یعنی هیچ نکته مثبت...یک حرکت...یک نشونه....یک چیز مثبت کوفتی از شما دیده نشه،یعنی میخوام خودتونم حس کنید که اون حرکت مثبت نبوده!

من وجود ندارم.....

تو اتوبوس نشستم روی صندلی که به سمت قسمت بانوانه... کسی تو اتوبوس حرف نمیزنه...سکوت محض...ولی نه....صدای موتور اتوبوس هست که اون هم جزئی از سکوت شده.

به قیافه تک تک آدم هایی که میتونم ببینم هر چند ثانیه ای هم که شده چشم میدوزم.

سعی میکنم از قیافه بانوان فاکتور بگیرم....نیمخوام با این وجود که نیستم،انگ هیز بودن بهم بخوره،دنبال دردسر هم نیستم. قیافه آقایون هم بیخیال میشم،میترسم با این وجود که نیستم، به مبارزه ای که فاتح اون کس دیگریست دعوت بشم.

من نیستم.....

من وجود ندارم،اما دخترک به من خیره شده است....من نیستم ولی چشم به من دوخته....خیر

خود درگیری مزمن گرفتم! من حس میکنم که به من خیره شده....ولی چگونه؟!

قصد من جلب توجه نیست...بلکه دیده شدن است.

دیده بشوید بدون آنکه جلب توجه کنید.

وجود داشته باشید بدون آنکه از بدن خود استفاده کنید.

بدون اینکه ابرو بردارید(در خصوص پسرها)......بدون اینکه از 7 قلم آرایش و لباس تنگ استفاده کنید!(در خصوص دختران)

بدون اینکه شلوار و لباس خود را از جبهه های حق علیه باطل تهیه کنید.

دیده بشوید.....با شخصیت و روح خود

من وجود ندارم.....

یعنی قبلا داشتم ولی حالا ندارم

قانون دوم نیوتون در این لحظه برای من صادق نیست:

من نه به وجود آمده ام و نه از بین رفته ام....حتی از جسمی به جسم دیگر هم نرفته ام!

پس صدق نمیکند!

صبر کنید....مثالی نقض برای مثال نقض نیوتون!

من هستم،اما با نوشته هایم...نوشته های من در کافه میماند!

شاید فردا کافه نباشد(هیلتر شود) ولی روی هاردم که هست!

شاید پس فردا هاردم نباشد(بسوزد) ولی روی مغزم که هست!

شاید پسون فردا مغزم نباشد(بمیرم) ولی دوستانم که هستند!

شاید هفته بعد دوستانم نباشند(خدایی نکرده)، ولی..........ولیی دیگر وجود ندارد!

پس این نیز نقضی باشد برای نقض دیگرم!

من وجود ندارم....




برچسب ها : من وجود ندارم.....! , جدیدترین نوشته منصور کبیر , من وجود ندارم , نوشته ای اجتماعی از منصور کبیر , مطالب طنز و سرگرمی , طنز اجتماعی , منصور کبیر , Mansour Kabir , MANSOUR KABIR , کافه جوان , همشهری جوان , مطالب طنز از منصور کبیر , خود درگیری مزمن , بهترین مطالب طنز , سایت طنز و سرگرمی , سایت کافه جوان , مطالب خواندنی از همه جای نت , منصور , نوشته هایخنده دار از منصور کبیر , بهترین مطالب خنده دار و باحال ,
دسته بندی : کافه طنز , کافه اجتماعی ,
ساعت مچی به درد کسی میخوره که نگران دیر رسیدن یکی باشه
واسه ما اضافه وزن محسوب میشه !
.
.
.
بدترین قسمت دیدن یه آشنا توی تاکسی
اضطرابیه که تا مشخص شدن شخص حساب کننده کرایه ادامه داره
و مدام ذهنتو درگیر می‌کنه:)
.
.
.
اینترنت اکسپلورر، بهترین مرورگر است
براى دانلود کردن یک مرورگر دیگر !
.
.
.
مَــــــــــــــــــــــــــــــــــله…؟!!
اسمایلى تلفن جواب دادن منشى های ایرانی !
.
.
.
بابا گفتن ابــــروی کلفـــت مُده
نه اینکه کل پیشونی رو ور دارن موکـــت کنی!
والا با بعضی از این دخترا وقتی صحبت میکنم
یه لحظه فکر میکنم دارم با کیوی صحبت میکنم…
ابرو ساختن عرضش از اتوبان تهران کرج بیشتره لامصب 



برچسب ها : جدیدترین جملات طنز و نوشته های خنده دار , مطالب فوق خنده دار , مطالب خیلی خنده دار , بهترین مطالب طنز , کافه جوان , سایت کافه جوان , همشهری جوان , وبلاگ کافه جوان ,
ناهار آب گوشت داریم، مامانی با گوشکوب در حال کوبیدن نخود و لوبیا است، موضوع انشا رو به مامانی می گویم مامانی گوشکوب را نشانم می دهد و می گوید: کاربرد تریبون به مانند گوشکوب است با هر دو می توان له کرد، با گوشکوب نخود و لوبیا را و با میکروفون و تریبون شخصیت و حیثیت افراد را!
بابابزرگ یک قاشق آبگوشت وارد دهانش می کند و می گوید: عروس! باز این غذات بی نمکه! البته تقصیر شما نیست، نمک های این دور رو زمونه دیگه شور نیست، نمک هم نمک های قدیم!، حتی طنزنویس ها هم دیگه به بانمکی سابق نیستند، راستش آن زمان ما میکروفون و بلندگو و این جور چیزا نبود، آدمها سوسول نبودند، اگه با کسی کاری داشتند نیازی نبود از بلندگو استفاده کنند، صداشون رو می انداختن ته گلوشون و عربده می زدند همه هم صداشون رو می شنیدن، من خودم جوونی هام یه بار بالای برج میلاد بودم و تشنه ام شد، از اون بالا اصغر آقا رو صدا زدم تا برام یه ایستک لیمو بیاره، اونهم خیلی سریع یه مینیاتور دربست گرفت و اومد دم در برج میلاد و ایستک رو بهم رسوند!

همه دور سفره چشماشون داشت از حدقه در می اومد، البته نه به خاطر اینکه بابابزرگ داشت خالی می بست بلکه به خاطر اینکه بابابزرگ تونست رکورد گفتن چهار دروغ در یک جمله اش رو بشکونه!

بابایی هم گفت: اصولا تریبون ها انواع مختلفی دارند، و درجه ی آزادی افراد در بیان حرفهایشان در آنها متفاوت است، در حال حاضر چنین تریبون هایی وجود دارد: تریبون آزاد، تریبون شبه آزاد، تریبون مثلا آزاد و تریبون منطقه آزاد! ؛ البته یه جورایی تریبون تست جنبه ی افراد هم هست، بعضی ها بی جنبه هستند، وقتی یه تریبون به دستشون می افته یه حرفایی رو می زنند که خودشون هم معنی شون رو نمی دونن، پسرم تو هم مواظب باش وقتی میری انشات رو بخونی توش حرفی نزنی که خانم معلمتون ناراحت بشه!
پیش داداشی می روم و از او در مورد میکروفون و بلندگو می پرسم، داداشی می گوید: برای اینکه بفهمی بلندگو چقدر مهم است یه لحظه تصور کن که اصلا بلندگو اختراع نشده است، چه اتفاقی می افتد؟!

کمی فکر می کنم و میگویم: خب در آْن صورت سر ظهر می توانستیم راحت بخوابیم! ، داداشی می پرسد: چه ربطی داره؟!، من جواب می دهم: اگر بلندگو وجود نداشت سر ظهر میوه فروش ها با آن وانت هایشان مدام توی خیابون راه نمی افتادند و با صدای بلندگویشان مردم را سرظهر از خواب بیدار نمی کردند، و یا اینکه پسر همسایه مان دیگر نمی توانست با صدای بلند ضبطش ما را آزار دهد.
داداشی کمی فکر کرد و گفت: البته اگر میکروفون اختراع نمی شد دیگر چیزی نبود که خواننده ها دستشان بگیرند و آواز بخوانند، و چون بلندگو هم نبود نمی توانستند کنسرت برگذار کنند که این خیلی بد است چون باعث می شد دیگر ساسی مانکنی هم وجود نداشته باشد!!
پیش خواهر می روم و از او در مورد تریبون و بلندگو و میکروفون می پرسم، خواهر می گوید: هر سه اینها چیزهای خوبی هستند چون باعث اطلاع رسانی می شوند، اما حیف که بشریت از این عنصرها به نحو احسنت استفاده نمی کند و نمی داند این وسایل کاربردهای خوب دیگری هم می توانند داشته باشند.

به خواهر می گویم: مثلا این وسایل چه کاربرد دیگری می توانند داشته باشند؟! خواهر آهی می کشد و می گوید: ای کاش فرهنگ سازی صورت می گرفت و یک عدد بلندگو بالای پشت بام می گذاشتیم و من از طریق آن بلندگو به تمام مردم شهر اعلام می کردم من قصد ادامه ی تحصیل ندارم



برچسب ها : موضوع انشا: میکروفون , بلندگو , آب گوشت , ناهار آب گوشت داریم , گوشکوب , منصور کبیر , MANSOUR KABIR , کافه جوان , همشهری جوان , فرق تریبون با گوشکوب ,
دسته بندی : کافه طنز , کافه اجتماعی ,
 
فقط در .......................... ایران
خداحافظی به سبک ایرانی

دیشب خیلی خسته بودم، واسه همین تصمیم گرفتم زودتر بخوابم. تازه چشمم رو هم افتاده بود که یه دفعه از خواب پریدم. از رختخواب بلند شدم و دیدم همسایه پایینی مهمون داشته و حالا هم دارند تشریف می برند.
 
تو مراسم و مهمانی ها به محض اینکه اعلام رفتن کنیم، خداحافظی ها از همون کف زمین که نشستیم شروع میشه و تا چشم کار میکنه، تا جایی که همدیگه رو اندازه یه مورچه می بینیم، ادامه پیدا میکنه:
خب احمد آقا ، صغرا خانم!
“خیلی زحمت دادیم، با اجازه تون از حضورتون مرخص میشیم.”
با گفتن یه همچین جمله ای، تراژدی سریال یانگوم وار خداحافظی شروع می شه. بیشتر از چهل بار توی خونه یارو خداحافظی می کنیم. حالا حساب کنید مثلا ۶ نفر آدم اومدن مهمونی و حالا دارن می رن بیرون. به طور مستمر و بی وقفه همه می گن:
«خداحافظ»
صاحب خونه بدبخت، پس از کلی پذیرایی و دولا و راست شدن حالا باید به اتفاق اهل و عیال بره دنبال مهمون ها، مستمراً جواب خداحافظیه اونا رو بده:
“خداحافظ ، خداحافظ ، خداحافظ ، قربون شما ، خداحافظ ، خداحافظ ، ببخشید بد گذشت، خداحافظ ، خداحافظ…”
حالا اومدن دم در:
” … خب اصغر آقا ببخشید مزاحم شدیم ، تو رو خدا شما هم یه شب تشریف بیارین.
“خداحافظ ، خداحافظ ، چشم، حتماً مزاحم میشیم، سلام برسونین ، خداحافظ ، خداحافظ…”
توی این دسته اگر تعداد خانم ها از دو نفر بیشتر باشه که دیگه واویلاست. تازه دم در خونه یادشون می افته دستور پختن قورمه سبزی و رنگ موها و آخرین خریدها و جدیدترین دکوراسیون رو به هم بگن و تو تمام این مدت صدای دلنشین «خداحافظ ، خداحافظ» مرتباً به گوش می رسه.
حالا همه سوار ماشین شدن و سرنشینان از چهار طرف ماشین تا کمر بیرون اومدن و دارن دست تکون می دن:
“خداحافظ ، خداحافظ ، خداحافظ “
 
 
 
 
راننده هم برای عرض ارادت اون موقع شب ۵ تا ۶ بوق به معنی «خداحافظ» برای مستقبلین میزنه.
حالا دیگه ماشین رسیده ته کوچه و این بار دیگه فریاد می زنن:
“خداحافـــــــــــــظ ، خداحافـــــــــــــــظ ، خداحافـــــــــــــظ…”
آخه یکی نیست بگه مگه میخواین برین سینه کش قبرستون که دل نمی کنین از هم!؟
 
تازه فردا ساعت ۱۱ صبح یکی از خانم هایی که دیشب مهمون بوده زنگ میزنه به صغرا خانم و میگه:
“صغرا جون ممنون بخاطر پذیرایی دیشب؛ والله زنگ زدم بگم دیشب این بچه ها حواسم را پرت کردن یادم رفت ازت خداحافظی کنم!!!”
 



برچسب ها : خدافظی , منصور کبیر , خداحافظی به سبک ایرانی , احمد آقا , صغرا خانم , تراژدی سریال یانگوم , «خداحافظ» , دستور پختن قورمه سبزی , رنگ موها , آخرین خریدها و جدیدترین دکوراسیون , خداحافظ , mansour kabir , کافه جوان , همشهری جوان ,
دسته بندی : کافه طنز ,
آخرین مطالب
» بی خبر از همگانم ( شنبه 30 تیر 1397 )
» تولدم مبارک بعد از 9 روز ( پنجشنبه 10 اسفند 1396 )
» خدمتم آرزوست!! ( چهارشنبه 10 آبان 1396 )
» خسته ایم شدید ( شنبه 11 شهریور 1396 )
» دیوانگی ( یکشنبه 22 اسفند 1395 )
» روال همین بوده...همینم می مونه ( یکشنبه 1 اسفند 1395 )
» دنیا خیلی کثیفه. گوهه گوه. ( یکشنبه 17 بهمن 1395 )
» میپاچه خونم رو عکسات! ( دوشنبه 11 بهمن 1395 )
» سخت نویسی ( یکشنبه 10 بهمن 1395 )
» هوز کٍیر؟ جاست رایت دِن شات د فاک آپ ( یکشنبه 3 بهمن 1395 )
» لذت یا زجر؟ ( شنبه 2 بهمن 1395 )
» کامو جان دوستت دارم ( دوشنبه 27 دی 1395 )
» برگشتم ولی چه برگشتنی ( دوشنبه 27 دی 1395 )
» من باد میشم میرم تو موهات ( سه شنبه 5 مرداد 1395 )
» دُرافشانی ( دوشنبه 21 تیر 1395 )
» طوری که من فکر میکنم ( جمعه 11 تیر 1395 )
» تنهایی یک روح بزرگ ( یکشنبه 6 تیر 1395 )
» خاطره نویسی ( یکشنبه 6 تیر 1395 )
» دلم می خواهد ( شنبه 29 خرداد 1395 )
» همه مقصریم ( دوشنبه 24 خرداد 1395 )
» نانوشته ها ( پنجشنبه 13 خرداد 1395 )
» تاریکی سینما ( سه شنبه 21 اردیبهشت 1395 )
» انتخاب بین بد و بدتر ( جمعه 3 اردیبهشت 1395 )
» پاییز فصل آخر سال است ( چهارشنبه 1 اردیبهشت 1395 )
» سیگار تنهایی ( چهارشنبه 1 اردیبهشت 1395 )
» 50 سال دیگر ( دوشنبه 30 فروردین 1395 )
» ژن های تشدید شده ( دوشنبه 30 فروردین 1395 )
» ایستاده در غبار در شهر زیبا ( یکشنبه 29 فروردین 1395 )
» پروازم قفسی نچشد! ( پنجشنبه 26 فروردین 1395 )
» علمی تخیلی ( چهارشنبه 25 فروردین 1395 )
پشتیبانی آنلاین
  • چت با نویسندگان کافه

آمار بازید
تعداد نویسندگان :
تعداد کل مطالب :
آخرین بروز رسانی :
مترجم سایت