کافه جوان
Logo RSS
کافه جوان یک پایگاه چند منظوره برای رفع نیازهای جوان هاست. از سرگرمی و تفریح گرفته تا مطالب اجتماعی و سیاسی روز (البته اونم با چاشنی طنز!)
شعار ما شادی حتی در سخت ترین لحظات است پس شاد باشید!

کافه جوان

خشی : سلام با قسمت سوم برنامه شام خارجی در خدمت شما هستیم که از قسمت دوم به بعد به یه برنامه ی رقابتی تبدیل شد. با عرض پوزش به خاطر تاخیری که در پخش این برنامه به وجود اومد باید توضیح بدم این برنامه یکم ممیزی خورد به دلیل الفاظ رکیکی که از طرف دوستان به کار برده شد. من از طرف این دوستان معذرت خواهی میکنم. اینم از قسمت سوم:

سندمن : با درود فراوان خدمت بینندگان عزیز. این جانب مفتخرم که ادب رو رعایت کردم و اول سلام کردم

تمپتر : سلام به روی ماهتون. به چشمون سیاهتون. از مدرسه ها چه خبر؟

سندمن : دکتر مدرسه ها که هنوز شروع نشده

تمپتر : شروع نشده که شروع نشده. به تو چه؟

سندمن : دختره ی بوووووووووووووووووق یه کار نکن بیام اون طرف بووووووووووووووق!

تمپتر : بوووووووووووق هم خودتیا. کصافط!

سندمن : نمیشه که! بووووووووووق صفتیه که به دخترا نسبت میدن!

تمپتر : خوب حالا! بریم سراغ غذامون. امروز قراره براتون آش پشت پا درست کنیم. نه که کوچولو ها میرن مدرسه. گفتیم اینو برتون بپزیم و شما از غذای هر کدوم که خوشتون اومد مال من رو درست میکنید و میریزید پشت پای بچه هاتون تا از مدرسه برگردن

سندمن : من الان مشکل دارم. مگه بچه ها میخوان برن کجا؟ مدرسه دو دیقه راهه! تازه گفتی آش رو بپزن چیکار کنن؟

تمپتر : بریزن پشت پای بچه هاشون دیگه

سندمن

تمپتر : خوب چرا اینطوری نگاه میکنی؟ نگفتم که داغ داغ بریزن! بذارن سرد شه بعد بریزن که پای بچه طفل معصوم نسوزه روز اول مدرسه ای.

خشی

فیلم بردار

کافه چی

بیژن بیرنگ

عادل فردوسی پور چه میکنه این بازیکن!

سندمن

خشی : صورت سندمن گیر کرده 

بیژن بیرنگ : اینطوری میخواستین با برنامه من رقابت کنین؟ 

عادل فردوسی پور چه میکنه این بازیکن!

تمپتر : نگاه کن گیر یه مشت روانی افتادیم! خودم برنامه رو ادامه میدم.خوب بینندگان عزیز. ما برای آماده کردن این آش پشت پا یه سری مواد لازم داریم. این مواد عبارتند از تریاک ، حشیش ، کوکائین و ماری جوانا. به اضافه یه قابلمه آش رشته که من از شب گذشت گفتم مامانم آماده کرده و الان با خودم آوردم. حالا مواد مونو میریزیم تو آش و میذاریم رو شعله آروم که بپزه

سندمن  (داره آشپزی میکنه ولی نمیتونه حرف بزنه. صورتش به حالت عادی بر نمیگرده. تا شما پیام های بازرگانی رو ببینید من تیم پزشکی رو خبر میکنم بیان ردیفش کنن)

پیام های بازرگانی(با ریتم آهنگ Papi جنیفر لوپز بخونید) بانک ملی ، بانک ملی ، ما توش حساب داریم ، چه بانک خوبیه ، چه بانک خوبیه ، این بانک ملی!

* ایرانسل تقدیم میکند! خبر های باشگاه پاناتینایکوس یونان برای مشترکان! هر خبر 9990 ریال! برای عضویت کافیست به شعور خودت توهین کنید!

* همراه اول شما را به دیدن ادامه این مسابقه فوتبال دعوت میکند

ایرانسل : احمق برنامه آشپزیه! مسابقه فوتبال کدومه؟

همره اول : من به فوتبال عادت دارم

ایرانسل

سندمن

بیژن بیرنگ

عادل فردوسی پور : چه میکنه این بازیکن!

 

تمپتر : خوب به ادامه برنامه خوش اومدین. این پسره ی بووووووووووق هم صورتش همینطوری مونده. درست شده بودا ولی این همراه اول باز  به حالت قبل برش گردوند. الان خشی بردتش بیرون یه هوایی بهش بخوره بلکه درست شه! خوب مواد ما کاملا با آش مخلوط شد. بذارین نیم ساعت قل بزنه برا خودش تا کاملا آماده شه و بتونین بریزین پشت پای بچه تون. من شنیدم حتی میشه مالیدش به پا و با باند بست که روز اول مدرسه برای بچه خوش شانسی بیاره. ای بابا خشی من تا کی آب ببندم به برنامه؟ بیارش دیگه. هی وای من! این چیه؟ صدای آژیر پلیسه؟

پلیس : ایست! کسی از جاش تکون نخوره! پلیس مبارزه با مواد مخدر اینجاست به ما خبر دادن تو این برنامه از مواد مخدر تو غذا ها استفاده میشه

بیژن بیرنگ : بله آقا. من خبر دادم! خودشه. همین دختره ی بوووووووووق تو آش مواد ریخت

پلیس : ابراهیمی برو یه مزه کن ببین چیا توش ریخته

تمپتر : این که همون امید ابراهیمی دستیار سندیه! رفتی قاطی دشمنا امید جون؟

ابراهیمی : بی پولی و هزار دردسر خانوم... قربان همه چی توش داره! جنساشم اصل اصله.

پلیس : خوب دختر کوچولو! جرمت سنگین شد! دست بند بزنید ببریدش زندان تا خودم بیام بووووووووق تو آستینش کنم!

ده دقیقه بعد

خشی : سندمن جان بهتری؟ میخوای بریم استودیو؟ برو غذاتو درست کن مردم منتظرن

سندمن

خشی : خوب پس بریم تا دیر نشده.

خشی و سندمن در حالی وارد استودیو میشن که در شکسته و همه جا خون آلوده و چند تا جای گلوله رو دیوار هاست و بیژن بیرنگ روی صندلی لم داده و داره قهقهه های شیطانی میزنه

خشی : نامرد چیکار کردی؟ 

بیژن بیرنگ

خشی : خاک به سرم شد 

بیژن بیرنگ 

سندمن

خشی : بوووووووووووووووووووووووووووووووووق همه تون!

بیژن بیرنگ

سندمن

عادل فردوسی پور : چه میکنه این بازیکن!

خشی




برچسب ها : ایرانسل , همراه اول , بفرمایید شام , sandman , the sandman , the tempter , cafe javan , cafejavan , cafjavan.irجنفیر لوپز , آهنگ جنیفر لوپز , شام خارجی , سندمن , تمپتر , عادل فردوسی پور , عادل فردوسی پور و سندمن , سندمن و عادل فردوسی پور , بیژن بیرنگ , شام ایرانی , امید ابراهیمی , آش پشت پا , دستور پخت آش پشت پا , پلیس مبارزه با مواد مخدر ,
دسته بندی :

سلام. من خشایار یا به عبارتی خشی هستم و با قسمتی دیگه از شام خارجی در خدمت شما عزیزان هستیم. در قسمت قبل شاهد مسموم شدن سندمن توسط تمپتر بودید. سندمن پس از مدتی سلامتی خود رو بدست آورد و حالا با سری جدید برنامه برگشتیم که حالت رقابتی داره. جا داره از اسپانسر برنامه شرکت هاکوپیان هم تشکر کنم که منابع مالی ما رو تامین کردند. این شما و این هم شام خارجی:

 

سندمن: با سلام و آرزوی قبولی طاعات و عبادات بینندگان عزیز. سری جدید برنامه رو شروع میکنیم در حالی که سری قبلش فقط 1 قسمت بود!! امیدوارم این سری بیشتر طول بکشه!

 

تمپتر: وایسا بینم! چطور جرئت میکنی تو اول حرف بزنی؟ نا سلامتی من سری قبلی سر آشپز بودم! اول سلام دوم اینکه من نمیدونم این جوجه فکلی با چه امیدی اومده که با من مسابقه بده!! واقعا خنده داره!

 

سندمن: با امید ابراهیمی!

 

تمپتر: امید ابراهیمی دیگه کیه؟

 

سندمن: هافبک جوان و آینده دار سپاهان و تیم ملی فوتبال ایران! امروز اومده به من در امر مهم و حساس آشپزی کمک کنه! امید جان بیا!

 

امید: منم خدمت بینندگان سلام عرض میکنم و خیلی خوشحالم که افتخار اینو دارم که به سندمن کمک کنم.

 

تمپتر: دو نفری هم از پس من بر نمیاین!

 

سندمن: خوب غذایی که امروز قراره درست کنیم خورشت قورمه سبزی هست که از غذا های اصیل و محبوب ایرانیه. وایسا ببینم! آقای خشی؟ مگه برنامه شام خارجی نیست؟ چرا ما داریم غذای ایرانی درست میکنیم؟

 

خشی:  :|

 

سندمن: آها این نمیتونه وسط ضبط حرف بزنه! امید جون یه دیقه برو در گوشت دلیلو بگه!

 

امید: (دو دقیقه بعد) میگه برنامه فقط اسمش خارجیه! هرچی دم دستمون بیاد درست میکنیم!

 

سندمن: خوب باشه. عب نداره. برا یه قهرمان فرق نداره غذای ایرانی درست کنه یا خارجی! قرار بر اینه که من و تمپتر غذا رو درست کنیم و شما بینندگان که تو منزل نشستید بعد از خوردن غذا(!) نظر میدین. ما برای این کار یه مسابقه پیامکی ترتیب دادیم که اگر از غذای من خوشتون اومد شماره 1 و اگه از غذای تمپتر خوشتون اومد شماره 2 رو به شماره ای که پایین تصویر می بینین ارسال کنید. بعد از قرعه کشی به برنده یک عدد بال مرغ تازه تقدیم میشه!

 

تمپتر: و اما برنده ی مسابقه ی پیامکی برنامه قبل کسی نیست جز احمد!!! آقا احمد اگه داری برنامه رو نگاه میکنی از همین جا بهت تبریک میگم. شما میتونی برای دریافت اطلاعات بیشتر به سایت www.arejooneammat.com  مراجعه کنی!

 

سندمن: برنامه قبل که مسابقه پیامکی نداشتیم!

 

تمپتر: تو چیکار داری؟ من اون برنامه سر آشپز بودم! میخوام به احمد جایزه بدم!

 

سندمن: خوب بده! خوب تا ما آماده میشیم برا آشپزی یه سر به اتاق فرمان میزنیم تا آگهی های بازرگانی بیان و برن!

 

آگهی های بازرگانی:

 

-از وقتی بابام پیر شد ما خیلی مشکل داشتیم. برای دستشویی بردنش همه به زحمت میفتادیم. بعضی از دوستام بهم پیشنهاد کردن از پوشک استفاده کنیم. اما اون هم جوابگو نبود. بالاخره تو آزمایشگاه خودم یه پوشک درست کردم که برای همیشه خیالمو راحت کرد. این پوشک اصلا نیازی به تعویض نداره و دائمیه. الان بابام راحت و آسوده تو قبر خوابیده....پوشک های خاردار بزرگسالان....فقط هارد لایف

 

 

-این صدای چیه؟ - صدای سکه ست!! – حواسم نبود من امروز تو بانک انصار حساب قرض الحسنه باز کردم. نمیدونین چه جایزه هایی داره! فایل صوتی صدای سکه  و هزاران جایزه ی دیگر! بانک انصار ، خدمتی مطمئن در راستای حمایت از فلان فلان شدگان و نشدگان!

 

-خدمتی جدید از ایرانسل! با دوستانتان هر چقدر میخواهید حرف بزنید بدون اینکه پولی پرداخت کنید! کافیست آنها به شما زنگ بزنند!

 

سندمن: خوب با ادامه ی برنامه در خدمت شما هستیم. من در این فرصت دست ها مو ضد عفونی و استریل کردم ولی دستکش هامو پیدا نکردم. امید جان میشه سبزی ها رو بذاری رو میز؟

 

امید: کجاس آقا؟

 

سندمن: (در حالی که 360 درجه خم شده) تو این جیبمه! خوب حالا بشورشون. آب هم تو اون یکی جیبمه! بعد از اینکه شستی هم بیا چاقو رو از جیب پشتم بردار و خوردشون کن!

 

تمپتر: خوب تا این دو تا دارن حرکات آکروباتیک انجام میدن ما به کارمون میرسیم! این سبزی های منو ببینید. همین چند دیقه پیش چیدمشون. هنوز کود هم بهش چسبیده!! همونطور که میدونید واسه رشد گیاه به خاک کود اضافه میکنن. پس نتیجه میگیریم یه چیز خوب تو این کودا هست! واسه همین من این سبزی ها رو نمیشورم و با نیم کیلو کود به غذا اضافه میکنم! اینطوری رنگشم مثل قورمه سبزی های مامانم میشه!!

 

سندمن: یکی بیاد اینو از اینجا بیرون کنه! بوی کود همه جای آشپزخونه رو ورداشته! حالم به هم خورد... اه!! مشخص شد مامانت چی به خوردت داده که انقد غیر بهداشتی شدی! انگل!

 

تمپتر: حواست به غذای خودت باشه. درست صحبت کنا! انگل خودتیا!

 

سندمن: امید اون خوشبو کننده رو از جیب کتم در بیار و بذار رو میز. خودش بقیه کارا رو میکنه! حالا میرسیم به لوبیا و گوشت که من این لوبیا و گوشت ها رو هم از قبل تمیز شستم و حالا امید جان میریزه تو قابلمه که کسی هم شک نکنه!!

 

تمپتر: به ما از این سوسول بازیا نمیاد! گوشت و لوبیا میخواییم چیکار؟! من همین کود رو که داخلش ریختم جای همه رو پر میکنه.... فقط الان باید ادویه مخصوصم رو بهش اضافه کنم تا.... صبر کن بینم!! این فیلمبردار داره چیکار میکنه؟

 

سندمن: داره شماره میگیره! خوب داره با دماغش ور میره! تمرکز شو به هم نریز!

 

تمپتر: من اعتراض دارم! اون ادویه مخصوص منه! قرار بود من این ادویه رو به غذام اضافه کنم. ولی انگار یه نفر دستور پخت منو دزدیده و لو داده! من دیگه آشپزی نمیکنم! بگیر که اومد!

 

زااااااارت! (صدای اصابت قابلمه حاوی کود به سر فیلمبردار!)

 

خشی: بینندگان عزیز اینجا یه کوچولو دعوا شده!.... اونو پرت نکن! جواب اسپانسرو چی بدم؟

 

تمپتر: برنامه بعدی خودم از خجالت اسپانسر در میام! سندی دم دستت گوشکوب داری؟

 

سندمن: آره. تو این جیبمه! بیا وردار!

 

خشی: بدین وسیله از همه شما بینندگان پوزش میخوام و بهتون بدرود میگم! تا برنامه بعد خدا نگهدار..........آی! منو چرا میزنی دختر؟

 




برچسب ها : شام خارجی , سندمن , تمپتر , خشی , کافه جوان , وبلاگ کافه جوان , سایت کافه جوان , سندمن و کافه جوان , هاکوپیان , امید ابراهیمی , سپاهان , تیم ملی ایران , امید ابراهیمی و سندمن , سندمن و امید ابراهیمی , قورمه سبزی , مسابقه پیامکی , بال مرغ , احمد , پوشک بزرگسالان هارد لایف , پوشک خاردار , بانک انصار , ایرانسل , با ایرانسل خود رایگان حرف بزنید , ترفند های ایرانسل , کود , ادویه , اسپانسر , sandman , the sandman , cafejavan , cafe javan ,
دسته بندی :
آخرین مطالب
» بی خبر از همگانم ( شنبه 30 تیر 1397 )
» تولدم مبارک بعد از 9 روز ( پنجشنبه 10 اسفند 1396 )
» خدمتم آرزوست!! ( چهارشنبه 10 آبان 1396 )
» خسته ایم شدید ( شنبه 11 شهریور 1396 )
» دیوانگی ( یکشنبه 22 اسفند 1395 )
» روال همین بوده...همینم می مونه ( یکشنبه 1 اسفند 1395 )
» دنیا خیلی کثیفه. گوهه گوه. ( یکشنبه 17 بهمن 1395 )
» میپاچه خونم رو عکسات! ( دوشنبه 11 بهمن 1395 )
» سخت نویسی ( یکشنبه 10 بهمن 1395 )
» هوز کٍیر؟ جاست رایت دِن شات د فاک آپ ( یکشنبه 3 بهمن 1395 )
» لذت یا زجر؟ ( شنبه 2 بهمن 1395 )
» کامو جان دوستت دارم ( دوشنبه 27 دی 1395 )
» برگشتم ولی چه برگشتنی ( دوشنبه 27 دی 1395 )
» من باد میشم میرم تو موهات ( سه شنبه 5 مرداد 1395 )
» دُرافشانی ( دوشنبه 21 تیر 1395 )
» طوری که من فکر میکنم ( جمعه 11 تیر 1395 )
» تنهایی یک روح بزرگ ( یکشنبه 6 تیر 1395 )
» خاطره نویسی ( یکشنبه 6 تیر 1395 )
» دلم می خواهد ( شنبه 29 خرداد 1395 )
» همه مقصریم ( دوشنبه 24 خرداد 1395 )
» نانوشته ها ( پنجشنبه 13 خرداد 1395 )
» تاریکی سینما ( سه شنبه 21 اردیبهشت 1395 )
» انتخاب بین بد و بدتر ( جمعه 3 اردیبهشت 1395 )
» پاییز فصل آخر سال است ( چهارشنبه 1 اردیبهشت 1395 )
» سیگار تنهایی ( چهارشنبه 1 اردیبهشت 1395 )
» 50 سال دیگر ( دوشنبه 30 فروردین 1395 )
» ژن های تشدید شده ( دوشنبه 30 فروردین 1395 )
» ایستاده در غبار در شهر زیبا ( یکشنبه 29 فروردین 1395 )
» پروازم قفسی نچشد! ( پنجشنبه 26 فروردین 1395 )
» علمی تخیلی ( چهارشنبه 25 فروردین 1395 )
پشتیبانی آنلاین
  • چت با نویسندگان کافه

آمار بازید
تعداد نویسندگان :
تعداد کل مطالب :
آخرین بروز رسانی :
مترجم سایت
شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Website Traffic | Buy Targeted Website Traffic