تبلیغات
کافه جوان
Logo RSS
کافه جوان یک پایگاه چند منظوره برای رفع نیازهای جوان هاست. از سرگرمی و تفریح گرفته تا مطالب اجتماعی و سیاسی روز (البته اونم با چاشنی طنز!)
شعار ما شادی حتی در سخت ترین لحظات است پس شاد باشید!

کافه جوان

در یکی از عجیب ترین روزهای زندگیم به سر می برم. هر روز صبح 4:45 از خواب پا میشم...یه دستشویی ریز میرم...وضو میگیرم...لباسامو می پوشم و منتظر می مونم تا اذان بگه...سعی می کنم تو این دوره کوتاه وضوم باطل نشه و چون وقت محدوده، فرصتی به جز دستشویی ریز برای آدم نمی مونه، و قطعا خوابم اونقدری کم هست که 5 دقیقه هم حاضر نیستم زودتر بیدار شم تا دستشویی سنگین هم برم که با فراق بال منتظر اذان باشم. بدبختی این روزها اذان هم همینجوری داره ازم دور میشه و باید کم کم به فکر خوندن نماز تو پادگان باشم که اونم وافعا بدون دستشویی سنگین غیر ممکنه. باید خونه وضو بگیرم و بعد برم پادگان؛ چون واقعا با پوتین وضو گرفتن خیلی سخته. از بحث نماز که رد بشیم می رسیم به بحث کیک و آب میوه ای که تو دست میگیرم و تو خیابان محله به سمت ته شهرک سرازیر می شم و میخورم و می نوشم و راه میرم. حداقل یه ربع پیاده روی دارم تا برسم به جایی که بنی بشری پیدا بشه تا یک سربازو سوار کنه. می رسم جلو پادگان...وقت اونقدری نیست که برم سمت پل هوایی حداقل هفت دقیقه و سی پنج ثانیه فاصله داره باهام. صبح ها اگه شلوغ بود قطعا اون هفت دقیقه و سی پنج ثانیه رو به جون می خریدم و از رو پل رد می شدم ولیکن  خلوته و خیلی ریلکس تند تند به سمت دژبانی حرکت می کنم. دژبان پارکینگ هیچ کاری نداره. دژبان انسان ها هم که هیچی...سرباز ستادیم خیر سرمون....چی؟؟؟؟ برم درب پشت؟؟ سرباز ستادم هااا....درب پشت چرا؟؟ بابا الان سرویسمون میره...ساعت 5:30هاااا....بره بدبخت میشم...باید 30 دقیقه پیاده روی کنم....باشه ولی اگه اومدم رفته بود دهنتو سرویس می کنم....اوکی....................................................................... ای داد بیداد....رفت...................................................
جناب سروان صبح اومدنی دژبان درب بالا.........آره......اسمش؟.....نظری........منم میدونم خورده....ولی باید بفهمه چی خورده....مرسی.
بعد اینکه کارای نظافت عمومیمونو کردیم می رسیم به بحث شیرین ......اوه اوه....از اتاق فرمان اشاره می کنن که اطلاعات ستادو افشا نکنم....حفاظت میاد ...آره!
ببخشید دیگه...این سری تا همینجاشو داشته باشید تا من از فاز سربازی بیام بیرون یکم از خوشبختیام بگم.( که بعید میدونم حالا حالاها بیام بیرون)


پی نوشت: به خاطر حرف یه دوست که کامنت داده بود تا بنویسم...چند خطی نوشتم و از همین جا از اوشون و تمام ایشان ها معذرت می خوام بابت کم کاری(هیچ کاری در اصل) 
ایشالله من بعد تمام هزینه هام پای شما میشه!!

ساعت 9:17 شب
10 آبان 96



دسته بندی : کافه تنهایی ,
آخرین مطالب
» خدمتم آرزوست!! ( چهارشنبه 10 آبان 1396 )
» خسته ایم شدید ( شنبه 11 شهریور 1396 )
» دیوانگی ( یکشنبه 22 اسفند 1395 )
» روال همین بوده...همینم می مونه ( یکشنبه 1 اسفند 1395 )
» دنیا خیلی کثیفه. گوهه گوه. ( شنبه 16 بهمن 1395 )
» میپاچه خونم رو عکسات! ( دوشنبه 11 بهمن 1395 )
» سخت نویسی ( یکشنبه 10 بهمن 1395 )
» هوز کٍیر؟ جاست رایت دِن شات د فاک آپ ( یکشنبه 3 بهمن 1395 )
» لذت یا زجر؟ ( شنبه 2 بهمن 1395 )
» کامو جان دوستت دارم ( دوشنبه 27 دی 1395 )
» برگشتم ولی چه برگشتنی ( دوشنبه 27 دی 1395 )
» من باد میشم میرم تو موهات ( دوشنبه 4 مرداد 1395 )
» دُرافشانی ( دوشنبه 21 تیر 1395 )
» طوری که من فکر میکنم ( جمعه 11 تیر 1395 )
» تنهایی یک روح بزرگ ( یکشنبه 6 تیر 1395 )
» خاطره نویسی ( یکشنبه 6 تیر 1395 )
» دلم می خواهد ( شنبه 29 خرداد 1395 )
» همه مقصریم ( دوشنبه 24 خرداد 1395 )
» نانوشته ها ( پنجشنبه 13 خرداد 1395 )
» تاریکی سینما ( سه شنبه 21 اردیبهشت 1395 )
» انتخاب بین بد و بدتر ( جمعه 3 اردیبهشت 1395 )
» پاییز فصل آخر سال است ( چهارشنبه 1 اردیبهشت 1395 )
» سیگار تنهایی ( چهارشنبه 1 اردیبهشت 1395 )
» 50 سال دیگر ( دوشنبه 30 فروردین 1395 )
» ژن های تشدید شده ( دوشنبه 30 فروردین 1395 )
» ایستاده در غبار در شهر زیبا ( شنبه 28 فروردین 1395 )
» پروازم قفسی نچشد! ( پنجشنبه 26 فروردین 1395 )
» علمی تخیلی ( چهارشنبه 25 فروردین 1395 )
» حرف ها ( دوشنبه 23 فروردین 1395 )
» خانه من ( پنجشنبه 19 فروردین 1395 )
پشتیبانی آنلاین
  • چت با نویسندگان کافه

آمار بازید
تعداد نویسندگان :
تعداد کل مطالب :
آخرین بروز رسانی :
مترجم سایت