کافه جوان
Logo RSS
کافه جوان یک پایگاه چند منظوره برای رفع نیازهای جوان هاست. از سرگرمی و تفریح گرفته تا مطالب اجتماعی و سیاسی روز (البته اونم با چاشنی طنز!)
شعار ما شادی حتی در سخت ترین لحظات است پس شاد باشید!

کافه جوان

با درووووووود فراوان بر شما...منو شناختید؟! من همونم که یه روز/ میخواستم دریا بشم/ میخواستم بزرگترین دریای دنیا بشم/آروز داشتم برم/تا به دریا برسم/شب رو آتیش بزنم/ تا به فردا برســـــــــــــم.. اینم قیافم: بزرگ شدم نه؟!! چه قدی کشیدم!! برنج محسنه اخه!! بابت یک ماه و دوهفته تاخیر بسیار پوزش می طلبم...چه کنیم دیگه درسا سنگینه... از این ور باید درس بخونی از اون ور هم باید کار کنی تا پول تحصیل و زندگیتو در بیاری.... بری خونه کارای خونه رو انجام بدی...مس بسابی، یخ حوض بشکنی،از چشمه قله کوه دماوند آب شیرین بیاری!!!

عجب دور و زمونه ای شده! آدم شاخ در میاره..... نمیتونی تشخیص بدی با ساز زندگی خودت که عربی و بندری مینوازه برقصی و قر بدی یا با ساز زندگی مردم که هی ریتمو عوض میکنه!!

*ساعت 2 بعداز ظهر تعطیل شدیم سوار سرویس شدم که برگردم خونه... توی راه یه کامیون دیدم که پشتش نوشته بود: همه اسیر عشق اند ما اسیر مرغ!!! دور و زمونه رو میبینی....

 *ساعت آخر تو کلاس زیست نشستیم گرسنگی و تشنگی و خواب داره بهمون فشار میاره هیچی تو مغزمون نمیره! کلا اون بالا بالاهاییم... یهو رفیقم داره میگه تمی یه دیقه خودکار شانسیتو بده!! میگم چی؟!!! خمیازه میکشه میگه منظورم اینه که خودکار قرمزتو بده....( این هم دور و زمونه نسل جوان!!)

·        امتحان فیزیک داشتیم سوالا به شدت سخت بود!! سر جلسه آدم گریه ش میگرفت!!! یه هفته بعد معلم برگه ها رو تصحیح کرده آورده سر کلاس بعد از نیم ساعت فحش و ناسزا و دعوا برگه ها رو داد... داشتم ذوق مرگ میشدم!!! امتحان به این سختی از 10 نمره شده بودم 8!!! با شوق رفتم خونه گفتم مامان مامان اون امتحان سخته رو 8 گرفتم!! برگه مو گرفت پشت و روشو با سرعت جت یه نیگاه انداخت بعدشم چپ چپ نیگاه بنده کرد انگار میخواد منو بخوره گفت خاک تو سرت!!!( اینم دور و زمونه مادر و دختری)

·        رفتیم خونه مامان بزرگم پسرخاله نیم وجبی بنده، اول دبیرستانه اومده نشسته جلوم میگه خب دوستات خوبن؟!!! میگم حالا شماره شقایق رو نمیدی؟؟؟!! داره به دختر خالم میگه خب شما فردا ساعت چند میخوایین برین اردو؟!! گفت 12 تا 4 بعداز ظهر... نیشش تا بناگوشش باز شد گفت واقعــــــــــــا؟!!! خب حالا یه سر میام اونورا...َیکی نیس بهش بگه آخه کدوم ادم اسگولی به تو کوتوله نیگاه میکنه؟؟!!! ما زمانی که اول دبیرستان بودیم نمی فهمیدیم اصلا" پسر" به چه موجودی گفته میشه!!!( اینم از دور و زمونه پسرا)

  زنگ تفریح بود من و درسا کنار هم نشستیم داریم با صدای رسا اهنگ مای بیبی رو میخونیم یهو یکی از در داره میاد تو کلاس میگه آخــــــــــــــــی... قربون شما دوتا نوجوان نو شکفته برم من!!! ( اینم از دور و زمونه من و درسا و امرسان!!)

   دارم به شاعر میگم شاعر!! شعری بفرما... شاعر سرما خورده بود لیکن با صدایی گرفته فرمود:

عـــــــــشق یعنی علاقه، نه کفگیر و ملاقه      دوست دارم یه عالمه اندازه یه قابلمه

 من عاشق تو هستم تو قابلمه نشستم         یه لنگه کفش تو دستم منتظر تو هستم!!

  دلتون شاد و لباتون خندون.... بدرووووووووود




برچسب ها : عجب دور و زمونه ای شده , تمپتر , برنج محسن , قد , زندگی , پول , قله دماوند , دماوند , آب شیرین , شاخ , ساز زندگی , سرویس , کامیون , مرغ , طنز مرغ , مغز , گرسنگی , تشنگی , خودکار قرمز , نسل جوان , امتحان , فیزیک , فحش , جت , مادر , دختر , مامان بزرگ , پسر خاله , نیم وجبی , شماره , اردو , زنگ تفریح , مای بیبی , امرسان , شاعر , عشق , علاقه , کفگیر , ملاقه , قابلمه , دوست دارم , لنگه کفش , the tempter , Tempter ,
دسته بندی : کافه طنز , کافه جالب انگیز ,

دروووووووووووووود...طاعات و عباداتتون قبول درگاه حق. چند هفته پیش رفته بودم وبگردی جای شما خالی! همینطور رفتم جلو تا اینکه به یه موضوع جالب رسیدم نوشته بود اگه دخترا میرفتن سربازی چی میشد؟!! کلی فکر کردم و به جوابای جالبی رسیدم.

 

1-دیگه کدوم پسری میرفت دنبال مرخصی و معاف شدن؟!! همه ثانیه شماری میکردن تا به سن قانونی برسن و با کله برن سربازی!

 

2-غذاهای پادگان رو بگوووووووو!! انگشت ها با غذاها خورده میشد! اخه آشپزی خانما حرف نداره!

 

3- دیگه کدوم پسری حاضر میشد بره کچل کنه؟! همه بدو بدو میرفتن آرایشگاه 60 هزارتومن میدادن موهاشونو سیخ میکردن و میومدن جلو دخترا چشم و ابرو بالا پایین مینداختن!

 

4-اساسی ترین و مهم ترین جواب: عاشقی چه میکرد با جوونا؟!!! هر روز نامه ای عشقولان واسه خانما میفرستادن و هروقت جوابی دریافت نمیکردن رو زمین مینشستن و چشم میدوختن به سنگ ریزه های روی زمین!!

 

5-فکر کنید سرگروهبان،زن بود! وقتی پسری رو میاوردن که به جرم ایجاد مزاحمت برای دخترا تنبیه شه خودشو مینداخت جلو پای سرگروهبان که من عاشق شدم و اون دختره رو میخوام و فلان فلان! خانما هم که دلسوووووووووز، دل رحـــــــــــــــــــــم میگه بسوزه پدر عاشقی!! ولش میکنه میره!

 

6-پادگان نظامی تبدیل میشد به مکانی برای پیک نیک دخترپسرا! نمیه های شب گروه گروه دور اتیش مینشستن و گیتار میزدن. مثل جزایر هاوایی!!

 

7-موقع ترخیص شدن رو که دیگه نگووووووووو! به جای اینکه با لبخند از پادگان خارج شن با گریه به گروهبان آیزون میشدن که ما هنوز مرد که نشدیم هیچ،ادم هم نشدیم!!

 

8- در ذهن جوانان به جای خاطرات تلخ دوران سربازی خاطرات شیرین دوران سربازی نقش می بست!!

 

 با این حساب کتابای من دیگه در دانشگاه ها رو پلمپ میکردن! فقط الان دارم غصه ی یه چیز رو میخورم! اگه من اعزام شم سربازی(!) اجازه میدن با خودم کرم ضد آفتاب ببرم؟! پوست من حساسه ها!! منو بکشن هم تو آفتاب بدون کرم کلاغ پر گنجیشک پر نمیرم!! گفته باشم!!

 

به قول شاعر که می فرماید:

 به جز قوم شوهر که ویرانگرند................... بنی آدم اعضای یک دیگرند

 

و در اخر جا داره بگم شب ها وقتی سر سفره افطار نشستی، دست های خالی و بی آلایشت رو ببر بالا و و چند دیقه ای نگه دار تا بقیه هم بتونن یه چیزی بخورن!

 

بدروووووووووووووووووووود...




برچسب ها : سربازی , طنز در دوران سربازی , طنز , طنز سربازی , دختر , پسر , طنزدخترا , طنزپسرا , طنز در دوران خدمت , جدیدترین مطالب طنز , به روز ترین مطالب طنز , کچل , سرگروهبان , جزایرهاوایی , هاوایی , سایت کافه جوان , تمپتر , اگه دخترا برن سربازی چی میشه , سربازی دختران , عشق , پیک نیک ,
دسته بندی : کافه طنز , کافه جالب انگیز ,
در بررسی سن ازدواج باید توجه داشته باشیم که فقط سن تقویمی و شناسنامه ای برای ما مهم نیست بلکه وقتی صحبت از سن ازدواج می شود، ما به سن عقلی و سن عاطفی زوج موردنظر توجه می کنیم…

البته فردی که سن تقویمی یا شناسنامه ای مثلا ۲۵ سال دارد از نظر عقلی، شناختی و عاطفی باید در حد ۲۵ ساله ها باشد ولی احتمال دارد که این گونه نباشد. یعنی در بعضی مواقع ما شاهد این موضوع هستیم که فردی از نظر شناسنامه ای، سن پایینی دارد اما از نظر عاطفی و شناخت اجتماعی در سطح بالایی است و به قولی بزرگ تر از سنش رفتار می کند؛ گاهی حتی یک خانواده را نیز مدیریت می کند.

بعضی افراد هم نسبت به سن شناسنامه ای شان پختگی لازم را نداشته و مانند کودکان رفتار می کنند مثلا مرتب شغلشان را تغییر می دهند و هدف مشخصی در زندگی ندارند.

پس یادمان باشد در ازدواج سن عقلی، عاطفی و شناختی مطرح است. حال بر فرض اینکه زوجین تناسب لازم را با هم دارند، باز بهتر است ۴- ۳ سالی مرد بزرگ تر از زن باشد که البته دلایل متعددی برای این کار وجود دارد.


اول اینکه خانم ها زودتر از آقایان به سن بلوغ می رسند. به همین دلیل رشد اجتماعی شان زودتر آغاز می شود و به عنوان یک زن زودتر در جامعه دیده و پذیرفته می شوند و نقش های متعددی را بر عهده می گیرند.
به خصوص اینکه با تغییر صفات ثانویه جنسی، نگاه جامعه هم به آنها تغییر می کند و دیگر مانند یک دختربچه با آنها رفتار نمی شود. در صورتی که پسرها دیرتر به سن بلوغ می رسند و از نظر اجتماعی نیز دیرتر به عنوان یک مرد شناخته می شوند. این امر باعث می شود مردها هم دیرتر نقش خود را در اجتماع باور کنند.

دوم اینکه با توجه به مسایل فرهنگی کشور ما، بسیاری از مردها تمایل زیادی ندارند که از طرف همسرشان مورد راهنمایی، سرزنش، شماتت و مشاوره قرار بگیرند. بنابراین وقتی خانمی از شوهرش بزرگ تر باشد، ممکن است آگاهی ها و دانش او از همسرش بیشتر باشد. این امر در برخی مواقع تاثیراتی منفی دارد و مرد نمی تواند این رفتار را تحمل کند. از طرف دیگر آمارهای طلاق در این شرایط نشان می دهد که بسیاری از جدایی ها در سنین بالا رخ می دهد و این امر درست در زمانی است که خانم ها به سن یائسگی می رسند.

این موضوع می تواند هم از نظر بچه دارشدن و هم از نظر مسایل جنسی تاثیرات خاصی بر زندگی فرد داشته باشد. شوهران جوان ، از نظر جنسی فعال تر از همسران میان سالشان هستند. این امر در مردانی که از نظر معنوی، اجتماعی و شناخت اجتماعی درک بالایی ندارند، ممکن است به بروز رفتارهایی منجر شود که می تواند پایه های زندگی را به شدت سست کند. این عده از آقایان از اعتماد به نفس کمتری برخوردارند و ترجیح می دهند با زنان بزرگ تر از خود ازدواج کنند؛ به خصوص اگر خانم ها از نظر اقتصادی در وضعیت خوبی هم باشند.

عده ای از آقایان هم در کودکی ناکامی هایی را نسبت به دریافت حمایت مادرانه داشته اند و به طور ناخودآگاه به سمت خانم هایی می روند که سنشان بالاتر است. اصطلاحا او را به عنوان مادر در نظر می گیرند و نه به عنوان همسر. عده ای از آقایان هم که اختلال شخصیت دارند، قدرت تصمیم گیری ندارند و منتظرند دیگران برای آنها تصمیم بگیرند. در حقیقت آنها خواهان این هستند که خود را پشت سر دیگران پنهان کنند. این گروه از مردان، بیشتر به سمت ازدواج های این چنینی می روند. برخی انتخاب ها هم به نوعی ناخودآگاه است.

ما افراد بسیاری را دیده و بررسی کرده ایم که با خانم هایی ازدواج می کنند که شبیه جوانی مادرشان است در حقیقت آنها زنی را انتخاب می کنند که شبیه فردی است که در دوران کودکی آنها را حمایت کرده و مورد محبت قرار داده است.

نکته آخر اینکه ۲ گروه از خانم ها بیشتر مورد توجه این گروه از آقایان قرار می گیرند؛ خانم هایی که چهره های کودکانه داشته باشند یا زن هایی که چهره هایی پخته و مادرانه دارند. معمولا هر ۲ گروه این افراد دچار مشکلات زناشویی و خانوادگی می شوند.

تنها کسانی در زندگی موفق هستند که انتخابشان براساس انتخابی عاقلانه و شناخت کامل باشد.

نظر کارشناس (دکتر سندمن) : با تشکر از این دوستمون که خیلی حرف زد. من یکم با حرفاش موافقم. مخصوصا در مورد یائسگی. آقایون محترم توجه داشته باشید که شما میتونید با هر زنی که دوس دارید ازدواج کنید و سن شناسنامه ای هم اصلا مهم نیست. مگه جرارد پیکه که حدود 10-12 سال از شکیرا کوچیک تره مشکلی داره؟ بله! مشکل وقتی درست میشه که شکیرا یائسه بشه و پیکه اول چل چلیش باشه!اون موقع س که فیلم جدایی پیکه از شکیرا رو میسازن! حواستون باشه اگه قراره دختره بزرگتر باشه ، یکی دو سال یا حداکثر سه سال بزرگ تر باشه که به پای هم یائسه شین! درضمن تو فرهنگ ما بد جا افتاده که حتما پسر باید بزرگ تر باشه. اگه واقعا هم دیگه رو دوس داشته باشن و مشکلی نداشته باشن و شرایط خانوادگیشون جوری باشه که در آینده هم مشکلی نداشته باشن چرا که نه؟ برن ازدواج کنن. من خودم همینجا حمایتشون میکنم. آهای دخترایی که شوهرتون از خودتون کوچیک تره و آهای پسرایی که زنتون ازتون بزرگ تره! به گوش باشید! خجالت نکشید بلکه با افتخار بگید این همسر منه و سنش اصلا مهم نیست. هر کسی بهتون ایراد گرفت یا مسخره تون کرد دوتایی جلوش وایسد و درحالی که دستاتونو به حالت مرگ بر آمریکا بالا گرفتید تو صورتش داد بزنید علی ی ی ی ی ی ی ی ی ی ی یه دایی ی ی ی ی ی ی ی! طرف اگه پر رو نباشه میذاره میره!

از من نکن خدافظی!

 

دکتر حسین ابراهیمی مقدم
مشاور خانواده و مدرس دانشگاه

با همکاری دکتر سندمن

دانشجوی نرم افزار دانشگاه آزاد واحد پرند




برچسب ها : وبلاگ کافه جوان , ازدواج , ازدواج با دختر بزرگتر , رابطه جنسی , مادر , عشق , شناخت , راهنمای ازدواج , آیا در ازدواج سن شناسنامه ای مهم است , چهره های کودکانه , ناکامی , اختلال شخصیت , یائسگی , کارشناسی , روانشناسی , روانشناسی های سندمن , کارشناسی های سندمن , اجتماعی , راهنمای انتخاب همسر , دکتر حسین ابراهیمی مقدم , سندمن , کافه جوان , sandman , the sandman , پیکه , شکیرا , جدایی پیکه از شکیرا , علی دایی , نرم افزار , دانشگاه آزاد واحد پرند ,
دسته بندی : کافه اجتماعی ,
اساساً هیچ دوستی را نمی‌توان بدون هدف و انگیزه دانست. ممکن است انگیزه برای فردی که از بیرون ناظر این رابطه است مشخص نباشد و یا این گونه به نظر برسد که یک زوج بدون هیچ گونه تفکری اقدام به برقراری یک رابطه کرده‌اند، ولی در واقع این طور نیست و تحت هیچ شرایطی نمی‌توان از واژه بی هدف استفاده کرد. اطمینان داشته باشید که چیزی درون دختر یا پسر وجود داشته که وی را به طرف دوستی با جنس متفاوت سوق داده است و این همان انگیزه دوستی است.

انواع دوستی ها

برای دوستی‌ها چند فرض وجود دارد. یک فرض این است که افراد با آدم‌هایی که از نظر شخصیتی در تضاد با آن‌ها هستند، رابطه پیدا می‌کنند و با آن‌ها طرح دوستی می‌ریزند. شعاری که برای این گروه به کار می‌رود، این است که «ضدها همدیگر را جذب می‌کنند ».

گروه دومی وجود دارند که با افراد مشابه با خودشان دوست می‌شوند. به قول معروف «کبوتر با کبوتر، باز با باز ». گروه دیگری هم هستند که بر اساس صلاحیت‌ها و توانایی‌های افراد و با توجه به آینده نگری برای خودشان دوست انتخاب می‌کنند. البته دسته بندی‌های دیگری هم وجود دارد. به طور مثال، مجاورت دو فرد، آشنایی می‌آورد، آشنایی جذابیت می‌آورد و به واسطه همین دو نفر با هم طرح دوستی می‌ریزند.

دختر و پسری که فقط همدیگر را به عنوان دوست انتخاب می‌کنند و به قول خودشان »just friend« هستند، هیچ رابطه خاص و بسیار صمیمانه‌ای با هم نخواهند داشت و صرفاً به صورت گروهی و جمعی اوقات فراغتشان را با هم می‌گذرانند و هدفی برای عمیق شدن رابطه وجود ندارد، اما از این نکته غافل اند که همین مجاورت و آشنایی خود به خود جذابیت ایجاد می‌کند؛ حتی اگر در مرحله اول این دو مطابق میل هم نباشند.

چرا دوست نشویم؟

این امر موجب بروز مشکلاتی می‌شود. از جمله این مشکلات می‌توان به شکل گیری رابطه‌ای که به هیچ عنوان عمیق نیست ولی طرفین را دچار وابستگی‌های احساسی و عاطفی بسیار می‌کند، اشاره کرد. این موضوع آن قدر آرام و آهسته و در سطح ناخودآگاه ذهن رخ می‌دهد و پیشرفت می‌کند که هیچ کدام از دو نفر متوجه آن نخواهند شد. شدت وابستگی هم به قدری بالاست که بعضاً با عشق اشتباه گرفته می‌شود.

از طرف دیگر، تجربه ثابت کرده است که هیچ دختری صرفاً به قصد دوستی با یک پسر اقدام به برقراری رابطه نمی‌کند. حتی ممکن است شعار و حرفش صرفاً دوستی باشد، اما ته ذهنش به ازدواج فکر می‌کند. البته در پسران این وضعیت متفاوت است. پسرها می‌توانند در ذهنشان مرز بین دوستی و ازدواج را حفظ کنند، ولی دخترها قادر به انجام این تفکیک نیستند. یعنی دخترها اغلب کسی را برای دوستی انتخاب می‌کنند که معیارهای جذابیت برای ازدواج را داشته باشد و چون پسرها در دوستی به ازدواج فکر نمی‌کنند، معمولاً این دخترها هستند که در این قبیل دوستی‌ها متضرر می‌شوند.

قطع رابطه در این شرایط یک نوع شک کردن به کفایت و صلاحیت طرف مقابل در فرد ایجاد می‌کند و این در حالی است که فرد نمی‌خواهد خودش را یک بازنده که در انتخاب دوست دچار اشتباه شده است، بداند.

نکته دیگر این است که این گونه دوستی‌ها تجارب زیادی برای طرفین به همراه خواهد داشت و بعد از مدتی طرفین از این کسب تجربه پشیمان خواهند شد؛ چرا که در ضمن کسب این تجارب، به طور ناخواسته و ناآگاهانه وابستگی شدیدی به یکدیگر پیدا می‌کنند، به طوری که جدایی هر چند که به صلاح دو نفر باشد، برایشان سخت و ناگوار خواهد شد. قطع رابطه در این شرایط یک نوع شک کردن به کفایت و صلاحیت طرف مقابل در فرد ایجاد می‌کند و این در حالی است که فرد نمی‌خواهد خودش را یک بازنده که در انتخاب دوست دچار اشتباه شده است، بداند.

بهترین راهکار

بهترین راهکار در چنین شرایطی «تجدید قوا بعد از شکست» است. دو نفر باید عزت نفس خودشان را بازسازی کنند و سعی کنند بر احساسات ناخودآگاهشان چیره شوند و بپذیرند که ادامه این دوستی به صلاحشان نخواهد بود.

این افراد باید بدانند که راه را اشتباه رفته‌اند و موفقیت در زندگی یعنی حذف عوامل خطا. ما خودمان مقصر شکست ها و اشتباهات زندگی‌مان هستیم و نباید تقصیر را به گردن دیگران بیندازیم. باید بپذیریم فردی که ما با او دوست شده‌ایم، از همان ابتدا مجموعه‌ای از اخلاق و رفتارهای فردی و اجتماعی را داشته است.

اگر اکنون این رفتارها برای ما ناگوار به نظر می‌رسد، به این معنا نیست که طرف مقابل دچار تغییرات زیادی‌ شده است و یا ما را فریب داده است بلکه این ما بوده‌ایم که از همان ابتدا با دقت نکردن و احساسی عمل کردن، این رفتارها را نا دیده گرفته‌ایم. پس بهتر است فرد هرچه سریع‌تر تکلیف خود را در چنین روابطی روشن کند و از ادامه بیهوده آن اجتناب ورزد.




برچسب ها : دوستی دختر و پسر , رابطه دختر و پسر , روابط نامشروع دحتر و پسر , دوست پسر , دوست دختر , جی اف , بی اف , عشق , ازدواج , جذابیت , جذابیت ظاهری , چگونه دوست دختر پیدا کنیم؟ , چگونه دوست پسر پیدا کنیم؟ , چگونه با دوست پسر خود به هم بزنیم؟ , چگونه با دوست دختر خود به هم بزنیم؟ , چگونه از همسر خود جدا شویم؟ , چگونه پیشنهاد ازدواج دهیم؟ , چگونه عاشق شویم؟ , روانشناسی , اجتماعی , روانشناسی های سندمن , سندمن , دکتر سندمن , کافه جوان , وبلاگ کافه جوان , sandman , the sandman ,
دسته بندی : کافه اجتماعی ,
آخرین مطالب
» بی خبر از همگانم ( شنبه 30 تیر 1397 )
» تولدم مبارک بعد از 9 روز ( پنجشنبه 10 اسفند 1396 )
» خدمتم آرزوست!! ( چهارشنبه 10 آبان 1396 )
» خسته ایم شدید ( شنبه 11 شهریور 1396 )
» دیوانگی ( یکشنبه 22 اسفند 1395 )
» روال همین بوده...همینم می مونه ( یکشنبه 1 اسفند 1395 )
» دنیا خیلی کثیفه. گوهه گوه. ( یکشنبه 17 بهمن 1395 )
» میپاچه خونم رو عکسات! ( دوشنبه 11 بهمن 1395 )
» سخت نویسی ( یکشنبه 10 بهمن 1395 )
» هوز کٍیر؟ جاست رایت دِن شات د فاک آپ ( یکشنبه 3 بهمن 1395 )
» لذت یا زجر؟ ( شنبه 2 بهمن 1395 )
» کامو جان دوستت دارم ( دوشنبه 27 دی 1395 )
» برگشتم ولی چه برگشتنی ( دوشنبه 27 دی 1395 )
» من باد میشم میرم تو موهات ( سه شنبه 5 مرداد 1395 )
» دُرافشانی ( دوشنبه 21 تیر 1395 )
» طوری که من فکر میکنم ( جمعه 11 تیر 1395 )
» تنهایی یک روح بزرگ ( یکشنبه 6 تیر 1395 )
» خاطره نویسی ( یکشنبه 6 تیر 1395 )
» دلم می خواهد ( شنبه 29 خرداد 1395 )
» همه مقصریم ( دوشنبه 24 خرداد 1395 )
» نانوشته ها ( پنجشنبه 13 خرداد 1395 )
» تاریکی سینما ( سه شنبه 21 اردیبهشت 1395 )
» انتخاب بین بد و بدتر ( جمعه 3 اردیبهشت 1395 )
» پاییز فصل آخر سال است ( چهارشنبه 1 اردیبهشت 1395 )
» سیگار تنهایی ( چهارشنبه 1 اردیبهشت 1395 )
» 50 سال دیگر ( دوشنبه 30 فروردین 1395 )
» ژن های تشدید شده ( دوشنبه 30 فروردین 1395 )
» ایستاده در غبار در شهر زیبا ( یکشنبه 29 فروردین 1395 )
» پروازم قفسی نچشد! ( پنجشنبه 26 فروردین 1395 )
» علمی تخیلی ( چهارشنبه 25 فروردین 1395 )
پشتیبانی آنلاین
  • چت با نویسندگان کافه

آمار بازید
تعداد نویسندگان :
تعداد کل مطالب :
آخرین بروز رسانی :
مترجم سایت
شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Website Traffic | Buy Targeted Website Traffic