کافه جوان
Logo RSS
کافه جوان یک پایگاه چند منظوره برای رفع نیازهای جوان هاست. از سرگرمی و تفریح گرفته تا مطالب اجتماعی و سیاسی روز (البته اونم با چاشنی طنز!)
شعار ما شادی حتی در سخت ترین لحظات است پس شاد باشید!

کافه جوان

درووووووووووود....خواهش میکنم....خواهش میکنم....لازم نیست بلند شید.بفرمایید! یه چیزیه که مدت ها ذهن منو مشغول کرده.اصلا خوابو از من گرفته...اشتهاموهم کور کرده . موقعی که فیلم میبینم،چشام خیره میشه به تلویزیون ولی خودم یه جای دیگه ام!!!موقعی که هدسن رو میزنم تو گوشم و آهنگ پخش میشه احساس میکنم هیپنوتیزم  میشم!چون هیچی نمیشنوم!! یعنی میشنوما ولی نمی شنوم!! الان هم که دارم این پست رو می نویسم فقط دستام داره کار میکنه و طبق معمول مغزم پیش اونه...!!! تمام فکر من شده اون....! فکر بد نکنید!!مغز شما هم فقط بلده بره طرف انحرافات!!! اصلاح کنید خودتون رو ....اصلاح کنید!! منظورم اون سوال بود. کدوم یکی درسته؟! این پایینو داشته باشین:

 

1-با مامی جون رفتیم بازار یه دامن تو مغازه زده بود که ارتفاعش همش دو وجب بود! با شوق به مامی میگم مامان اینو بخرم؟!...چادرشو محکم تر میگیره،اخم میکنه ، میگه خجالت نمیکشی؟! خرس پیر شدی...!

 

2-مامانم با بابام داره درباره مهمونی یه ماه دیگه صحبت میکنه اومدم نشستم کنارشون ،نیشم تا بناگوش بازه صبر کردم صحبتشون تموم شه یه سرفه میکنم و با صدایی رسا میگم: به نظر من.....  ِ بچه تو کارای بزرگترا دخالت نکن.تو هنوز جوجه ای!!

 

3-یه بچه ی یه ساله دستمه دارم باهاش بازی میکنم.هر کاری میگم انجام میده. میگم کو شیکمت؟ لباسشو بالا میزنه! میگم کو موهات؟ دست میکنه چهارتا نخ از موهاشو میگیره و میکشه! بدو بدو دارم میرم پیش مامانم میگم مامان بیا ببین هر کاری بهش میگم انجام میده.میفهمه دارم چی میگم. مامانم همونطور که داره در یخچال رو باز میکنه میگه خرس پیره....میخوایی این کارا رو هم نکنه؟!!!!

 

4-نشستم پای تلویزیون دارم فیلم میبینم، داداشم جوش گرفته پریده تو اتاقم گوشیمو برداشته داره فرار میکنه!! اعصابم خورد شد، دویدم دنبالش... بهش میگم گوشی رو رد کن بیاد وگرنه میزنم فکتو میارم پایین!!!! میگه برو جوجه..... من فوتت کنم که استخونات خورد میشه!!!

 

5- ده ساله م بود با مامان بابا رفتیم قشم واسه خرید. همینطور  داشتم اینور و اونور رو نگاه میکردم که درجا خشکم زد! دست بابا و مامانم رو گرفتم، کشوندمشون کنار مغازه عروسک فروشی... یه عروسک دیدم که واقعا عروسک بود!!! دوتا پامو از تو کفشام در آوردم و کردم تو یه کفش که الا و به لا من اینو میخوام. بابام دستمو گرفت کشوندم کنار گفت زشته از اینا واست بخریم...تو دیگه خرس پیری!!!

 

6-یکی از بچه های اقوام هفت سالشه، اومده خونمون میگه میخوام بازی کنم... رفتم با هزار جور بدبختی از بالکن وسایل بازی  بچگی خودمو پیدا کردم(شامل قوری، بشقاب، قاشق و ...) ریختم جلوش میگم بازی کن. زیر چشمی داره بهم نگاه میکنه و با کمال پررویی داره میگه تنهایی؟!!!! از اونور صدای مامانم اومد که بشین تو هم باهاش بازی کن... دارم میگم مامان یادت رفته؟ من خرس پیر بودمـــــــــــا!!!! میگه بشین جوجه هنوز خیلی مونده تا خرس پیر شی!!!

 

7- دم عیدی بچه ها مدرسه رو تعطیل کردن فرداش ما بچه های منفی به ظاهر مثبت رفتیم مدرسه! همش ده نفر اومده بودن...اجازه هم که نمیدادن که بریم خونه.... خلاصه دور هم جمع شدیم و به یاد دوران کودکی عموزنجیر باف بازی کردیم! یهو مدیر مدرسه اومده رو پله ها وایساده میگه مگه بچه این شما؟!!! خرس های پیر....خجالت بکشین!!!

 

8-رفتیم خونه مامان بزرگم، خاله م اینا هم اونجا بودن. با دختر خاله م نشستیم یه گوشه داریم باهم شوخی میکنیم مثلا داریم به هم میزنیم و ادای معلما رو در میاریم. از اونور مامان بزرگم داره داد میزنه....زشته مگه شما بچه این؟!! مشالله بزنم به تخته دیگه خرس پیر شدین !!!

 

میشه لطفا یکی بگه از چن سالگی دوران جوجه گی و خرس پیرگی شروع میشه؟!

 

به قول شاعر که می فرماید:

  کس نخار پشت من.........................................جز ناخن انگشت من

 

تا درودی دوباره بدرووووووووووود..




برچسب ها : بالاخره کدومش درسته؟ , خرس پیر , جوجه , مامان بزرگ , طنز , جدیدتریم مطلب طنز , مطالب طنز ,
دسته بندی : کافه جالب انگیز , کافه طنز ,
آخرین مطالب
» بی خبر از همگانم ( شنبه 30 تیر 1397 )
» تولدم مبارک بعد از 9 روز ( پنجشنبه 10 اسفند 1396 )
» خدمتم آرزوست!! ( چهارشنبه 10 آبان 1396 )
» خسته ایم شدید ( شنبه 11 شهریور 1396 )
» دیوانگی ( یکشنبه 22 اسفند 1395 )
» روال همین بوده...همینم می مونه ( یکشنبه 1 اسفند 1395 )
» دنیا خیلی کثیفه. گوهه گوه. ( یکشنبه 17 بهمن 1395 )
» میپاچه خونم رو عکسات! ( دوشنبه 11 بهمن 1395 )
» سخت نویسی ( یکشنبه 10 بهمن 1395 )
» هوز کٍیر؟ جاست رایت دِن شات د فاک آپ ( یکشنبه 3 بهمن 1395 )
» لذت یا زجر؟ ( شنبه 2 بهمن 1395 )
» کامو جان دوستت دارم ( دوشنبه 27 دی 1395 )
» برگشتم ولی چه برگشتنی ( دوشنبه 27 دی 1395 )
» من باد میشم میرم تو موهات ( سه شنبه 5 مرداد 1395 )
» دُرافشانی ( دوشنبه 21 تیر 1395 )
» طوری که من فکر میکنم ( جمعه 11 تیر 1395 )
» تنهایی یک روح بزرگ ( یکشنبه 6 تیر 1395 )
» خاطره نویسی ( یکشنبه 6 تیر 1395 )
» دلم می خواهد ( شنبه 29 خرداد 1395 )
» همه مقصریم ( دوشنبه 24 خرداد 1395 )
» نانوشته ها ( پنجشنبه 13 خرداد 1395 )
» تاریکی سینما ( سه شنبه 21 اردیبهشت 1395 )
» انتخاب بین بد و بدتر ( جمعه 3 اردیبهشت 1395 )
» پاییز فصل آخر سال است ( چهارشنبه 1 اردیبهشت 1395 )
» سیگار تنهایی ( چهارشنبه 1 اردیبهشت 1395 )
» 50 سال دیگر ( دوشنبه 30 فروردین 1395 )
» ژن های تشدید شده ( دوشنبه 30 فروردین 1395 )
» ایستاده در غبار در شهر زیبا ( یکشنبه 29 فروردین 1395 )
» پروازم قفسی نچشد! ( پنجشنبه 26 فروردین 1395 )
» علمی تخیلی ( چهارشنبه 25 فروردین 1395 )
پشتیبانی آنلاین
  • چت با نویسندگان کافه

آمار بازید
تعداد نویسندگان :
تعداد کل مطالب :
آخرین بروز رسانی :
مترجم سایت
شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Mobile Traffic | سایت سوالات