تبلیغات
کافه جوان
Logo RSS
کافه جوان یک پایگاه چند منظوره برای رفع نیازهای جوان هاست. از سرگرمی و تفریح گرفته تا مطالب اجتماعی و سیاسی روز (البته اونم با چاشنی طنز!)
شعار ما شادی حتی در سخت ترین لحظات است پس شاد باشید!

کافه جوان

قانون طلایی اول:

باید زنی داشته باشید که در کارهای خانه کمک کند،خوب آشپزی کند، گردگیری کند…

قانون طلایی دوم:
باید زنی داشته باشید که سرگرمتان کند، شما رابخنداند، باعث فراموشی غصه شود…

قانون طلایی سوم:
باید زنی داشته باشید که بتوانید به او اطمینان کنید و مطمئن باشید هیچوقت به شمادروغ نمیگوید….

قانون طلایی چهارم:
باید زنی داشته باشید که در کنارش به آرامش برسید و از بودن با او لذت ببرید…

قانون طلایی پنجم:
خیلی خیلی مهم است که این چهار زن از وجود یکدیگر بی خبر باشند.




برچسب ها : 5 قانون طلایی برای آقایان متأهل , قانون های ازدواج , مرد های چند زنه!! , استاد , کافه جوان , وبلاگ پرطرفدا کافه جوان , وبلاگی با 300 بازدیدکننده در روز , بیشتر از 300 بازدیدکننده در روز ,
دسته بندی : کافه طنز ,
پرسش : وقتی شوهرت با عصبانیت از خانه بیرون می رود چه كار می كنی ؟ پاسخ : در را پشت سرش می بندم !

مردها از صفت "جوان " برای زنهای زیر 18 سال و مردهای زیر 80 سال استفاده می كنند !!!

اگر زنی رنگ شاد بپوشد رژ لب بزند ، و كلاه عجیب و غریبی سرش بگذارد ، شوهرش با اكراه او را با خودش به كوچه و خیابان می برد .
ولی اگر كلاه كوچكی بر سرش بگذارد و كت و دامن خیاط دوز تن كند شوهرش با كمال میل او را بیرون می برد و تمام مدت به زنی كه لباس رنگ شاد پوشیده و كلاه عجیب و غریب سرش گذاشته و رژ لب زده است خیره می شود !!! "

تنها 99 درصد مردها هستند كه باعث بدنامی 1 درصد باقی مانده می شوند !

زنها نقاط مشترك زیادی با شوهر خود دارند ، زنها عاشق همسر خود هستند و مردها هم عاشق خودشان هستند !!!

وقتی مردی به همسرش می گوید كه می خواهد همه ی ورق هایش را رو كند همیشه بی اختیار به آستینش نگاه می كنم !!!

اكثر مردها سه گروه را دوست دارند ولی هیچ وقت آنها را درك نمی كنند : افراد مونث ، دخترها و زنها !!!

شما خیلی مردهای باهوش را می شناسید كه با زنهای كودن ازدواج كرده اند ، ولی هرگز زن باهوشی را پیدا نمی كنید كه با مرد كودنی ازدواج كرده باشد !

زن بودن كار بسیار شاقی است ، چون معمولا مستلزم سر و كله زدن با مردهاست !!!



برچسب ها : میدانید مردها چگونه آدم هایی هستند؟!! , تساوی حقوق زن و مرد , ضد فمینیست , استاد , کافه جوان , طنز روز , خولندن طنز روز , سایت طنز ,
دسته بندی : کافه طنز , کافه جالب انگیز ,
فروردین : یا روز میمیرند یا شب.

اردیبهشت : نه تنها قادر به پرداخت اجاره خانه خود نمی شوند بلکه از صاحبخانه خود پول دستی هم می گیرند.

خرداد : کارت تلفن تقلبی نصیبشان میشود.

تیر : به دلیل سوراخ بودن جیبشان ۲۴۰ تومان از دست میدهند.

مرداد : دچار یک خود درگیری عجیب می شوند.

شهریور :
کلید های خانه را گم می کنند.

مهر :
به یک مسافرت خارجی می روند البته در خواب.

آبان : چک هایشان برگشت می خورد البته در بیداری.

آذر : لامپ تصویر تلویزیونشان می سوزد.

دی : در حالی که سوار اتوبوس هستند یکی از هم کلاسیهای خود را سوار بر ماکسیما می بینند.

بهمن : همه دنیا روز تولدش را فراموش می کنند.

اسفند : جوهر خودکارشان بر پیراهنشان پس میدهد تا بیش تر از همیشه تابلو شوند



برچسب ها : فال بدبختی , فال قهوه , کافه جوان , استاد , وبلگ رسمی کافه جوان , وبلاگ رسمی کافه جوان ,
دسته بندی : کافه جالب انگیز , کافه طنز ,
زنی مشغول درست کردن تخم مرغ برای صبحانه بود. ناگهان شوهرش سراسیمه وارد آشپزخانه شد و داد زد: مواظب باش، مواظب باش، یه کم بیشتر کره توش بریز.. وای خدای من، خیلی درست کردی.. حالا برش گردون.. زود باش. باید بیشتر کره بریزی.. وای خدای من از کجا باید کره بیشتر بیاریم؟؟ دارن می سوزن. مواظب باش. گفتم مواظب باش! هیچ وقت موقع غذا پختن به حرفهای من گوش نمی کنی.. هیچ وقت!! برشون گردون! زود باش! دیوونه شدی؟؟؟؟ عقلتو از دست دادی؟؟؟ یادت رفته بهشون نمک بزنی. نمک بزن... نمک...
زن به او زل زده و ناگهان گفت: خدای بزرگ چه اتفاقی برات افتاده؟! فکر می کنی من بلد نیستم یه تخم مرغ ساده درست کنم؟
شوهر به آرامی گفت: فقط می خواستم بدونی وقتی دارم رانندگی می کنم، چه احساسی دارم..



برچسب ها : همسر باهوش....!!! , داستان های زیبا , استاد , وبلاگ کافه جوان ,
دسته بندی : کافه جالب انگیز , کافه داستان , کافه طنز ,
زن و شوهری بعد از سالیانی که از ازدواجشون می گذشت در حسرت داشتن فرزند به سر می بردند. با هرکسی که تونسته بودند مشورت کرده بودند اما نتیجه ای نداشت، تا این که به نزد کشیش شهرشون رفتند.

پس از این
که مشکلشون رو به کشیش گفتند، او در جواب اون زوج گفت: ناراحت نباشید من مطمئنم که خداوند دعاهای شما رو شنیده و به زودی به شما فرزندی عطا خواهد نمود. با این وجود من قصد دارم به شهر رم برم و مدتی در اون جا اقامت داشته باشم، قول می دهم وقتی به واتیکان رفتم حتما برای استجابت دعای شما شمعی روشن کنم.

زوج جوان با خوشحالی فراوان از کشیش تشکر کردند. قبل از این
که کشیش اون جا رو ترک کنه، بازگشت و گفت: من مطمئنم که همه چیز با خوبی و خوشی حل می شه و شما حتما صاحب فرزند خواهید شد. اقامت من در شهر رم حدود 15 سال به طول خواهد انجامید، ولی قول می دم وقتی برگشتم حتما به دیدن شما بیام.

15 سال گذشت و کشیش دوباره به شهرش بازگشت. یه نیمروز تابستان
که توی اتاقش در کلیسا استراحت می کرد، یاد قولی افتاد که 15 سال پیش به اون زوج جوان داده بود و تصمیم گرفت یه سری به اونا بزنه پس به طرف خونه اونا به راه افتاد. وقتی به محل اقامت اون زوجی که سال ها پیش با اون مشورت کرده بودند رسید زنگ در را به صدا در آورد.

صدای جیغ و فریاد و گریه چند تا بچه تمام فضا رو پر کرده بود. خوشحال شد و فهمید
که بالاخره دعاهای این زوج استجابت شده و اونا صاحب فرزند شده اند.

وقتی وارد خونه شد بیشتر از یه دوجین بچه رو دید
که دارن از سر و کول همدیگه بالا میرن وهمه جا رو گذاشتن رو سرشون و وسط اون شلوغی و هرج و مرج هم مامانشون ایستاده بود.

کشیش گفت: فرزندم! می بینم
که دعاهاتون مستجاب شده... حالا به من بگو شوهرت کجاست تا به اون هم به خاطر این معجزه تبریک بگم.

زن مایوسانه جواب داد: اون نیست... همین الان خونه رو به مقصد رم ترک کرد.

کشیش پرسید: شهر رم؟ برای چی رفته رم؟

زن پاسخ داد: رفته تا اون شمعی رو که شما واسه استجابت دعای ما روشن کردین خاموش کنه!



برچسب ها : استجابت دعای یک زوج جوان , استاد , کافه جوان , وبلاگ طنز و سزگزمی , وبلاگ طنز و سرگرمی , سایت طنز و سرگرمی , داستان های زیبا , بزرگترین سایت طنز جهان ,
دسته بندی : کافه داستان , کافه طنز ,

* تو تلویزیون 2 ساعت در مورد سرویس جاسوسی گوگل صحبت میکنند! آخر برنامه که میخواد پست الکترونیک بده آدرس جیمیل میده!


* مجری از طرف میپرسه نظرتون راجع کتاب تو اتوبوس چیه؟ میگه خوبه، هوا گرمه تو اتوبوس باهاش خودمو باد میزنم!

* توی تهران، کل جدول مندلیف رو با یه نفس میکشی تو بدن!

* رفتم داروخونه میگم پماد ضد خارش میخوام, یارو زیر لب میگه نیگا جوونای این مملکت حال ندارن خودشونو بخارونن!

* خواستگار اومده بابام میگه نمیدونم هر چی خودت میگی؟منم گفتم نه! میگه تو غلط کردی مگه بحرف توئه!

* یه عمر رفتیم سینما آخر نفهمیدیم دسته های صندلیش ماله خودمونه یا بغل دستیمون!

*رفتم نمایندگی به مسئولش میگم فرمون ماشین زیاد صدا میده، چه کار کنم؟ میگه صدای ضبط رو زیاد کن!

* قیمت نون سنگک با ویندوز 7 ، یکیه!




برچسب ها : واقعا سر در نمیارم...!!! , ستاد , استاد , قیمت ویندوز 7 و نون سگک , سرویس جاسوسی گ.گل , سرویس جاسوسی گوگل , جدول مندلیف در هوای تهران ,
دسته بندی : کافه جالب انگیز , کافه طنز ,

لیندا کیانی باریگر سینمای
ایران، در ۲۳ شهریور ماه ۱۳۵۹ در شهر
آبادان
متولد شد. وی دارای یک خواهر و ۴ برادر است و تحصیلات خود را تا کنون تا
مقطع کارشناسی ارشد فلسفه ادامه داده است.
فعالیت های
هنری را با شرکت در دوره های آموزش بازیگری در کلاس های
آموزشی تحت نظارت محمدرضا شریفی نیا آغاز کرد. او با
ایمان حضرتی ازدواج کرده است.




برچسب ها : عکس های لو رفته از لیندا کیانی و همسرش , عکس های لو رفته از لیندا کیانی و شوهرش , عکس های لو رفته از لیندا کیانی , عکس های لو رفته لیندا کیانی , عکس های لیندا کیانی , عکس های لیندا کیانی و شوهرش , عکس های لو رفته از عروسی لیندا کیانی , عکس های لو رفته از لیندا کیانی و شوهرش در عروسی , منصور کبیر و لیندا کیانی , طلاق لیندا کیانی , ماجرای طلاق لیندا کیانی و شوهرش , بیوگرافی لیندا کیانی , فیلم های موجود ا زلیندا کیانی , فیلم های موجود از لیندا کیانی , لیندا کیانی و همسرش , همسر لیندا کیانی کیست؟! , شوهر لیندا کیانی کیست , عکس شوهر لیندا کیانی , ایمان حضرتی شوهر لیندا کیانی , شوهر لیندا کیانی ایمان حضرتی است؟! , آیا؟؟! , منصور کبیر , عکس های بو رفته عروسی بازیگران , عکس های لو رفته بازیگران , عکس های لو رفته لیندا کیانی به همراه همسرش , لیندا کیانی در خانه , لیندا کیانی وای وای , لیندا کیانی تو دیگه چرا؟؟! , کافه جوان , منصور کبیر گنده مرد کافه جوان , کافه فیلم و سینما , ماجرای محمدرضا شریفی نیا و لیندا کیانی , رابطه محمدرضا شریفی نیا و لیندا کیانی , محل تولد لیندا کیانی کجاست , ایمان حضرتی , همسر ایمان حضرتی کیست؟!! , عکس های لو رفته از ایمان حضرتی , عکس های بدبد از لیندا کیانی , طلاق لیندا کیانی واقعیت دارد؟! , عکس های مختلط , عکس های عروسی مختلط بازیگران ,
دسته بندی : کافه فیلم و سینما , کافه جالب انگیز ,
محتویات این مطلب جهت آشنایی افراد غیر ایرانی با کلمات و واژه های ایرانی بوده و فاقد هرگونه ارزش دیگری ست! باید عرض کنیم که ممکن است برخی لغات دارای شکل املایی یکسان در ایران قدیم بوده اما خب ورژن جدیدش دیگه معنی سابق رو نمی ده !

عذرخواهی : در ایران دمده شده و بجای آن از توجیه استفاده می شود.

بیمه عمر : قراردادی که شما را در تمام عمر فقیر نگه داشته تا شما پولدار مرده و مراسم کفن و دفنتان آبرومندانه برگزار شود.

شناسنامه یا کارت ملی : دفترچه و کارتی که یکی بدون دیگری فاقد ارزش بوده و حتما جفتش لازم است.

سریال : فیلمی ست چند قسمتی، که روش مصرف مواد مخدر و آخرین شیوه های دزدی را به شما آموزش می دهد.

تلفن همراه : وسیله ای سه کاره جهت کلاس گذاشتن، آهنگ گوش کردن و نهایتا‍ عکس گرفتن است.

ایرانسل : خط تلفنی است جهت مزاحمت و سر به سر گذاشتن دوست و آشنا.

گرانی : کلمه یی است زاده ی توهم غربیان که در ایران تاکنون مشاهده نشده است!

آثار باستانی : خرابه هایی که هرچه زودتر باید نابود شوند چون خیلی جا گرفته اند.

خودپرداز : دستگاهی ست که همیشه ی خدا باید برای رسیدن به آن در صف ایستاد و اگر صفی در کار نباشد 99.99 درصد خراب است.

اداره : محلی که شما بعد از تنش ها و جدل های منزل در آنجا استراحت می کنید.

مجرم : فردی که هیچ فرقی با سایر افراد ندارد و تنها تفاوتش در این است که توانسته اند او را دستگیر کنند.

تورم : عددی بی خود و چرت بوده که همچنان در ایران یک رقمی است!

گارانتی : یک اسم زیبا و خوش تلفظ است ولی در عمل مکافاتی بیش نیست.

تحقیق : کپی-پیست کردن مقالات اینترنتی.

مترو : سونای بخار متحرک!

شب امتحان : حکم بین دو نیمه در فوتبال ایران در زمان مربی گری مایلی کهن را دارد و فقط باید توکل کرد به خدا و دعا خواند.

دانشجو : دو طیف اند، یک طیف آخرش وزیر میشن بی برو برگرد ! طیف دیگه میدوند که قاطی فرار مغزها بشن، والا زندانی میشن چون همیشه معترضن.

بزرگراه : نوعی پیست رالی به همراه یادگیری آپ تو دیت ترین فحش های باناموسی و بدون آن!

رئیس : فردی که وقتی شما دیر به سر کار می روید خیلی زود می آید و زمانی که شما زود به اداره می روید یا دیر می آید و یا مرخصی است.

شهرداری : گرفتن رشوه، داشتن صدها پروژه های نیمه تمام و نصب تابلوهای روزشماری جهت افتتاح.

از پذیرفتن خانم های بد حجاب معذوریم : تابلویی که در همه جا نصب شده، جهت کرکر خنده و عوض کردن روحیه ی مردم.

سطل آشغال : وسیله یی ست موجود در خیابان ها جهت ریختن زباله در اطراف آنها.

مدرک تحصیلی : کاغذی مستطیل شکل، در ابعاد مختلف که بسته به مقطع، قیمتش فرق می کند و بدون پارتی در هیچ کجا به درد نمیخورد "مگر هنگام ا ز د و ا ج"

حراج : اصطلاحی ست که در آن به قیمت اصلی کالا درصدی اضافه کرده و با ماژیک قرمز روی آن خط زده و قیمت اصلی کالا را در زیرش درج می کنند.


برچسب ها : کافه جوان , استاد , وبلاگ طنز و سرگرمی , سایت طنز و سرگرمی , مطالب طنز و سرگرمی , آشنایی با برخی واژه های ایرانی , طنز اجتماعی ,
دسته بندی : کافه اجتماعی , کافه طنز ,
یکی از کاربردهای طنز، یادآوری بعضی رفتارهای ناپسندی است که گاهی از بعضی از ما سر می زند. ستون خواندنی های این هفته را بهانه کرده ایم تا به بعضی از همین رفتارهای گاهی خنده دار بپردازیم، پس زیاد به دل نگیرید و این موقعیت ها را توی ذهن تان مشابه سازی کنید و لبخند بزنید.

**فقط یه ایرانی اون هم از نوع تهرانی می تونه از دود شهر فرار کنه تا بره شمال هوای تازه تنفس کنه، بعد اونجا هی تند تند قلیون بشکه!

**فقط یک زن ایرانی می تونه روزی چند ساعت برنامه آشپزی نگاه کنه و چند تا دفتر هم پر کرده باشه و آخرش هم همون کوکوسبزی رو برای شوهرش درست کنه!

**فقط در اداره های دولتی ایرانه که امکان داره پرونده های شما گم بشه.

**فقط تو ایرانه که یه ماشین میاد دوبله بغلت پارک می کنه و قفل فرمونش رو هم میزنه و میره!

**فقط یک ایرانی می تونه بگه من ایرانی ام و با وجود داشتن زبان فارسی توی کامپیوترش انگلیسی بنویسه...

**فقط یه ایرانی مجبوره وقتی می خواد از یه خیابونه یک طرفه رد بشه، دو طرف رو نگاه کنه!

**فقط یه ایرانی می تونه وقتی ماشین میخره تا یه سال پلاستیک های صندلیش رو نکنه.

**فقط یه ایرانی می تونه اس ام اس بازی که میکنه هر سری که اس ام اس جدید میاد، بره چک کنه ببینه اس ام اس قبلی چی گفته!

**فقط یه ایرانی می تونه کپی پیست کنه و به روی مبارک هم نیاره.

**فقط یه ایرانی می تونه با ماشین بره در خونه رفیقش به جای اینکه پیاده بشه بره زنگ خونه رو بزنه دستش رو بزاره رو بوق یعنی بیا پایین کارت دارم...!

**فقط یه ایرانی می تونه بره بانک شماره بگیره بازم بره جلوی باجه صف وایسه.

**فقط یه ایرانی این شانس رو داره که اگر از لاین کنار اتوبان حرکت کنه سریع تر از لاین سرعت رانندگی کنه.

**فقط یه ایرانی می تونه این قدر اعتماد به نفسش بالا باشه که اگر توی حموم خوب خوند، بدو بدو آلبوم بده بیرون و اسم خودش، رو هم بزاره هنرمند.

**فقط یه ایرانی می تونه در حالی که می دونه داره خالی بندی می کنه، تو چشمات زل بزنه بگه جان بچم، به همون نون و نمکی که باهم خوردیم، به خدا اینجوریه که دارم می گم...



برچسب ها : استاد , شوخی با ایرانی ها , قلیون در شمال , کاربردهای طنز , رفتارهای ناپسند , کافه جوان , وبلاگ کافه جوان , سایت کافه جوان ,
دسته بندی : کافه اجتماعی , کافه طنز ,
از رفتگر محله عیدی بگیرید.

گربه تون رو مدام از پشت بام به پایین پرت کنید تا پرواز کردن یاد بگیره.

سی دی قفل دار رو بشکنین تا قفلش باز بشه.

جوراب های کثیف رو به پره های پنکه ببندید و پنکه را روشن کنید.

با هندوانه یه قل دو قل بازی کنین !

به دوست دکترتون بگین : مرض جدید چی داری ؟ !

به عنوان آخرین نفر در صندوق رأی حضور پیدا کنید و یک کبریت افروخته داخلش بیندازید.

نصف شب زنگ بزنید به اورژانس و بگویید : من مرض دارم ، بیاین منو ببرید !

روز بازی پرسپولیس با استقلال ، وسط تماشاچی ها بنشینید و با صدای بلند ، ابومسلم را تشویق کنید !

هفت تیری بذارید رو شقیقه راننده مترو و بگید یالا برو دبی .

پیراهن را روی کت بپوشید.

دقت کنید وقتی در مهمونی براتون نوشیدنی آوردند همه را اندازه بگیرید و بزرگترین رو انتخاب کنید تا کلاه سرتون نره.

ماست را با چنگال بخورید.

با موتور گازی تک جفپا رو زین بزنید !

زنگ در خونه ها رو بزنین بعد وایسین ببینید چی میشه.

سر جلسه کنکور بهترین وقت برای تخمه شکستنه.

برای روز اول دانشگاه روپوش مدرسه بپوشید و کیف جومونگ به پشتتون آویزان کنید.

سرتون رو به جای شامپو با سنگ پا بشورین تا خوب تمیز بشه.

جزوه های کلاسیتون رو با دوات و قلم نی بنویسید.

شب سال نو موهایتان را بفروشید و برای نامزدتان بند ساعت بخرید.

ریشتان را آتش بزنید تا کوتاه شود.

داخل خیابان بلندگو دستی بگیرید و بگید “پژو بزن کنار وگرنه گازت می گیرم”

دم در ورودی دانشگاه چند قالب صابون بذارید.

جهت اعتراض به استادی که شما رو انداخته کتابشو آتیش بزنید.



برچسب ها : ( طنز جالب و خیلی با حال ) , چگونه خود را یک دیوانه جلوه دهیم؟!! , استاد , کافه جوان ,
آخرین مطالب
» بی خبر از همگانم ( شنبه 30 تیر 1397 )
» تولدم مبارک بعد از 9 روز ( پنجشنبه 10 اسفند 1396 )
» خدمتم آرزوست!! ( چهارشنبه 10 آبان 1396 )
» خسته ایم شدید ( شنبه 11 شهریور 1396 )
» دیوانگی ( یکشنبه 22 اسفند 1395 )
» روال همین بوده...همینم می مونه ( یکشنبه 1 اسفند 1395 )
» دنیا خیلی کثیفه. گوهه گوه. ( یکشنبه 17 بهمن 1395 )
» میپاچه خونم رو عکسات! ( دوشنبه 11 بهمن 1395 )
» سخت نویسی ( یکشنبه 10 بهمن 1395 )
» هوز کٍیر؟ جاست رایت دِن شات د فاک آپ ( یکشنبه 3 بهمن 1395 )
» لذت یا زجر؟ ( شنبه 2 بهمن 1395 )
» کامو جان دوستت دارم ( دوشنبه 27 دی 1395 )
» برگشتم ولی چه برگشتنی ( دوشنبه 27 دی 1395 )
» من باد میشم میرم تو موهات ( سه شنبه 5 مرداد 1395 )
» دُرافشانی ( دوشنبه 21 تیر 1395 )
» طوری که من فکر میکنم ( جمعه 11 تیر 1395 )
» تنهایی یک روح بزرگ ( یکشنبه 6 تیر 1395 )
» خاطره نویسی ( یکشنبه 6 تیر 1395 )
» دلم می خواهد ( شنبه 29 خرداد 1395 )
» همه مقصریم ( دوشنبه 24 خرداد 1395 )
» نانوشته ها ( پنجشنبه 13 خرداد 1395 )
» تاریکی سینما ( سه شنبه 21 اردیبهشت 1395 )
» انتخاب بین بد و بدتر ( جمعه 3 اردیبهشت 1395 )
» پاییز فصل آخر سال است ( چهارشنبه 1 اردیبهشت 1395 )
» سیگار تنهایی ( چهارشنبه 1 اردیبهشت 1395 )
» 50 سال دیگر ( دوشنبه 30 فروردین 1395 )
» ژن های تشدید شده ( دوشنبه 30 فروردین 1395 )
» ایستاده در غبار در شهر زیبا ( یکشنبه 29 فروردین 1395 )
» پروازم قفسی نچشد! ( پنجشنبه 26 فروردین 1395 )
» علمی تخیلی ( چهارشنبه 25 فروردین 1395 )
صفحات سایت: [ ... ] [ 5 ] [ 6 ] [ 7 ] [ 8 ] [ 9 ] (تعداد کل صفحات:9)
پشتیبانی آنلاین
  • چت با نویسندگان کافه

آمار بازید
تعداد نویسندگان :
تعداد کل مطالب :
آخرین بروز رسانی :
مترجم سایت