تبلیغات
کافه جوان
Logo RSS
کافه جوان یک پایگاه چند منظوره برای رفع نیازهای جوان هاست. از سرگرمی و تفریح گرفته تا مطالب اجتماعی و سیاسی روز (البته اونم با چاشنی طنز!)
شعار ما شادی حتی در سخت ترین لحظات است پس شاد باشید!

کافه جوان

با سلام
کسی نیس سلااااام
هووووووووووو چه خبره صدای اعتراضات بازدید کنندگان 
این صدای کیه که یعنی می خواد خیر سرش ارو مشون کنه فک کنم سندیه
کافه چی:سلام ventus کجا بودی تا حالا.
من:مهمون شهرستانی داشتیم کار داشتم برا چی؟مگه چی شده؟
کافه چی:از اون روزی که رفتی،هی بازدید کننده ها میان اینجا میگن این یارو ventus کدوم گوریه؟
من:مهمون داشتیم سرم شلوغ بود.
کافه چی:خوب مهمون داشتی حد اقل میومدی اینجا نظر ها رو جواب میدادی.
من:خوب یادم رفت حالا دیشب جواب دادم راستی سندی از اون روزی که رفتم چیزی نگفته؟
کافه چی:از اون روزی که رفتی یه روز کامل خوشی زده بود زیر دلش هی داد میزد میخندید.رفتم بهش میگم چه مرگته بازدید کننده ها عصبی ان،میگه ventus رفته و از این چرت و پرت ها.
من:یعنی چی حالا چرا رفته اون جا به مردم چرت و پرت میگه.
کافه چی:فک کرده رییسه بقیه رو تحویل نمیگیره.
من:الان میرم بهش نشون میدم رییس کیه.
و پای کوبان به سمتش رفتم و دیدمش،جلو چشمامو خون گرفته بود؛ با یه قیافه ضایع منو نگاه میکنه پرستیج شبیه قارچ خور میگیره.
سندمن:به به اقای ventus چه عجب از این طرفا یه یادی از ما کردی نکنه راه گم کردی؟
حالا میکروفون هم تو دستش داره منو نگاه میکنه بعد همه مردم هم ساکت شدن دارن گوش میدن من هم یه بشکن زدم یکی از بچه های پشت صحنه رفت برام میکروفون اورد.
من:با سلام خدمت دوستان معذرت از این که دیر کردم مهمون شهرستانی داشتیم.
سندمن:این دلیل نمیشه تو باید بنویسی افتاد؟؟
من:سندی دوباره داری چرت و پرت میگیا؛ کاری نکن دوباره جلو بازدید کننده ها سکّه ی پولت کنم دیگه هم از این جور کلمه ها نمیگیا افتاد و نیفتاد و چه میدونم از این حرفا.
بعد دیدم بغض کرده می خواد گریه کنه.
من:خوب اون وقت اقا می خواد بره هزار تا کار با نخست وزیر اسراییل بکنه.
بعد دیدم زود فرار کرد بعدش هم شروع کردم به سخن برای بازدید کنندگان.
من:سلام و عذر خواهی مجدد من سعی میکنم از این به بعد تند تند پست بزارم برای شما دوستان من داخل این چند وقت میخواستم پست بزارم، ولی سرم شلوغ بود.
 از تمام نویسندگان به غیر از سندی که دوباره چرت و پرتو شرع کرده بود ...... حالا از سندی هم عذر خواهی میکنیم و همینطور از بازدید کنندگان گرامی عذر خواهی میکنم.
مردم هم یه ذره صبر کردن بعد همه اومدن تو کافه ما هم رفتیم سر کار خودمون.



آخرین مطالب
» من باد میشم میرم تو موهات ( دوشنبه 4 مرداد 1395 )
» دُرافشانی ( دوشنبه 21 تیر 1395 )
» طوری که من فکر میکنم ( جمعه 11 تیر 1395 )
» تنهایی یک روح بزرگ ( یکشنبه 6 تیر 1395 )
» خاطره نویسی ( یکشنبه 6 تیر 1395 )
» دلم می خواهد ( شنبه 29 خرداد 1395 )
» همه مقصریم ( دوشنبه 24 خرداد 1395 )
» نانوشته ها ( پنجشنبه 13 خرداد 1395 )
» تاریکی سینما ( سه شنبه 21 اردیبهشت 1395 )
» انتخاب بین بد و بدتر ( جمعه 3 اردیبهشت 1395 )
» پاییز فصل آخر سال است ( چهارشنبه 1 اردیبهشت 1395 )
» سیگار تنهایی ( چهارشنبه 1 اردیبهشت 1395 )
» 50 سال دیگر ( دوشنبه 30 فروردین 1395 )
» ژن های تشدید شده ( دوشنبه 30 فروردین 1395 )
» ایستاده در غبار در شهر زیبا ( شنبه 28 فروردین 1395 )
» پروازم قفسی نچشد! ( پنجشنبه 26 فروردین 1395 )
» علمی تخیلی ( چهارشنبه 25 فروردین 1395 )
» حرف ها ( دوشنبه 23 فروردین 1395 )
» خانه من ( پنجشنبه 19 فروردین 1395 )
» درد ریه ای کشیدم که مپرس ( پنجشنبه 19 فروردین 1395 )
» شب بیداری ( دوشنبه 9 فروردین 1395 )
» عیدتون پیشاپیش مبارک ( شنبه 22 اسفند 1394 )
» خوابم میاد 2 ( چهارشنبه 19 اسفند 1394 )
» کجایید؟ دقیقا کجایید؟ ( پنجشنبه 13 اسفند 1394 )
» غیبت سنگین ( یکشنبه 9 اسفند 1394 )
» نشناسیم همو ( شنبه 8 اسفند 1394 )
» هر سال همینه... ( شنبه 1 اسفند 1394 )
» کتاب خوان باشیم... ( دوشنبه 13 مهر 1394 )
» نوشته سروش صحت در مورد دوست ( جمعه 10 مهر 1394 )
» خلاصم کن...خلاص....بوووووم ( سه شنبه 7 مهر 1394 )
لینک دوستان
پشتیبانی آنلاین
  • چت با نویسندگان کافه

آمار بازید
تعداد نویسندگان :
تعداد کل مطالب :
آخرین بروز رسانی :
مترجم سایت