کافه جوان
Logo RSS
کافه جوان یک پایگاه چند منظوره برای رفع نیازهای جوان هاست. از سرگرمی و تفریح گرفته تا مطالب اجتماعی و سیاسی روز (البته اونم با چاشنی طنز!)
شعار ما شادی حتی در سخت ترین لحظات است پس شاد باشید!

کافه جوان

بووووووووژژژژژژووووووخخخخ....من اومدما!!! تمپتر امد...تمپتر با موتور امد... تمپتر با فرغون امد...تمپتر با ماشین امد....!!!بالاخره امتحانام تموم شد!! در پوست خود نمیگنجم!اون قدر خوشحالم که اگه همین الان یه اهنگ هیپ هاپ بذارن واستون کردی می رقصم!!!... موقع امتحان برنامه ها داشتیم!!

 

*یه روز قبل امتحان زبان فارسی هی داشتم فک میکردم که اگه تو امتحان سوال داد که جمع ازدها را بنویسید من چی بنویسم!!...اژدهاها؟!...اژدهاجات؟!...اژدهایون؟!... اژدهایان؟!...خیلی اژدها؟!...وایــــــــــــــــی چقد اژدها!!!

 

*داشتم فیزیک میخوندم به یه مسئله رسیدم که هر کاری میکردم حل نمیشد! همون موقع اگه کسی چشم بصیرت داشت دودایی رو که از سرم بلند میشد میتونست ببینه... ناگهان جرقه ای در ذهن اینجانب زده شد!! یهو به خودم گفتم عاششششقتم!الهی قربونت برم....!!... یه چند ثانیه به دیوار نگاه کردم یهو گفتم خدا نکنه عزیزمـــــــــــــــــــــــــ !!!

 

*امتحان زبان داشتیم یه سوال تستی بود نوشته بود: this star film…  ! همون موقع شوصمدتا فحش به کسی که تایپ کرده بود دادم!! گفتم اخه مردیکه بووووووق بی سواد چشای کورتو وا کن یکم! املاشون غلط مینویسی که دانش اموز گیج بشه؟! ... خودم با کمال اطمینان خودکارو ورداشتم star  رو کردم stor  !! گفتم حالا شد "داستان فیلم"!!!... از سر جلسه که اومدم بیرون رو نیمکت نشستم تا وسایلامو جمع و جور کنم. یهو گفتم خــــــــــــــــــــــــــــــر!!!! خب story  رو اینجوری مینویسن!!...اون "ستاره ی فیلم" بوده!!!!!!!!!

 

*بعد امتحان ریاضی، اومدیم تو حیاط،همه با هم جمع شدیم داریم راجع به سوالات بحث میکنیم. بعدشم همگی باهم یورش بردیم به طرف معلم گفتیم اخه این چه سوالایی بود؟!!اینجوری که ما میفتیم...!!! معلم نیشش تا بناگوش بازه میگه خب چه اشکالی داره؟! بالاخره ما میخواییم چند نفرو از این مدرسه بیرون کنیم! قسمت شما شده دیگه...!!حیف که درسا منو گرفته بود وگرنه بهش میپریدم موهاشو میکندم، دماغشو با صورتش صاف میکردم، یه مشت میزدم گونه هاشم میفرستادم تو تا مجبور شه بره عمل زیبایی کنه، اون وقت بهش بگیم معلم پلاستیکی جیگرم حال بیاد!! ( واااااااای مو به تنم سیخ شد!!)

 

*امتحان ادبیاتو زود دادم،داشتم تو حیاط واسه خودم ول میگشتم... یهو دیدم معلم زمین که معلم امادگی دفاعی هم هست داره اون طرف میچره!! رفتم پیشش گفتم ببخشید یه سوال داشتم. گفت بپرس. گفتم اینکه اسرائیل گفته میخواد به ایران حمله کنه راسته؟!...وایساد با اون چشای بابا قوریش زل زد بهم گفت غلط کرده!!! گفتم خیلی ممنون از توضیحاتتون... این بنده ی حقیر از اطلاعات شما منور گشتم... اصلا بمباران علمی شدم!!... رامو کشیدم رفتم...!!!ایـــــــــــــــش!!

 

*تا دیقه ی آخر سرجلسه امتحان زیست نشسته بودیم... تو یه سوال 75 صدمی گیر کرده بودیم! معلم هم گرخیده بود! سوال هم این بود که در صورت آسیب رسیدن به کبد در جذب کدام ویتامین ها اختلال ایجاد میشود؟...به مراقبای جلسه میگفتیم اخه این تو کتاب نبوده!چطوری جواب بدیم؟!...یهو معلم زبان انگلیسی با اعتماد به نفس مطلق اومد گفت من رشته م تجربی بوده...تو کدوم سوال مشکل دارین؟!... کنار همه بچه ها رفت بعدشم اومد بالا سرمن...گفت کجا مشکل داری تمی؟ گفتم همین سوال کبده!.. گفت عزیزمن این که خیلی آسونه! دیگه سوال واضح تر از این؟! به من توجه کن...کدوم ویتامین هست که اگه توی کبد اختلال ایجاد شه جذب نمیشه؟!!!! بعدشم با یه لبخند رفت! گفتم خسته نباشی! من الان کاملا ملتفت شدم!!.. عجب راهنمایی کردی!.. دمت گرم...تو اصلا باید معلم زیست میشدی... و تا اخر جلسه در بهت و شگفتی ذهن بیدار و پر از اطلاعات اوشون بودم!!

بعد امتحاناهم به مدت سه روز به خواب زمستانی مطلق رفتم جاتون خالی!!!

و در اخر شاعر خطاب به جی افش می فرماید:

پریا! به جهنم که مرا دوست نداری

از بهر تو هرگز نکنم گریه و زاری

اگر روزی به جز من یار گیری

الهی تب کنی فرداش بمیری

الهی سرخک و عریون بگیری

تب مالت و فشار خون بگیری

اگر بردی از این ها جون سالم

الهی درد بی درمون بگیری!!!

شب عالی مستحکم....




برچسب ها : still alive , tempter , the tempter , cafejavan.ir , امتحان , هیپ هاپ , کردی , آهنگ هیپ هاپ , آهنگ کردی , برنامه , زبان فارسی , اژدها , فیزیک , مسئله , مسئله فیزیک , جرقه , زبان , زبان انگلیسی , فحش , املا , star , stor , داستان فیلم , ستاره فیلم , نیمکت , خر , ریاضی , معلم , مدرسه , دماغ , عمل زیبایی , ادبیات , حیاط , زمین , امادگی دفاعی , اسرائیل , ایران , اطلاعات , زیست , کبد , کتاب , ویتامین , شاعر , جی اف , دوست دختر , پریا , تب مالت , فشار خون , سرخک , عریون , طنز مدرسه , طنز امتحانات , به روز ترین , به روزترین مطالب طنز , کافه طنز , طنز کافه , کافه جوان , سایت کافه جوان , نوشته های تمپتر , طنز ,
دسته بندی : کافه طنز , کافه جالب انگیز ,

با درووووووود فراوان بر شما...منو شناختید؟! من همونم که یه روز/ میخواستم دریا بشم/ میخواستم بزرگترین دریای دنیا بشم/آروز داشتم برم/تا به دریا برسم/شب رو آتیش بزنم/ تا به فردا برســـــــــــــم.. اینم قیافم: بزرگ شدم نه؟!! چه قدی کشیدم!! برنج محسنه اخه!! بابت یک ماه و دوهفته تاخیر بسیار پوزش می طلبم...چه کنیم دیگه درسا سنگینه... از این ور باید درس بخونی از اون ور هم باید کار کنی تا پول تحصیل و زندگیتو در بیاری.... بری خونه کارای خونه رو انجام بدی...مس بسابی، یخ حوض بشکنی،از چشمه قله کوه دماوند آب شیرین بیاری!!!

عجب دور و زمونه ای شده! آدم شاخ در میاره..... نمیتونی تشخیص بدی با ساز زندگی خودت که عربی و بندری مینوازه برقصی و قر بدی یا با ساز زندگی مردم که هی ریتمو عوض میکنه!!

*ساعت 2 بعداز ظهر تعطیل شدیم سوار سرویس شدم که برگردم خونه... توی راه یه کامیون دیدم که پشتش نوشته بود: همه اسیر عشق اند ما اسیر مرغ!!! دور و زمونه رو میبینی....

 *ساعت آخر تو کلاس زیست نشستیم گرسنگی و تشنگی و خواب داره بهمون فشار میاره هیچی تو مغزمون نمیره! کلا اون بالا بالاهاییم... یهو رفیقم داره میگه تمی یه دیقه خودکار شانسیتو بده!! میگم چی؟!!! خمیازه میکشه میگه منظورم اینه که خودکار قرمزتو بده....( این هم دور و زمونه نسل جوان!!)

·        امتحان فیزیک داشتیم سوالا به شدت سخت بود!! سر جلسه آدم گریه ش میگرفت!!! یه هفته بعد معلم برگه ها رو تصحیح کرده آورده سر کلاس بعد از نیم ساعت فحش و ناسزا و دعوا برگه ها رو داد... داشتم ذوق مرگ میشدم!!! امتحان به این سختی از 10 نمره شده بودم 8!!! با شوق رفتم خونه گفتم مامان مامان اون امتحان سخته رو 8 گرفتم!! برگه مو گرفت پشت و روشو با سرعت جت یه نیگاه انداخت بعدشم چپ چپ نیگاه بنده کرد انگار میخواد منو بخوره گفت خاک تو سرت!!!( اینم دور و زمونه مادر و دختری)

·        رفتیم خونه مامان بزرگم پسرخاله نیم وجبی بنده، اول دبیرستانه اومده نشسته جلوم میگه خب دوستات خوبن؟!!! میگم حالا شماره شقایق رو نمیدی؟؟؟!! داره به دختر خالم میگه خب شما فردا ساعت چند میخوایین برین اردو؟!! گفت 12 تا 4 بعداز ظهر... نیشش تا بناگوشش باز شد گفت واقعــــــــــــا؟!!! خب حالا یه سر میام اونورا...َیکی نیس بهش بگه آخه کدوم ادم اسگولی به تو کوتوله نیگاه میکنه؟؟!!! ما زمانی که اول دبیرستان بودیم نمی فهمیدیم اصلا" پسر" به چه موجودی گفته میشه!!!( اینم از دور و زمونه پسرا)

  زنگ تفریح بود من و درسا کنار هم نشستیم داریم با صدای رسا اهنگ مای بیبی رو میخونیم یهو یکی از در داره میاد تو کلاس میگه آخــــــــــــــــی... قربون شما دوتا نوجوان نو شکفته برم من!!! ( اینم از دور و زمونه من و درسا و امرسان!!)

   دارم به شاعر میگم شاعر!! شعری بفرما... شاعر سرما خورده بود لیکن با صدایی گرفته فرمود:

عـــــــــشق یعنی علاقه، نه کفگیر و ملاقه      دوست دارم یه عالمه اندازه یه قابلمه

 من عاشق تو هستم تو قابلمه نشستم         یه لنگه کفش تو دستم منتظر تو هستم!!

  دلتون شاد و لباتون خندون.... بدرووووووووود




برچسب ها : عجب دور و زمونه ای شده , تمپتر , برنج محسن , قد , زندگی , پول , قله دماوند , دماوند , آب شیرین , شاخ , ساز زندگی , سرویس , کامیون , مرغ , طنز مرغ , مغز , گرسنگی , تشنگی , خودکار قرمز , نسل جوان , امتحان , فیزیک , فحش , جت , مادر , دختر , مامان بزرگ , پسر خاله , نیم وجبی , شماره , اردو , زنگ تفریح , مای بیبی , امرسان , شاعر , عشق , علاقه , کفگیر , ملاقه , قابلمه , دوست دارم , لنگه کفش , the tempter , Tempter ,
دسته بندی : کافه طنز , کافه جالب انگیز ,

سلام به بازدیدکننده های عزیز....امروز به طرز عجیبی حالم از حالت طبیعیش بهتره....چون بعد از مدت ها انتظار بالاخره امتحانام تموم شد.امتحانام رو بسیارخوب دادم(اینو گفتم واسه اونی که نگران نمره ام بود)من با یه برنامه ریزی خوب تونستم در امتحانا موفق شم....این پایین یه برنامه ریزی عالی واسه اونایی که الان دارن امتحان میدن نوشتم....قابل توجه پشت کنکوریا و دانشگاهیا!!! بهتون توصیه میکنم مو به مو این برنامه رو اجرا کنید.

الان صبحه و امتحانتو دادی و برگشتی خونه.یه سوال برام پیش اومد:حال داری الان درس بخونی؟!!!نه خدا وکیلی حال و حوصله داری؟!ول کن بابا....برو هنزفری رو بزن تو گوشت حالشو ببر.بعد از یه ساعت هم هنزفری رو در آر و بخواب.به مامی بگو واسه ناهار بیدارت کنه!!ظهر بیدار میشی ناهارتو میخوری و میری تو اتاقت.تا اینجا افتاد؟!!!خب حالا کتابتو باز میکنی.میدونم.....حسی رو که داری درک میکنم....نمیتونی بخونی درسته؟!! عب نداره....بیخیال بابا....مطمئن شو مامان بابات خوابیدن بعد یا برو تو اینترنت چت کن یا  کنترل ماهواره رو بگیر دستت هی شبکه عوض کن!! در این حین واسه اینکه از حال نری برو تو کمد تنقلات بگرد و چیپس و پفک وردار بخور....!!پنج دیقه مونده به بیدار شدن مامی همه چی رو خاموش میکنی،آثار جرم رو پاک میکنی و میری تو اتاقت کتابو دس میگیری!!بعد مامی میاد تو اتاق میگه بسه دیگه.....چقد میخونی!! انقد به چشمات فشار وارد نکن بچه!! اگه اون قدر حرفه ای باشی(مثل من)خودتو به بی حالی و ضعف میزنی بعد اگه گفتی مامی چه میکنه؟!!خودم میگم:میره دور یخچال واست میوه پوست میکنه،پسته واست مغز میکنه و میاره تا تو بخوری. همین که آورد یهو نپری از دستش برداریا!!! اول اینو میگی:نه مامان...من باید بخونم.....باید بخونم.....میخوام رتبه اول کلاس شم!!! بعد مامانت دلش به حالت میسوزه و ظرف پر از خوراکی رو اونجا میذاره و خودش میره....حالا موقع پرشه!! خیز بر میداری و میپری سمت خوراکی ها!!وقتی خوردی کتابو دس میگیری ولی الان وقتش نیس که بخونی....وقته اینه که بری اون بالا بالاها!!! کتابو دس میگیری و خودت میری یه جای دیگه:پیش دوس دخترت،دوس پسرت!!!( هی وای من....من چی گفتم؟!!! خدایا منو ببخش....! همش آثار نگاه کردن ماهواره است!)بعد از دو-سه ساعت که اون بالابالاها پرسه زدی برمیگردی پایین و به ساعت نگاه میکنی!هی وای من 9 شبه!!عزیزان دست و پاتونو گم نکنید.باید بهتون بگم که خوندن در شب هیچ فایده ای نداره.پس از لباستو میپوشی، تیپ میزنی و واسه شام با رفقا از خونه میزنی بیرون.ساعت 2 شب برمیگردی خونه. مفهومه؟!! زودتر برنگردیا...وگرنه همه برنامه ریزی به هم میخوره....میگیری میخوابی ظهر ساعت 1 از خواب بیدار میشی!بعد ناهار میخوری....فک کنم بازم خسته ای مگه نه؟!! آخی....چقد تو زحمت میکشی....حالا عب نداره اون ظهر رو هم بگیر بخواب...عصر ساعت 6 از خواب بیدار میشی.عجله کن....هیچی نخوندی....واقعا که!!! اول میری دور یخچال گوجه سبز و سیب ترش و کلا چیزای ترش رو بر میداری میاری موقع درس خوندن میخوری.لواشک و آلوچه یادت نره...واسه منم بذار!...خیلی عقبی باید تا 5 صبح بیدار بمونی!!!صبح هم ساعت 6 بیدار میشی دوباره میخونی....صبحونه نخوریا!!! وگرنه همه چی یادت میره!

خب حالا برو جلسه امتحان.....امیدوارم موفق باشی....که حتما میشی!!!

$$$$$$$$$$$$ تا تمپتر هست زندگی باید کرد$$$$$$$$$$$$ خوش باشین!




برچسب ها : این پستو بخون تا یاد بگیری چطوری درس بخونی , طنز کافه ای , برنامه ریزی درسی , برنامه ریزی درسی طنز , طنز در برنامه ریزی درسی , جدیدترین مطلب طنز , جدیدترین مطالب طنز , طنز در امتحانات , طنزدرامتحانات , طنزدرایام امتحانات , طنز در ایام امتحانات , طنز در ایام امتحان , کافه طنز , کافه جالب انگیز , دست نوشته های تمپتر , دست نوشته های کافه ای , برنامه غذایی در ایام امتحانات , امتحان , امتحانات , طنز در جلسه امتحان ,
دسته بندی : کافه جالب انگیز , کافه طنز ,

سلام دوستان

با توجه به شروع  امتحانات دانشگاه ، من و منصور به طور موقت در وبلاگ حضور نداریم. به محض تموم شدن امتحانامون دوباره به جمع دوستان بر میگردیم و این دفعه برای شما یکم نو آوری داریم و میخوایم روند کاری وبلاگ رو بهتر کنیم و یکی دو تا موضوع جدید هم اضافه میشه. به اضافه یکم تغییرات جزئی و یک تغییر خیلی خوب و کلی! حالا به وقتش همه اینا میاد دستتون و متوجه میشید که تهران دست کیه!

از ما نکن خدافظی !




برچسب ها : سندمن , سندمن و کافه جوان , دانشگاه , امتحان , چگونه بای امتحانات پایان ترم دانشگاه درس بخوانیم؟ , آماده سازی برای امتحانات , دانشگاه سندمن , کافه جوان , sandman , the sandman , cafe javan , cafejavan ,
دسته بندی : خارج از کافه ,

سلام به همه دانشجوها،پشت کنکوریا،دبیرستانیا،راهنمایی ها، دبستانیا، کودکستانیا،مهدکودکیا و نی نی کوچولوها!همونطور که همتون ملتفت هستین الان ایام امتحاناست و باید یه برنامه ریزی درست حسابی کرد.مثل برنامه ریزی بنده.

سه شنبه که امتحانمو دادم برگشتم خونه دیدم حال خوندن امتحان روز شنبه رو ندارم.گفتم غصه نخور تمپتر جون!!!! خیلی خسته ای سه شنبه رو استراحت کن!زندگی که فقط درس و امتحان نیست.خلاصه سه شنبه رو زدیم تو کار عشق و حال!شبش هم تا ساعت 4 صبح بیدار بودیم فیلم میدیدیم.فردا ظهر ساعت 2 مامی بیدارم کرد که پاشو بیا ناهار!خلاصه رفتیم ناهارخوردیم.بعد از ناهار تو ذهنم یه برنامه ریزی عالی کردم.با خودم گفتم:الان امتحان فیزیک که شنبه دارم رو میخونم.یه کوچولو ادبیات هم میخونم که زیاد واسمون وقت نذاشتن.یهو تلفن به صدا در آمد.یعنی کی میتونه باشه این وقت ظهر؟!!!گوشی رو ورداشتم دیدم دوستمه...گفت امتحان شنبه کنسل شده افتاده بعد از همه امتحانا! الان امتحان بعدیمون زیسته که سه شنبه داریم.گفتم ای بابا!برنامه ریزیم به هم خورد.خلاصه از اول نشستیم برنامه ریزی کردیم.گفتم الان آخرین امتحانمو که فیزیک هست رو میخونم.بعدش یکم ادبیات میخونم.شیمی رو هم میخونم.بعدش میرم سراغ زیست که امتحان بعدیم هست.همین که فیزیک رو وا کردم دیدم مامی اومد گفت شب میخواییم بریم عروسی.ما هم چند صفحه خوندیم و ساعت 7 رفتیم حاضر شدیم.رفتیم اونجا جاتون خالی عجب سونایی بود!سوخاری شدیم!ساعت 12 شب برگشتیم خونه...حسابی خسته شده بودم. کنترل تلویزیون رو گرفتم دستم هی شبکه عوض میکردم.یه فیلم توپ پیدا شد نشستم تا ساعت 3 نگاه کردم.طبق معمول فردا لنگ ظهر از خواب بیدار شدم. ناهار که خوردم فیزیکو ورداشتم که بخونم.بازم مامی اومد گفت عصر میخواییم بریم بازار!!خلاصه با هزار بدبختی منو کشونده اونجا آخرشم هیچی نخرید ساعت 10برگشت خونه. خلاصه فیزیکو ورداشتیم نشستیم چند صفحه خوندیم.دیگه حال نداشستم.بازم رفتم سراغ فیلم و تا ساعت 3 نگاه کردم.روز جمعش بازم ظهر از خواب بیدار شدم،ناهار خوردم،فیزیک ورداشتم که بخونم یهو دیدم داداش 24 ساله م نشسته داره playstation بازی میکنه.کتابو پرت کردم اونور رفتم به تماشای بازی.کار من شده بود خندیدن به باختای آقا! بازم مامان خوش خبرم اومد گفت عصر واسه شام میخواییم بریم بیرون.اینبار وجدانم به صدا در اومد. گفت تمپتر برنامه ریزیتو فراموش کردی؟!! تو باید بخونی،باید روی همه رقیباتو کم کنی!!! یهو به خودم اومدم.حرفای وجدانم در من اثر گذاشت!بدو بدو رفتم پیش مامی گفتم مامان؟ گفت چیه؟ سرمو گرفتم بالا و کوبنده گفتم:حالا چی بپوشم؟؟؟؟!!!!

تا دو ونیم شب بیرون بودیم وقتی برگشتیم خونه بنده یه فیلم ترسناک باحال پیدا کردم نشستم به نگاه کردنش تا ساعت 4:15 (پیشرفت کردم)!!! فرداش که امروز باشه واسه ناهار از خواب بیدار شدم،ناهار خوردم،عصر رو ول گشتم، یه صفحه زیست خوندم،مامی رفت بیرون،بنده پریدم پای کامپیوتر و الان هم دارم این پست رو مینویسم!....ببینید من چه قدر اراده قوی داشتم.به همه کارام رسیدم.شیمی خوندم،زیست خوندم،فیزیک خوندم،ادبیات هم خوندم!!!!!!!

یکم از من یاد بگیرید،یه برنامه ریزی درست حسابی کنید و مثل من با اراده محکم همه رو انجام بدید!




برچسب ها : برنامه ریزی , برنامه ریزی برای امتحانات , جدیدترین مطلب طنز , مطالب طنز , بروزترین , بروزترین مطلب طنز , سایت کافه جوان , کافه جوان , ایام امتحانات , امتحان , تفریح , ادبیات , شیمی , زیست , مطلب طنز , جدیدترین مطالب طنز , برنامه ریزی من ,
دسته بندی :

 

سلام دوستان! بالاخره این امتحانای ما تموم شدن! البته یه زبان مونده که اونم عددی نیست! یه بیست از زبان بگیرم که معدلم بیاد بالا!
حالا باید تو این مدت که نبودم از چند نفر تشکر کنم!

با تشکر از خانواده هامون که با تمام مشکلاتی که دارن بازم به ما برای درس خوندن و یا هر کار دیگه ای کمک میکنن.

با تشکر از اساتید دانشگاه که جوری از ما امتحان گرفتن که انگار مال پدرشونو خورده بودیم.

با تشکر از اون بچه هایی که ریاضیو حذف کردن.

با تشکر از اون بچه هایی که ریاضی بیست میشن (آلمان - دیوار - دوستش). و البته یکی از دوستان که قراره بیاد نویسنده مون شه که ریاضیشو بیست شده. از همینجا بهش میگم آفرین!

با تشکر از اون 2500 نفری که تو دانشگاه ما ریاضی پیش دارن. یه سریشون ترم 5 هستن و هنوزم امید به قبولی ندارن.

با تشکر از اون کسی که فقط دوتا سوال از امتحان ریاضی پیش رو حل نکرد (این دفعه فقط دوستش!).

با تشکر از اون دوستانی که باعث شدن FlusTeR به حرف بیاد.

با تشکر از اون کسی که دانشگاه تهران در سطحش نیست و این دانشگاه رو اصلا به کتفش هم حساب نمیکنه و میذاره میره انزلی.

با تشکر از سر آلکس فرگوسن که اجازه داد یه نیم فصل دیگه هم از بازی پل اسکولز لذت ببریم.

با تشکر از سرعت اینترنت.

با تشکر از خودم که تونستم بالاخره یه k750 رو خراب کنم.

با تشکر از اصغر فرهادی که با بردن جایزه golden globe باعث شد غرور ملی در من جریحه دار بشه و افتخار کنم که ایرانیم و اشک تو چشمام جمع بشه.

با تشکر از جواد نکونام که تو بازی مقابل بارسلونا کاپیتان اوساسونا بود و بازم غرور ملی رو بهمون هدیه داد.

با تشکر از مجله تماشاگر که تنها تونل ارتباطی من با فوتبال ایرانه.

با تشکر از یاس که بازم با اهنگ جدیدش ترکوند.

با تشکر از جیم کری که یه چیزایی از بازیگری نشون داد که تا حالا از هیچ بازیگری ندیده بودم.

با تشکر از هیتلر که یهودیا رو قتل عام کرد.

با تشکر از قیمت سکه و دلار که برعکس نمره های ما ، سیر سعودی خوبی داشته.

با تشکر از اونایی که اومدن و خوندن و نظر دادن و نظر میدن.

با تشکر از من نکن خدافظی!!!

----------------------------------------------------------------------------------

پی نوشت : من یه غلط املایی عمدی داشتم و فکر میکنم فهمیده باشید! سه خط بالاتر نوشتم سیر سعودی ! منظور من هم سیر صعودی بوده و هم عربستان سعودی. یعنی نفت عربستان که هست باعث شده تحریم ما تو دنیا خیلی تاثیر نذاره و نفت های عربستان باعث شده قیمت سکه و ارز بره بالا. پس باید توجه شده باشین که این غلط املایی خیلی هم غلط نبوده و در واقع درست املایی بوده!




برچسب ها : امتحان , اساتید دانشگاه , ریاضی , آلمان , دیوار , ریاضی پیش , ترم 5 , FlusTeR , دانشگاه تهران , انزلی , سر آلکس فرگوسن , سر آلکس فرگوسن و سندمن , پل اسکولز , پل اسکولز و سندمن , FlusTeR و سندمن , سرعت اینترنت , اصغر فرهادی , اصغر فرهادی و سندمن , golden globe , جواد نکونام , بارسلونا , اوساسونا , کاپیتان اوساسونا , مجله تماشاگر , یاس , یاس و سندمن , جیم کری , جیم کری و سندمن , هیتلر , هیتلر و سندمنچ , قیمت سکه و دلار , سندمن , کافه جوان , وبلاگ کافه جوان , sandman , the sandman ,
دسته بندی :
آخرین مطالب
» بی خبر از همگانم ( شنبه 30 تیر 1397 )
» تولدم مبارک بعد از 9 روز ( پنجشنبه 10 اسفند 1396 )
» خدمتم آرزوست!! ( چهارشنبه 10 آبان 1396 )
» خسته ایم شدید ( شنبه 11 شهریور 1396 )
» دیوانگی ( یکشنبه 22 اسفند 1395 )
» روال همین بوده...همینم می مونه ( یکشنبه 1 اسفند 1395 )
» دنیا خیلی کثیفه. گوهه گوه. ( یکشنبه 17 بهمن 1395 )
» میپاچه خونم رو عکسات! ( دوشنبه 11 بهمن 1395 )
» سخت نویسی ( یکشنبه 10 بهمن 1395 )
» هوز کٍیر؟ جاست رایت دِن شات د فاک آپ ( یکشنبه 3 بهمن 1395 )
» لذت یا زجر؟ ( شنبه 2 بهمن 1395 )
» کامو جان دوستت دارم ( دوشنبه 27 دی 1395 )
» برگشتم ولی چه برگشتنی ( دوشنبه 27 دی 1395 )
» من باد میشم میرم تو موهات ( سه شنبه 5 مرداد 1395 )
» دُرافشانی ( دوشنبه 21 تیر 1395 )
» طوری که من فکر میکنم ( جمعه 11 تیر 1395 )
» تنهایی یک روح بزرگ ( یکشنبه 6 تیر 1395 )
» خاطره نویسی ( یکشنبه 6 تیر 1395 )
» دلم می خواهد ( شنبه 29 خرداد 1395 )
» همه مقصریم ( دوشنبه 24 خرداد 1395 )
» نانوشته ها ( پنجشنبه 13 خرداد 1395 )
» تاریکی سینما ( سه شنبه 21 اردیبهشت 1395 )
» انتخاب بین بد و بدتر ( جمعه 3 اردیبهشت 1395 )
» پاییز فصل آخر سال است ( چهارشنبه 1 اردیبهشت 1395 )
» سیگار تنهایی ( چهارشنبه 1 اردیبهشت 1395 )
» 50 سال دیگر ( دوشنبه 30 فروردین 1395 )
» ژن های تشدید شده ( دوشنبه 30 فروردین 1395 )
» ایستاده در غبار در شهر زیبا ( یکشنبه 29 فروردین 1395 )
» پروازم قفسی نچشد! ( پنجشنبه 26 فروردین 1395 )
» علمی تخیلی ( چهارشنبه 25 فروردین 1395 )
پشتیبانی آنلاین
  • چت با نویسندگان کافه

آمار بازید
تعداد نویسندگان :
تعداد کل مطالب :
آخرین بروز رسانی :
مترجم سایت
ساخت وبلاگ در میهن بلاگ

شبکه اجتماعی فارسی کلوب | اخبار کامپیوتر، فناوری اطلاعات و سلامتی مجله علم و فن | ساخت وبلاگ صوتی صدالاگ | سوال و جواب و پاسخ | رسانه فروردین، تبلیغات اینترنتی، رپرتاژ، بنر، سئو