تبلیغات
کافه جوان
Logo RSS
کافه جوان یک پایگاه چند منظوره برای رفع نیازهای جوان هاست. از سرگرمی و تفریح گرفته تا مطالب اجتماعی و سیاسی روز (البته اونم با چاشنی طنز!)
شعار ما شادی حتی در سخت ترین لحظات است پس شاد باشید!

کافه جوان

سلام به همگی.

ما الان سالهاست درگیر فساد مالی تو کشورمون هستیم و از هر سمتی میایم جمعش کنیم یه ور دیگه از دستمون در میره. روزگاری بود هم همین مملکت کمتر کسی به مخیله ش میرسید رشوه بده و رشوه بگیره. ننگ میدونستیم برای خودمون. از بابا ها و بابا بزرگ هاتون اگه بپرسید بهتون میگن. نمیگم نبود ، اما خیلی کم بود و فضای عمومی جامعه از این چیزا نفرت داشت. چرا؟ چون به یه چیزی معتقد بود به نام دین که جلوی کثافت کاریهاشو چه به لحاظ اخلاقی و چه به لحاظ مالی میگرفت. این زمانی که میگم میشه طول دوران دفاع مقدس و چند سال بعد از اتمامش. وقتی که کشور افتاد رو دور سازندگی و میخواست خرابی های جنگ رو جبران کنه (که هنوز هم نتونسته) بانک ها به کمک کار آفرینان و ساختمان سازان و ... رفتن و شروع کردن به دادن وام های هنگفت با بهره پایین و در همین حال آریایی های غیور و البته خود زرنگ پندار ، لقب همیشه حاضر در صحنه رو هم از آن خودشون کردن و شروع کردن به وام گرفتن!

میومدن وام میگرفتن برای ساخت کارخونه مثلا فکر کنید 100 میلیون تومن. بعد میرفتن تو بیابون برهوت دو هکتار زمین میخریدن و دورش دیوار میکشدن و دوتا سوله هم میزدن میشد 10 میلیون تومن! بعدم یه مشکلی از تو جیبشون در میاوردن و میذاشتن سر راه ساخت کارخونه و کارو میخوابوندن و با اون پول میرفتن خارج سرمایه گذاری میکردن یا بساز بفروش میشدن و یک شبه "مایه دار"میشدن! بعضیهاشون کارخونه رو هم میساختن و بعد میرفتن دستگاه های 50 سال پیش آلمانی و روسیه ای رو میگرفتن میذاشتن اونجا و یه خط تولید فکسنی راه مینداختن و باز هم با بقیه پول ، به سمت مدت "مایه داری" پیش میرفتن.

به همین صورت درصد کوچیکی از جمعیت ، ثروتش به شکل قارچ گونه ای زیاد شد اما فقط وام نبود! حفره ها در بروکراسی پیدا شد یا بعضا ساخته شد و همچنین کانال های صادرات و واردات کشور به شکل انحصاری در اومد و صنف های مختلف شروع کردن به قدرت گرفتن. کار به اینجا کشید که مثلا واردات یه جنس خاص انحصاری دست یه نفر بود. اگه یه نفر عادی خارج از چهارچوب این آدم میخواست اون جنس رو وارد کنه یا باید حق و حساب این عزیز رو پرداخت میکرد یا کشتیش تو دریا غرق میشد (اخبار موثق دارم که میگم. برای یه آشنای دور این اتفاق افتاده)

به همین صورت افراد و یا شرکت های خاصی شروع کردن به قدرت گرفتن و به همین نسبت ، مردم هم شروع کردن به فقیر شدن و تورم رفت بالا. مردم زندگی یه عده ای رو می دیدن و حسرت میخوردن و پیش خودشون میگفتن چرا فلانی داشته باشه من نداشته باشم؟ اینجا دو جور استراتژی مطرح شد که هر دو در نهایت به یک نقطه منتهی میشدن. اولین استراتژی ، استراتژی دوستانه بود که میگفت "یه سفره س دور هم داریم میخوریم دیگه" و استراتژی دوم که خوی انتقامی داشت میگفت "اگه نخوری میخورنت پس تو هم زرنگ باش و ازشون بکن" نتیجه ی هردو این شد که رشوه دادن و رشوه گرفتن اومد تو بطن جامعه و تا جایی پیش رفت که به یه امر عادی و در بعضی موارد واجب تبدیل شد. امام علی(ع) میگه وقتی از یک در فقر بیاد ، ایمان از در دیگه خارج میشه.

وقتی بی عدالتی تو جامعه رواج پیدا کرد و عده ای با خوردن حق بقیه به نون و نوا رسیدن و خونه و ماشین های آنچنانی گیرشون اومد ، قشر پایین تر جامعه می بینه از نظر مالی نسبت به اونا کمبود داره و همین میشه که دینو میذاره کنار و میره توی "بیزینس"! کار به جایی میرسه که پزشک مملکت برای انجام یه عمل و نجات جون یه هم نوعش ، تا سه چهار برابر هزینه خود عمل رو "زیر میزی"نگیره هیچ کاری برات نمیکنه. توی اداره ها تای لای پرونده ت شیرینی نذاری امضا نمیخوره که! باید از این اتاق شوت شی اون اتاق! شرایط انقد برات سخت میشه که اصلا نمیتونی پول حروم رو وارد زندگیت نکنی. بعد جمله هایی مثل این وارد ادبیاتمون شد : "ای آقا پول حروم کجا بود؟ ببر بخور نوش جونت! ار شیر مادر حلالتره! این پول حق توئه! و خیلی جمله های دیگه که مطمئنم تو ذهن خودتونم هست.

بعد چی میشه حالا؟ نسلی به وجود میان که بهشون میگن آقا زاده! پولشون از پارو بالا میره. ماشینی سوار میشن که من و امثال من فقط تو مجله ماشین می دیدیم. تفریحاتی میکنن که تو فیلم های دی کاپریو و بعضا امریکن پای دیدیم! انگار راز بقا رو فقط اونا بلدن و ما وصله های ناجوری هستیم که کم کم باید جبر نابودی رو بپذیریم و تسلیم شیم. واقعا هم داره به همین سو پیش میره. یه آدمی مثل من که الان داره درس میخونه و با کار نیمه وقت یا اصلا تمام وقتش داره ماهی 600-700 تومن در میاره چه حقی برای زندگی داره؟ این جوون میخواد خونه بخره؟ بخدا که به گور پدرش خندیده بخواد همچین غلط گنده تر از دهنش بکنه. چند سال باید کار کنه تا بتونه تو یکی از محله های معمولی تهران یه خونه ی نقلی بخره اونم متری 5 میلیون تومن؟ تازه مگه قیمت خونه ثابت میمونه؟ این جوون ازدواج میکنه؟ نه مرسی! یا اگر هم بکنه سنش میره بالا. ازدواج نکنه چی میشه؟ میل جنسی داره یا نه؟ چیکارش میکنه؟ دختری که بدون شوهر میمونه میل جنسیشو چیکار میکنه؟ بازم امام علی(ع) : سن ازدواج که بره بالا ، فساد و فحشا تو جامعه زیاد میشه.

حالا بازم آدم به هر زوری شده اینا رو تحمل میکنه همینطور که بچه های سالم نسل من و قبل من دارن تحمل میکنن و زیر بار هزار قرض و با چند شیفت کاری و سگ دو زدن و مسافر کشی دارن زندگی میکنن. چیزی که نمیشه تحمل کرد پررو بازیه. اینه که اون اقلیت مایه دار بیان بزنن تو سر توی اکثریت بدبخت بیچاره و بهت فخر بفروشن. تو فیسبوک پیج درست کردن به اسم بچه پولدار های تهران / Rich Kids of Tehran. میری می بینی یه بچه بالا شهری توی مازراتیش عکس گرفته آپلود کرده و به ریش من و تو میخنده. می بینی دختر و پسر دارن توی پارتی میرقصن و اصلا کسی به اندازه پشگل هم واسه تو و مشکلاتت ارزش قائل نیست. می بینی پسر و دختر رفتن با ناجور ترین لباس ها تو بغل هم و توی استخر حیاط پشتیشون که اندازه کل خونه ی ماست و از "pool party" شون عکس گرفتن و گذاشتن اونجا و چقدر "happy" دارن به دوربین نگاه میکنن... 

و دردناک اینجاست که میدونی اون پول مال توئه! مال بابای بدبخت توئه که داره صبح تا شب جون میکنه و تا تو احساس کمبود نداشته باشی! مال فامیلاته که میری خونه شون با بد بختی یه مرغ میذارن جلوت که حفظ آبرو شه! مال توئه که یه ماشین از خودت نداری! چرا؟ چون بابای اون سمند رو داره بهت میده 40 میلیون! پراید رو میده 18 میلیون! همون پرایدی که با 3 میلیون تومن میخواست بفروشه به افغانستان و افغانستان به خاطر ایمنی پایین نخریدش! همون سمندی که 3 تا 5 میلیون به سوریه و جمهوری آذربایجان صادر میشه! بابا ما مشکلی نداریم که! من به شخصه مخلص تمام مردم افغانستان ، پاکستان ، عراق ، سوریه ، آذربایجان و مخصوصا فلسطین هستم و خوشحالم داریم جنس رو به قیمت حقیقی بهشون میدیم اما نامردا چرا از خودمون دزدی میکنید؟ اون بنز که زیر پای توی مفت خوره مال اون کشاورزیه که میوه رو سر مزرعه ازش میخری کیلویی 200 تومن و میاری تو بازار تجریش میفروشی کیلویی 4700 تومن!

تاریخ تکرار میشه. قرار نیست دقیقا به همین شکل باشه و همون افراد بیان. شما باید دیدتون رو عمیق کنید و مشخصه های مشترک رو بشناسید. اون موقع س که می بینید تا حالا بارها شمر و یزید و فرعون و از اون طرف امثال سلمان فارسی و بحریای راحب اومدن و رفتن و بازم میان. الانم شاهد ظهور مجدد قارون هستیم. (بحث از اینجا به بعد کاملا قرآنیه) قارونی که ثروتش رو خود خدا بهش داد ولی قارون خمس و زکاتشو پرداخت نکرد. قارون عشق تو چشم بودن داشت. میومد گنج هاشو بار شتر میکرد و کلید گنجهاشو میداد براش حمل کنن و از تو شهر رد میکرد و جیگر مردمشو آتیش میزد. آخرش هم به حضرت موسی تهمت زنا با زن فاحشه میزنه تا آبروشو ببره! این آیه در مورد قارون اومده : ان الله لا یحب الفرحین

این آیه یعنی چی؟ یعنی خدا آدمای شاد رو دوست نداره؟ نه دیگه! ترجمه های بد و بدون تفسیر از قرآن موجب سو برداشت میشه و هرکسی به راست شکم خودش هر تاویلی دوست داره میاره و آیاتی که خدا فرستاده به میل خودش تعبیر میکنه. این به این معنی نیست که خدا ادمای شاد رو دوست نداره یا اینکه خدا و اسلام با شاد بودن مشکل دارن! این آیه یعنی خدا آدمای الکی خوش رو دوست نداره. آدم الکی که خوش که مصداقش قارون و قارونی ها باشن یعنی چی؟ یعنی افرادی که به مشکلات مردم فکر نمیکنن و براشون مهم نیست و فقط الکی شادن. خوردن حق بقیه یا حداقل سوزوندن دل بقیه براشون اهمیتی نداره.

حالا میدونید فرق اینا با قارون چیه؟ قارون شرف داشت به اینا! قارون یه بنی اسرائیلی بود و ثروتش رو از طریق کندن از مصری ها بدست آورد. اونم اینطوری بود که میدونست قراره سر مصریا عذاب بیاد و رفت هرچی گندم تو مصر وجود داشت رو خرید. عذاب (ملخ) که اومد ، گندم های مصری ها رو از بین برد و مال بنی اسرائیلی ها سالم موند. قارون هم رفت برنامه رو با فرعون بست و گفت به ازای هر کاسه گندم ، یه کاسه طلا میخوام و این شد که پولدار شد. از غریبه دزدی کرده اصلا نوش جونش. این حروم لقمه ها دارن از خودمون دزدی میکنن آخه...

خدا به دادتون برسه روزی که باید جواب ریال به ریال حق مسلمون هایی رو خوردید جواب بدید. اون موقع جالب میشه! واقعا جالب میشه! زمانی که Pool party جای خودشو میده به Lava party واقعا دیدنیه!

شما ها رو نمیدونم ولی من اگه بمیرمم پول حروم وارد زندگیم نمیکنم. نه رشوه میدم نه رشوه میگیرم. نه سبیل کسی رو چرب میکنم نه لای پروندم شیرینی میذارم. پیامبر (ص) : رشوه دهنده و رشوه گیرنده هردو در آتش هستند. حالا یا نعوذ با الله پیامبر دروغگوئه یا در آتش هستند. پیامبر که قطعا دروغگو نیست پس قطعا در آتش هستن! اگه نتونم خونه بگیرم اگه نتونم ماشین بگیرم اگه معیار های مالی لازم رو برای ازدواج نداشته باشم ، فدای سرم. حاضرم تا آخر عمرم تنها بمونم و لحظه ای توی این ازدواج های ذلت بار نباشم. البته که مشکل مالی بهونه برای ازدواج نکردن نیست. امام صادق (ع) : هرکه به علت مشکل مالی ازدواج نکند ، به خداوند بد گمان است.

اما کسی هم نگفته حتما مجبوری با هر شرایطی ازدواج کنی. ازدواج کنم که تا خرخره برم زیر قرض و قسط و وام و دو سه شیفت کار کردن و آخرشم شرمنده زن و بچه بشم و غرغر بشنوم؟ نه مرسی!

تهوع عبارتیست عاجز از بیان آنچه بعد از دیدن این عکس ها ، از گلوی آدم بالا و پایین میرود...!




برچسب ها : بچه های پولدار تهران , پیج بچه های پولدار تهران , واکنش ها به پیج بچه های پولدار تهران , بچه های پولدار تهران از کجا پول آوردن؟ , عکس های لو رفته از پیج بچه های پولدار تهران , عکس های پارتی بچه های پولدار تهران , کافه جوان ,
دسته بندی : پروژه بیداری , کافه اجتماعی ,
آخرین مطالب
» من باد میشم میرم تو موهات ( دوشنبه 4 مرداد 1395 )
» دُرافشانی ( دوشنبه 21 تیر 1395 )
» طوری که من فکر میکنم ( جمعه 11 تیر 1395 )
» تنهایی یک روح بزرگ ( یکشنبه 6 تیر 1395 )
» خاطره نویسی ( یکشنبه 6 تیر 1395 )
» دلم می خواهد ( شنبه 29 خرداد 1395 )
» همه مقصریم ( دوشنبه 24 خرداد 1395 )
» نانوشته ها ( پنجشنبه 13 خرداد 1395 )
» تاریکی سینما ( سه شنبه 21 اردیبهشت 1395 )
» انتخاب بین بد و بدتر ( جمعه 3 اردیبهشت 1395 )
» پاییز فصل آخر سال است ( چهارشنبه 1 اردیبهشت 1395 )
» سیگار تنهایی ( چهارشنبه 1 اردیبهشت 1395 )
» 50 سال دیگر ( دوشنبه 30 فروردین 1395 )
» ژن های تشدید شده ( دوشنبه 30 فروردین 1395 )
» ایستاده در غبار در شهر زیبا ( شنبه 28 فروردین 1395 )
» پروازم قفسی نچشد! ( پنجشنبه 26 فروردین 1395 )
» علمی تخیلی ( چهارشنبه 25 فروردین 1395 )
» حرف ها ( دوشنبه 23 فروردین 1395 )
» خانه من ( پنجشنبه 19 فروردین 1395 )
» درد ریه ای کشیدم که مپرس ( پنجشنبه 19 فروردین 1395 )
» شب بیداری ( دوشنبه 9 فروردین 1395 )
» عیدتون پیشاپیش مبارک ( شنبه 22 اسفند 1394 )
» خوابم میاد 2 ( چهارشنبه 19 اسفند 1394 )
» کجایید؟ دقیقا کجایید؟ ( پنجشنبه 13 اسفند 1394 )
» غیبت سنگین ( یکشنبه 9 اسفند 1394 )
» نشناسیم همو ( شنبه 8 اسفند 1394 )
» هر سال همینه... ( شنبه 1 اسفند 1394 )
» کتاب خوان باشیم... ( دوشنبه 13 مهر 1394 )
» نوشته سروش صحت در مورد دوست ( جمعه 10 مهر 1394 )
» خلاصم کن...خلاص....بوووووم ( سه شنبه 7 مهر 1394 )
لینک دوستان
پشتیبانی آنلاین
  • چت با نویسندگان کافه

آمار بازید
تعداد نویسندگان :
تعداد کل مطالب :
آخرین بروز رسانی :
مترجم سایت