کافه جوان
Logo RSS
کافه جوان یک پایگاه چند منظوره برای رفع نیازهای جوان هاست. از سرگرمی و تفریح گرفته تا مطالب اجتماعی و سیاسی روز (البته اونم با چاشنی طنز!)
شعار ما شادی حتی در سخت ترین لحظات است پس شاد باشید!

کافه جوان


سلام. پست این دفعه رو با یه جوک قدیمی شروع میکنم. میگن یکی میره پارچه فروشی به مغازه دار میگه : آقا یه پارچه جون دار میخوام. مغازه دار میگه برا چه کاری؟ طرف میگه برا زیر شلواری! فروشنده یه پارچه میاره میگه این خوبه؟ طرف میگه جون دار تر لطفا. یه پارچه دیگه میاره طرف بازم میگه جون دار تر. فروشنده چند تا پارچه دیگه هم میاره و بازم همینو میشنوه. آخر سر یه پارچه میاره میگه اینو ببرید! قول میدم اونجاتون پاره شه ولی این پاره نشه!

حالا همین اتفاق به شیوه مدرن افتاده! سه شنبه که دانشگاه بودم دیدم یه پسره یه شلوار پوشیده که اگه ببینید از خنده می ترکید! همون طور که میدونید من نمیتونستم از شلوارش عکس بگیرم چرا که دوربین گوشیم خرابه و در ضمن خیلی زشته که از پشت کسی عکس بگیری! خدا پدر برنامه نقاشی ویندوزو بیامرزه که کمک میکنه ماجرا برای شما ملموس بشه! عکس شلوار این دوستمونو در زیر مشاهده میکنید!

همون طور که می بینید کنار جیب های پشت این شلوار دوتا دکمه هست که یه نوار یا بند از جنس همون شلوار بهش وصل میشه. من وقتی این شلوارو دیدم یاد همون جوک قدیمی افتادم و جاتون خالی کلی خندیدم! نتیجه میگیریم که جنس پارچه شلوارش جون دار نبوده و بنابراین این بندو با دکمه وصل کرده که جبران جون دار نبودن پارچه رو بکنه و یه وقت اونجاش پاره نشه!

دوستان! عزیزان! یکم تو پوشش هاتون دقت کنین! آقایونی که برا جلب توجه خانوما لباس های نا متعارف میپوشید! باور کنید که خانوما هم بهتون میخندن! مسخره تون میکنن! انصافا انتخاب نوع پوشش هم هنریه که خیلیا ندارن....!

از من نکن خدافظی!                        




برچسب ها : جوک , پارچه فروشی , مغازه دار , پارچه جون دار , زیر شلواری , پارچه , دانشگاه , دوربین , جلب توجه , لباس های نا متعارف , مسخره , سندمن , سندمن در دانشگاه , ماجراهای دانشگاه سندمن , پرند , کافه جوان , وبلاگ کافه جوان , sandman , the sandman ,
دسته بندی : کافه طنز ,
تو تاکسی نشسته بودم. وقتی به مقصد مورد نظر رسیدم به راننده گفتم : آقا دسستتون درد نکنه ، نگه دارین.
راننده: پیاده می شی؟
من: بله.
راننده: یه نفری؟
من بله.
راننده: بقیه ی پولتو بهت بدم؟
من: بله.
یهو راننده زد تو گوشم گفت: خاک تو سرت! این همه موقعیت پ ن پ برات درست کردم استفاده نکردی!!!!
بگذریم. رفتم سی دی فروشی. گفتم سی دی بوووووووووق (!) رو دارین؟ گفت وایسا برات رایت کنم. من هم گفتم ها؟! صندلی اینجاست من وایسم؟ نشستم و منتظر وایسادم. یعنی منتظر نشستم. در همین حین که داشتم در دریای تخیل شنا می کردم ناگهان یه خانوم خیلی چادری (خیلی وحشتناک چادری - مثل نینجا!) اومد تو. فروشنده گفت: سلام. چی می خواین؟
(لطفا برای خوندن این مکالمه صدای زن را 10 برابر کلفت تر از صدای مرد قرار دهید!)
زن: یه بازی کامپیوتری می خواستم مال بچه ی 7-8 ساله م.
فروشنده: چه بازی ای؟
زن: بازی خووووووووب!!!! بازی ایرانی دارین؟ بازی خیلی خوب که چیز میز نداشته باشه. بازی خوووووب!
فروشنده: گرفتم چی می گین. (فروشنده در این لحظه به تفکر عمیق فرو می رود و با توجه به تمامی جوانب کار سعی در آنالیز مفتوشانه ی مربوط به محجوبه (!) می کند) از اینا که شما بخواین من فقط می تونم بازی فوتبال و نید فور اسپید رو بهتون پیش نهاد کنم. نید فور اسپید یه جور بازی ماشینه.
زن: خوبه همون فوتبال و ماشینو بدین.
من این جا به طور ناخودآگاه کنترل خود را از دست داده و نتوانستم به ول دادن جمله ای که روی ذهنم مانور می داد غلبه کنم. با حالتی شبیه فریاد گفتم: من نید فور اسپید هم پیش نهاد نمی کنم!
زن که خیلی بهش برخورده بود می خواست بگیره منو بزنه! فکر کردم واقعا با یه نینجا طرفم! نگاه غضبناکی به من کرد و طوری چشمانش را به سمت فروشنده انداخت و گفت فقط همون فوتبالو بده و دهانش باز بود طوری که انگار می خواهد بگوید: وای به حالت اگه فوتبالی که می دی با شورت و پیرهن آستین کوتاه آرنج نما(!) بازی کنن!
بعد بازی رو گرفت و با خوشحالی (قیافه ش که معلوم نبود از کجا فهمیدم با خوشحالی؟) مغازه رو ترک کرد و من نیز سی دی بووووق رو گرفتم و به سمت هدفی نامعلوم حرکت کردم.


برچسب ها : شرلوک , هولمز , سی دی , سی دی خوب , کجاز , چادری , خیلی چادری , بسیجی , بازی , بازی مجاز , رده ی سنی , بزرگسال , مذهبی , نید فور اسپید , فوتبال , پی ای اس , فیفا , دست نوشته های هولمز , مسخره , پ ن پ ,
دسته بندی : کافه طنز , کافه اجتماعی ,
آخرین مطالب
» بی خبر از همگانم ( شنبه 30 تیر 1397 )
» تولدم مبارک بعد از 9 روز ( پنجشنبه 10 اسفند 1396 )
» خدمتم آرزوست!! ( چهارشنبه 10 آبان 1396 )
» خسته ایم شدید ( شنبه 11 شهریور 1396 )
» دیوانگی ( یکشنبه 22 اسفند 1395 )
» روال همین بوده...همینم می مونه ( یکشنبه 1 اسفند 1395 )
» دنیا خیلی کثیفه. گوهه گوه. ( یکشنبه 17 بهمن 1395 )
» میپاچه خونم رو عکسات! ( دوشنبه 11 بهمن 1395 )
» سخت نویسی ( یکشنبه 10 بهمن 1395 )
» هوز کٍیر؟ جاست رایت دِن شات د فاک آپ ( یکشنبه 3 بهمن 1395 )
» لذت یا زجر؟ ( شنبه 2 بهمن 1395 )
» کامو جان دوستت دارم ( دوشنبه 27 دی 1395 )
» برگشتم ولی چه برگشتنی ( دوشنبه 27 دی 1395 )
» من باد میشم میرم تو موهات ( سه شنبه 5 مرداد 1395 )
» دُرافشانی ( دوشنبه 21 تیر 1395 )
» طوری که من فکر میکنم ( جمعه 11 تیر 1395 )
» تنهایی یک روح بزرگ ( یکشنبه 6 تیر 1395 )
» خاطره نویسی ( یکشنبه 6 تیر 1395 )
» دلم می خواهد ( شنبه 29 خرداد 1395 )
» همه مقصریم ( دوشنبه 24 خرداد 1395 )
» نانوشته ها ( پنجشنبه 13 خرداد 1395 )
» تاریکی سینما ( سه شنبه 21 اردیبهشت 1395 )
» انتخاب بین بد و بدتر ( جمعه 3 اردیبهشت 1395 )
» پاییز فصل آخر سال است ( چهارشنبه 1 اردیبهشت 1395 )
» سیگار تنهایی ( چهارشنبه 1 اردیبهشت 1395 )
» 50 سال دیگر ( دوشنبه 30 فروردین 1395 )
» ژن های تشدید شده ( دوشنبه 30 فروردین 1395 )
» ایستاده در غبار در شهر زیبا ( یکشنبه 29 فروردین 1395 )
» پروازم قفسی نچشد! ( پنجشنبه 26 فروردین 1395 )
» علمی تخیلی ( چهارشنبه 25 فروردین 1395 )
پشتیبانی آنلاین
  • چت با نویسندگان کافه

آمار بازید
تعداد نویسندگان :
تعداد کل مطالب :
آخرین بروز رسانی :
مترجم سایت
شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Website Traffic | Buy Targeted Website Traffic