کافه جوان
Logo RSS
کافه جوان یک پایگاه چند منظوره برای رفع نیازهای جوان هاست. از سرگرمی و تفریح گرفته تا مطالب اجتماعی و سیاسی روز (البته اونم با چاشنی طنز!)
شعار ما شادی حتی در سخت ترین لحظات است پس شاد باشید!

کافه جوان

سلام به تمام کسانی که میان ونظر میدن. به بقیه کاری ندارم!

من کلا آدمیم که به خواب دیدن خیلی اعتقاد دارم. درسته بعضی وقتا خوابای خیلی بی ربطی می بینم ولی اکثر خوابهایی که می بینم کاملا به زندگی روزمره ، طرز فکرم و آدم های دور و برم مربوط میشه. حالا میخوام یکی از خواب های اخیرمو تعریف کنم که مربوط میشه به طرز تفکرم درباره آدمهای مختلف!

امتحان آخرمون بود تو دانشگاه. از سر جلسه اومدم بیرون. تنها بودم. رفتم سوار اتوبوس شم دیدم یه کاکا سیاه (لفظ نژاد پرستانه درباره سیاه پوستا) اونجا وایساده. با یه کاپشن شبیه لباسای سربازی! یعنی رنگش خاکی بود. خیلی بد به من نگاه میکرد. رفتم جلو بهش گفتم: داش مشکلی هست؟
گفت : منو میشناسی؟
گفتم : باید بشناسم؟
- منم! پله!
- زیر پله یا روی پله؟
- هیچکدوم! من پله ام. همون که 1283 تا گل زده.
- آها! تازه گرفتم. خوب چرا اومدی اینجا؟ منو با تو ببینن مسخره م میکنن. برو من اینجا آبرو دارم.
- اومدم دو کلمه باهات حرف حساب بزنم.
- بگو ببینم چته؟
- تو چرا انقدر از من بدت میاد؟
- من از تو اونقدرا هم بدم نمیاد ولی مردم خیلی بیخودی از تو خوششون میاد. برای اینکه اون آدمی نیستی که فکرشو میکنن.
- یعنی چی؟
- یعنی اون 1200 تا گل که زدی به درد لای جرز میخوره. علی دایی ما هم 100 تا گل ملی زد ولی به چه درد میخوره؟ پاشو میذاشت رو پای دفاع های حریف و میپرید گل میزد. گلاشم به افغانستان و امثال همین کشور آسیایی می زد. توام کل عمرت تو لیگ برزیل بازی کردی و 1000 تا گل زدی فکر کردی زرنگی! اگه مردم خیلی نفهمن یا دقیق نیستن ، من اونجوری نیستم. حواسم جمعه که لیگ برزیل تو طول تاریخش به اندازه انگشتای یه دست دروازبان خوب نداشته. معلومه که تو حوضی که ماهی نیست قورباغه پادشاه میشه. اریک کانتونا 185 تا بازی برا منچستر یونایتد کرد و سر جمع 85 تا گل زد ولی وقتی میاد تو اولدترافورد فضا جوری میشه که مو به تن آدم سیخ میشه. همین آدم شد بهترین بازیکن قرن بیستم منچستر یونایتد. در حالی که فقط 4 سال و 3 ماه بازی کرد. تیری هانری 281 گل برا آرسنال زد ولی انصافا بازی کرد و زد. دیگه نمیخوام گل های مایکل اوون و کنی دالگلیش برای لیورپول یا دل پیرو برای یوونتوس رو مثال بزنم. فقط میخوام بگم هر کدوم از گل های اینا به اندازه 100 تا گل تو ارزش داشته. هیچ موقع نمیتونی خودتو با کسی مثل کانتونا مقایسه کنی. یه ضرب المثل بود اون موقع که بازی میکردی! میگفت پله خوبه ، مارادونا بهتره ، جرج بهترینه*. منظورشون از جرج هم همون جرج بست خودمون تو منچستر بوده. تو موقع بازی کردنت هم مال این حرفا نبودی.
- 3 تا قهرمانی تو جام جهانیو چی میگی؟
- خودت باعث میشی رسوات کنم! تو اون جام جهانیا همیشه تیم ملی برزیل با 7 تا مهاجم بازی میکرده چون دفاع و هافبک تخصصی نداشته! همه تون عین اسب فقط میدویدین جلو! یه جمله ای رو دوست عزیزم حمید رضا صدر میگفت! (( اون کسایی که تو تیم ملی کنار پله بازی میکردن هرکدوم برا خودشون یه پله بودن!)) بله! زیکو - توستائو و... که همه شون واقعا بازی میکردن و از تو خیلی بهتر بودن. زیکو به خاطر این که سفید پوست بود از طرف شماها طرد می شد. خود توستائو چند تا پاس گل به تو داد؟؟
- حالا اینارو ولش کن! دیگه نمیخواد بگی! اصلا چطوره با هم دعوا کنیم؟
- پایه ام. دعوا کنیم.
ناگهان دیدم پله لباساشو در آورد و شروع کرد به گرم کردن خودش! شبیه بوکسور ها کار میکرد! شنا میرفت! رقص پا! انواع قرتی بازیا رو در آورد! اومد جلوی من و در حالی که حرکات تلفیقی از بروس لی و راکی انجام میداد یه دونه محکم گذاشتم زیر گوشش!
گفتم : ببین! من همیشه وقتی ازم پرسیدن تو بهتری یا مارادونا گفتم مارادونا! میدونی چرا؟ چون همیشه یه تنه تیما رو قهرمان میکرد. چه تیم ملی آرژانتین و چه ناپولی تو لیگ ایتالیا. باید اینو قبول کنی که یوهان کرایوف خیلی از تو باهوش تر بود و میشاییل پلاتینی آدم مفید تری بود و فرانتس بکن بائر قدرت رهبری بیشتری داشت و مارکو فان باستن خیلی بهتر از تو گل میزد. فدرت بدنی رود گولیت ازت بیشتر بود و سرعت کریس رونالدو هم بیشتر از توئه. با کمال تاسف باید بگم حتی به اندازه لیونل مسی هم تکنیک نداشتی! پس به چیت مینازی؟
- اولین ضربه برگردون تاریخ رو من زدم
- اینو قبول دارم ولی لزوما اولین از هر چیزی ، بهترین نیست! کدوم یکی از برگردون های تو به قشنگی برگردون وین رونی بود که فصل پیش به سیتی زد؟
- هیچکدوم. خوب ضربه های کاشته م چی؟
- بازم باید ضعیف بودن دروازبان های لیگ برزیل رو یاد آوری کنم؟؟ تو کجا میتونستی مثل دیوید بکهام یا جونینیو یا دل پیرو کاشته بزنی؟ ببین ، من فقط از یه کارت تو تمام عمرت خوشم اومد.
- چی؟ ترو خدا بگو!
- تو تولد 70 سالگیت تو انگلیس گفتی مسی بازیکن کاملی نیست. من تو وبلاگمون هم پستشو گذاشتم و خیلی هم باهات حال کردم. اما نظرم درباره ت عوض نشده. به عنوان یه بازیکن شاید تو رده 20-30 بهترین بازیکنای جهان باشی. یه چیزیم بهت بگم بیشتر بسوزی! روماریو از تو دوست داشتنی تره!
- تو که منو داغون کردی نالوتی!
در حالی که پله ی شکست خورده داشت گریه میکرد من از خواب پریدم! امیدوارم نظرات مثبتتونو درباره این خوابم ببینم و همه کسانی که نظر میدن با له کردن پله موافق باشن! از من نکن خدافظی!

-----------------------------------------------------------------------------------------------------
پی نوشت : 
* pele good, maradona better, george best              



برچسب ها : خواب دیدن , دانشگاه , اتوبوس , کاکا سیاه , پله , پله و سندمن , سندمن و پله , علی دایی , افغانستان , لیگ برزیل , دروازبان , اریک کانتونا , اریک کانتونا و سندمن , سندمن و اریک کانتونا , منچستر یونایتد , منچستر یونایتد و سندمن , سندمن در منچستر یونایتد , بهترین بازیکن قرن بیستم منچستر یونایتد , تیری هانری , تیری هانری و سندمن , سندمن و تیری هانری , مایکل اوون , مایکل اوون و سندمن , سندمن و مایکل اوون , کنی دالگلیش , کنی دالگلیش و سندمن , سندمن و کنی دالگلیش , آرسنال , لیورپول , دل پیرو , دل پیرو و سندمن , سندمن و دل پیرو , یوونتوس , مارادونا , مارادونا و سندمن , سندمن و مارادونا , جرج بست , جرج بست و سندمن , سندمن و جرج بست , جام جهانی , قهرمان جام جهانی , انگلیس قهرمان جام جهانی , حمید رضا صدر , حمید رضا صدر و سندمن , سندمن و حمید رضا صدر , زیکو و سندمن , سندمن و زیکو , توستائو و سندمن , سندمن و توستائو , بروس لی , بروس لی و سندمن , سندمن و بروس لی , راکی و سندمن , سندمن و راکی , تیم ملی آرژانتین , ناپولی , لیگ ایتالیا , یوهان کرایوف , یوهان کرایوف و سندمن , سندمن و یوهان کرایوف , میشاییل پلاتینی و سندمن , سندمن و میشاییل پلاتینی , فرانتس بکن بائر , فرانتس بکن بائر و سندمن , سندمن و فرانتس بکن بائر , مارکو فان باستن , مارکو فان باستن و سندمن , سندمن و مارکو فان باستن , رود گولیت , رود گولیت و سندمن , سندمن رود گولیت , کریس رونالدو , کریس رونالدو و سندمن , سندمن و کریس رونالدو , برگردون وین رونی , وین رونی , وین رونی و سندمن , سندمن و وین رونی , دیوید بکهام , دیوید بکهام و سندمن , سندمن و دیوید بکهام , جونینیو , جونینیو و سندمن , سندمن و جونینیو , مسی بازیکن کاملی نیست , روماریو , روماریو و سندمن , سندمن و روماریو , pele good , maradona better , george best , سندمن , کافه جوان , وبلاگ کافه جوان , sandman , the sandman ,
دسته بندی : کافه فوتبال ,

سلام!
اگه پستای قبلی من در مورد دانشگاهو خونده باشین (اگه نخوندین لینکش تو مطالب مرتبط آخر همین پست هست)  یادتونه که ما یه منطقه 11 داشتیم که دانشجو های اونجا درس زندگی یاد میگرفتن! من بهتون قول داده بودم چیزای جالب تری تو همین زمینه براتون بنویسم. حالا وقتشه!


ما معمولا با اتوبوس برمیگردیم خونه. یه سری من تنها بودم و دوستام همه رفته بودن. تنهایی برگشتم خونه. از اونجایی که تو اتوبوس حداقل برا یه نفر جا پیدا میشه (هفتاد درصد مواقع پیدا نمیشه مگر در شرایط خاص که بعدا میگم). خلاصه رفتم رو یه صندلی که عقبای اتوبوس بود نشستم و راه افتادیم هنوز 10 دقیقه نگذشته بود که یهو یه پسره از اون ته داد زد: آقای راننده، چراغا رو خاموش میکنی؟!! (با لحن بابایی گوشیو بردار بخونید!) راننده یه لبخندی زد و خاموش کرد! فقط نور های آبی کم فروغی اطراف سقف روشن بود که همون پسره دوباره با همون لحن گفت: آقای راننده، بقیه شم خاموش میکنی؟!! راننده هم خاموش کرد! من فک کردم اینا میخوان بخوابن. خوشحال شدم و سرمو گذاشتم رو کیفم و چشامو بستم یهو شنیدم چند نفر از پشت سرم دارن میگن اووووووووووووووووه! (با لحن تماشاگرا وقتی تیم یه موقعیت خوبو خراب میکنه و میگن واااااااای) من برگشتم ببینم چه خبره که چشمتون روز خوب نبینه! چه برسه به روز بد! دیدم صندلی پشت سری من یه دختر و پسر نشستن و معذرت میخوام دارن ماچ و بوسه میکنن! هر بار که این عمل قبیح و زیبا رو انجام میدادن جمعیت میگفت اوووووووووووووووووووه! هر سری هم صداشون بلند تر میشد!
چند تا دختر از جلوی اتوبوس به راننده غر زدن که ما میخوایم درس بخونیم و چراغا رو روشن کن. راننده روشن کرد اما دیری نپایید که اون پسره بازم صداشو اونجوری کرد و گفت: آقای راننده، چراغا رو خاموش میکنی؟ راننده هم انگار اهل دل بود خاموش کرد! منم کامل برگشتم تا صحنه ها رو نگاه کنم و بعدا سانسور کنم! این بساط خاموش/روشن کردن چراغا و ماچ و بوسه ها به دفعات تکرار شد ( تا جایی که من پیاده شدم 6 بار تکرار شده بود!)
ما از این داستان نتیجه میگیریم که به جای فیلم و سریال، صدا و سیما باید کل جمعیت جوان کشور ما رو سانسور کنه! چون به قولی همه این کاره ان!
هر کدوم از دوستان که عکس و فیلم این ماجرا رو میخوان به آیدی من پی ام بدن تا با زبون شیرین فارسی بهشون حالی کنم که ماه هاست دوربین گوشی من خرابه و حال ندارم برم درستش کنم! باور کنید اگه دوربین داشتم.... چه فیلما که از این دانشگاه نمیساختم!

با این همه خبرای هیجان انگیز وقتش رسیده که من شعر بخونم!
از من نکن خدافظی!
نمیخوام بری تو با کسی!
ازم جدا بشی ، بگو میخوای کجا بری ، میخوای بری سراغ کی؟
 

 




برچسب ها : دانشجو , دانشگاه , اتوبوس , راننده , بابایی گوشیو بردار , ماچ و بوسه , فیلم و سریال , صدا و سیما , این کاره , دوربین گوشی , صحنه دار , عکس های صحنه دار , سندمن , دانشگاه سندمن , کافه جوان , وبلاگ کافه جوان , sandman , the sandman ,
مطالب مرتبط : دانشگاه آزاد - واحد پرند - چگونه جاییست؟ , حراست دانشگاه ,
دسته بندی :

با درود فراوان خدمت شنوندگان عزیز!
میخوام یه ماجرایی رو براتون تعریف کنم که میتونه جالب باشه!
رفته بودم خونه یکی از دوستام که حوالی پارک ملت زندگی میکنه. بهم گفت سندمن میای بریم استادیوم؟ گفتم بازی کیه؟ گفت نمیدونم ولی میگن خیلی شلوغه. خر تو شیر شده! گفتم باشه بریم! نمیدونم به چه علتی تصمیم گرفتیم پیاده تا استادیوم بریم! دکتری که شاخ و دم نداره! تو  راه بودیم که دوتا از دوستای قدیممونو دیدیم که اونام داشتن پیاده میرفتن استادیوم! خلاصه با هم هم مسیر شدیم و تو راه کلی حرف زدیم تا زمان زود تر بگذره و خسته نشیم!. وسطای راه بودیم که من یهون احساس کردم گشنه م شده! رفتیم ساندویچی و من یه نون باگت خالی با دوتا نوشابه خانواده خوردم و فک کنم سیر شدم! خلاصه رفتیم رسیدیم استادیوم دیدیم قیامت شده! اتوبوس اتوبوس آدم میومد! از در و دیوار هوادار میریخت. همه هم با لباسای خاکستری! من به هرکی میگفتم بازی کیه نمیدونست فقط میگفت بهمون گفتن بیاید اینجا!
رفتیم بلیط بگیریم دیدیم گرون شده. سه چهار برابر شده بود. طبقه بالا 7500 تومن! همینجوری که دو به شک بودیم بلیط بخریم یا نه من احساس کردم دستشویی دارم! به رفیقم گفتم بیا بریم دستشوییشو پیدا کنیم که گفت مشکل من نیست! خودت برو پیدا کن! من رفتم دیدم یه تابلو زده سرویس بهداشتی. حدود 10 دیقه رفتم تا بهش رسیدم دیدم مردم صف کشیدن. رفتم ته صف دیدم یکی داره چپ چپ نگاه میکنه. از جلوییم پرسیدم این چرا اینجوریه؟ گفت آخه فیش نگرفتی. گفتم فیش چیه؟ گفت باید یه سکه 500 تومنی بندازی تو دستگاه بعد دکمه رو بزنی یه فیش بهت میده که شماره تو روش نوشته. گفتم چی؟؟؟؟ 500 تومن برا یه دستشویی کوچیک؟؟؟؟؟؟ فک کردن ما خریم؟ انقد نمیرم تا برگرده بالا. یارو گفت خود دانی! رفتم که برم پیش بچه ها دیدم نمیشه تحمل کرد. برگشتم سمت دستشویی که یکی از بچه های محلو دیدم. بهم گفت اگه میخوای پول ندی باید سرتو بندازی پایین بدوی تو و به کسی رحم نکنی. فقط مواطب باش کسی نبیندت! من دیدم این داره چرت میگه! ولی با خودم گفتم به امتحانش می ارزه! دویدم رفتم تو دیدم پشت در هر توالتی 4-5 نفر وایسادن و منتظرن! بعد دیدم در یه توالت باز شد و یه پسره رفت تو بعد یهو برگشت رفیقاشو صدا کرده و چهار نفری با هم رفتن تو! اصلا باورتون نمیشه چه فضایی بود! من دیدم یه توالت خالی شد و کسی هم پشت درش نیست. سریع رفتم تو و درو بستم تا اومدم شلوارمو بکشم پایین دیدم یکی در میزنه. از بالای در نگاه کردم دیدم پلیسه! بهم گفت شما فیش تهیه کردی؟ گفتم نه! نمیدونستم! گفت پس بیا بیرون. گفتم یه دیقه وایسا بذار کارمو بکنم الان میام. گفت امکانش نیست! با لگد میکوبوند به در! دستشو از زیر میاورد تو! منم دیدم بیخیال نمیشه یه فحش پدر مادر دار بهش دادم یه دفعه درو شیکوند اومد من از پس گردن بلند کرد و با اردنگی انداخت بیرون! دیدم اون بچه محلمون داره مثل اسب میخنده! گت منم همینجوری شدم! بیا بریم پشت یه بوته ای چیزی کارمونو بکنیم! رفتیم یه درخت پیدا کردیم که خیلی بزرگ بود معلوم بود خیلی قدیمیه ولی رنگ و رو رفته بود. من یه ورش وایسادم و اونم رفت سمت دیگه ش و شروع کردیم! در همون حال هم داشتن با موبایل ازمون فیلم میگرفتن! فک کنم حدود یه ربع مشغول دستشویی کوچیک بودم! تموم که شد از خواب پریدم و دست زدم به شلوارم دیدم خشکه! خیالم راحت شد و دوباره خوابیدم!
بله دوستان! من اینو خواب دیده بودم اما تعبیر این خواب میتونه خیلی نکات رو در بر داشته باشه!

اول این که اکثر هواداران فوتبال از قشر کم درآمد هستند و پیاده یا با وسایل نقلیه عمومی به ورزشگاه میان

دوم: مردم ایران در امر تغذیه مشکل دارن و در غذاخوری های بین راهی هم غذاهای چرت سرو میشه

سوم: ورزشگاه آزادی از نظر امکانات رفاهی از جمله سرویس های بهداشتی زیر خط فقر قرار داره و اون پولی که بابت بلیط گرفته میشه به هیچ وجه صرف رسیدگی به ورزشگاه نمیشه و همش میره تو جیب آقایون

چهارم: مردم به جای اینکه به افرادی که دچار مشکل شدن کمک کنن ، ترجیح میدن با موبایل ازشون فیلم بگیرن و بهشون بخندن! این نشون میده حس همنوع دوستی داره کم کم تو کشور ما از بین میره

پنجم: اون درخت که سن و سال داشت ولی رنگ و رو رفته بود نشونه خود استادیوم آزادی بود که خیلی پیر شده ولی بهش رسیدگی نمیشه و دیگه نشونی ز اون ورزشگاه که افتخار فوتبال ما بود نداره

یه مسئله دیگه هم هست و اون قیمت بالای بلیط هاس. از اونجایی که اون افرادی که میرن استادیوم اکثرا دانش آموز، دانشجو یا بیکار هستند هزینه ها خیلی بالاس و مسئولین باید یاری کنن

تعبیر خاص دیگه ای به ذهنم نمیرسه و فقط میتونم بگم از من نکن خدافظی!     




برچسب ها : sandman , سندمن در استادیوم , استادیوم ازادی , اتوبوس , درخت , دستشویی , فیش , سندمن در دستشویی , دستشویی های استادیوم , نون باگت , موبایل , فیلم , لو رفته , هواداران فوتبال , پلیس , پلیس دستشویی , ساندویچی , سندمن در ساندویچی , سندمن , کافه جوان , خواب های سندمن , وبلاگ کافه جوان , the sandman ,
دسته بندی : کافه طنز , کافه فوتبال ,
آخرین مطالب
» بی خبر از همگانم ( شنبه 30 تیر 1397 )
» تولدم مبارک بعد از 9 روز ( پنجشنبه 10 اسفند 1396 )
» خدمتم آرزوست!! ( چهارشنبه 10 آبان 1396 )
» خسته ایم شدید ( شنبه 11 شهریور 1396 )
» دیوانگی ( یکشنبه 22 اسفند 1395 )
» روال همین بوده...همینم می مونه ( یکشنبه 1 اسفند 1395 )
» دنیا خیلی کثیفه. گوهه گوه. ( یکشنبه 17 بهمن 1395 )
» میپاچه خونم رو عکسات! ( دوشنبه 11 بهمن 1395 )
» سخت نویسی ( یکشنبه 10 بهمن 1395 )
» هوز کٍیر؟ جاست رایت دِن شات د فاک آپ ( یکشنبه 3 بهمن 1395 )
» لذت یا زجر؟ ( شنبه 2 بهمن 1395 )
» کامو جان دوستت دارم ( دوشنبه 27 دی 1395 )
» برگشتم ولی چه برگشتنی ( دوشنبه 27 دی 1395 )
» من باد میشم میرم تو موهات ( سه شنبه 5 مرداد 1395 )
» دُرافشانی ( دوشنبه 21 تیر 1395 )
» طوری که من فکر میکنم ( جمعه 11 تیر 1395 )
» تنهایی یک روح بزرگ ( یکشنبه 6 تیر 1395 )
» خاطره نویسی ( یکشنبه 6 تیر 1395 )
» دلم می خواهد ( شنبه 29 خرداد 1395 )
» همه مقصریم ( دوشنبه 24 خرداد 1395 )
» نانوشته ها ( پنجشنبه 13 خرداد 1395 )
» تاریکی سینما ( سه شنبه 21 اردیبهشت 1395 )
» انتخاب بین بد و بدتر ( جمعه 3 اردیبهشت 1395 )
» پاییز فصل آخر سال است ( چهارشنبه 1 اردیبهشت 1395 )
» سیگار تنهایی ( چهارشنبه 1 اردیبهشت 1395 )
» 50 سال دیگر ( دوشنبه 30 فروردین 1395 )
» ژن های تشدید شده ( دوشنبه 30 فروردین 1395 )
» ایستاده در غبار در شهر زیبا ( یکشنبه 29 فروردین 1395 )
» پروازم قفسی نچشد! ( پنجشنبه 26 فروردین 1395 )
» علمی تخیلی ( چهارشنبه 25 فروردین 1395 )
پشتیبانی آنلاین
  • چت با نویسندگان کافه

آمار بازید
تعداد نویسندگان :
تعداد کل مطالب :
آخرین بروز رسانی :
مترجم سایت
شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Mobile Traffic | سایت سوالات