تبلیغات
کافه جوان
Logo RSS
کافه جوان یک پایگاه چند منظوره برای رفع نیازهای جوان هاست. از سرگرمی و تفریح گرفته تا مطالب اجتماعی و سیاسی روز (البته اونم با چاشنی طنز!)
شعار ما شادی حتی در سخت ترین لحظات است پس شاد باشید!

کافه جوان


خواهشا افراد زیر 18 سال اینو نخونن. بعدا نگی نگفتیا



اگه پیشم بودی میبردمت یه جای دور ، یه خونه ی خالی...
جایی که هیچکس نتونه ما رو ببینه ، جایی که هیچکس نتونه صدای تو رو بشنونه وقتی آه و ناله میکنی ، وقتی از ته دل فریاد میزنی...
جایی که دیوار هاش انقدر قطور باشه که هیچ موبایلی آنتن نده تا هیچکس نتونه مزاحم کارمون بشه...
می بردمت تو یه اتاق که هیچی جز یه صندلی توش نباشه و بعد از اینکه همه لباساتو از تنت در آوردم می بستمت به صندلی...
میرم از اتاق بیرون و آهنگ Sweet Sacrifice از Evanescense رو گوش میکنم تا حسابی سادیسمی شم، تا خون جلوی چشامو بگیره...
برمیگردم تو اتاق ، خوبه کم کم تو هم داری چشماتو باز میکنی. گیج شدی میدونم ، نمیدونی اینجا کجاس ، داد میزنی برای کمک ولی خیلی دیره...
نمیدونم با کجات شروع کنم؟ سر؟ سینه؟ پا؟ از خودت میپرسم. تو میگی هیچکدوم. میخوای بهت رحم کنم ، با گریه التماسم میکنی ولی من Sand شدم...
بذار از چشمات شروع کنم ، اون چشمای آبیت...
چاقو رو میارم جلو چشمت ، میترسی و سرتو میکشی عقب ، میخندم... چاقو رو میارم عقب و تو یه نفس راحت میکشی ، سرتو با دست نگه میدارم و این بار چاقو رو مستقیم میکنم تو چشمت... 
خون کثیفت میریزه رو لباسم ، رو کفشام. باید لیسشون بزنی. پامو میارم جلوی دهنت ولی تو نه تنها لیس نمیزنی ، یه تف هم میندازی رو کفشم. بد کاری کردی ، مگه نمیدونی من از تف کردن بدم میاد؟ یه مشت تو صورتت میزنم جوری که صندلی از عقب برگرده رو زمین. آشغال دستمو هم کثیف کردی...
کف کفشمو میذارم روی دماغت و فشار میدم جوری که له شه و دیگه نتونی ازش استفاده کنی... داری از شدت درد بیهوش میشی ، صندلی رو میارم بالا و خودم از اتاق میرم بیرون و یه چرت میخوابم تا وقت غذا شه...
میام اون سمت اتاق درست روبروت میشینم و شروع میکنم به غذا خوردن. جوری با حرص غذا میخورم که ضعف کنی ، چیه تو هم غذا میخوای؟ نظرت درباره موش کبابی چیه؟ یه موش درشت برات کباب کردم که بخوری و کیف کنی!
بعد از چند ساعت مجبور میشی بخوریش اما کی بهت اجازه داد هضمش کنی؟ یه میله میکنم تو حلقت تا بالا بیاری. حالا اگه میخوای میتونی بالا آورده ها رو بخوری! اما بازم اجازه نداری هضم کنی و یه دور دیگه هم بالا میاریشون ، تا شب برنامه همینه. آخر شب بالاخره اجازه میدم هضمشون کنی...
صبح بخیر! خوب خوابیدی؟ نه؟ چرا؟ صدای آهنگ بلند بود؟ یا صدای تیز کردن چاقو آزارت میداد؟ بگذریم! دستشویی داری؟ همونجا که نشستی کارتو بکن بعدم که تشنه و گرسنه شدی همونا رو استفاده کن که ذخیره غذاییمون تموم شده ، یه موش بیشتر نداشتیم!
اون چیه رو پات؟ انگشته؟ نه فکر نکنم از این به بعد به انگشت پا احتیاج داشته باشی... اول دونه دونه ناخوناتو میکشم و بعد با چکش انگشتاتو له میکنم. استخوناش که خورد شد با همون چاقو که چشمتو باهاش درآوردم انگشتاتو می برم و میندازم تو ظرف مخصوص اعضای بدنت!
واسه امروز خسته شدم. میدونم تو هم حوصلت سر رفته واسه همین برات تلویزیون آوردم که سرگرم شی. به به ببین چه برنامه مهیجی داره! زن و بچت تو اتاق بغلی به تخت بسته شدن و یه نفر داره با نوک چاقو تمام جاهای بدنشونو خراش میده! بشین اینو نگاه کن تا من برم استراحت کنم...
دوباره صبح بخیر! امروز یکم بنزین آوردم بازی کنیم! بنزین رو میریزم روت و آتیشت میزنم اما قبل از اینکه رشته های عصبیت بسوزن خاموشت میکنم و میبرمت بیمارستان تا درمانت کنن و پوستت ترمیم شه و دوباره آتیشت میزنم. دو سال تمام این کارو باهات میکنم. با زن و بچت هم همینطور...
آتیش بازیا مون که تموم شد وقتشه جلوی چشمت زن و بچه تو سر ببرم. اما سر بریدن خالی که هیجان نداره! اول چشماشونو در میارم ، بعد گوش ها رو می برم ، بعد موهاشونو میگیرم بالا و پوست سرشونو میکنم با چاقو و میندازم تو ظرف اعضای بدن. دقت کردی هیچ کدومتون دیگه دندون لازم ندارید؟ اونا که قراره بمیرن و تو هم جز مایعات مخلوط با خون خوک چیزی نمیخوری! از بچگی آرزوم بوده دندون یکی رو بدون بی حس کردن با انبردست بکشم و ممنون که داری منو به آرزوم میرسونی...
اه بچت چقدر بی قراری میکنه ، اعصابمو خورد کرد وسط دندون کشیدن سرشو کوبیدم به زمین و از سوراخای گوشش خون فواره زد بیرون. بازم شما کثافتا لباسای منو کثیف کردین...
عجیبه! چرا تا حالا به خود پات کاری نداشتم؟ دریل رو بر میدارم با مته گرانیت و فرو میکنم روی کشگک زانوت ، آخ چه حالی داد! اون یکی پاتو میخوام یه کار دیگه باهاش بکنم. نظرت چیه با اره برقی از ساق قطعش کنم؟ نه اون زیادی سریعه هیجان نداره! با اره چوب می برمش. میخوام تمام جزییاتو با چشمای خودم ببینم...
راستی میدونستی همکار های من دارن دقیقا همین کارا رو البته با ابتکار های خودشون روی همکار های تو انجام میدن؟ میدونی دو سال و خورده ای پیش اومدیم تمام هم نژاد های تو رو سر بریدیم و فقط دونه درشت هاتونو نگه داشتیم تا شکنجه بدیم؟ تمام این کارایی که کردیم یک هزارم اون بلاهایی نمیشه که شما سر مسلمون ها در آوردین. بچه هایی که کشتین و یتیم کردین ، زن هایی که کشتین و بیوه کردین ، مرد هایی که کشتین و کشتین...
منتظرم ببینم اون دنیا خدا چه کار جدیدی باهاتون میکنه! مکروا و مکر الله ، والله خیر الماکرین...

وای که اگه پیشم بودی...

تقدیم به نخست وزیر رژیم اشغالگر قدس - بنیامین نتانیاهو


برچسب ها : اگه پیشم بودی (18+) , سندمن , مطالب 18+ , 18+ , ورود افراد زیر 18 سال ممنوع , کافه جوان , فانتزی های شیرین سندمن ,
دسته بندی : کافه تنهایی ,
آخرین مطالب
» من باد میشم میرم تو موهات ( دوشنبه 4 مرداد 1395 )
» دُرافشانی ( دوشنبه 21 تیر 1395 )
» طوری که من فکر میکنم ( جمعه 11 تیر 1395 )
» تنهایی یک روح بزرگ ( یکشنبه 6 تیر 1395 )
» خاطره نویسی ( یکشنبه 6 تیر 1395 )
» دلم می خواهد ( شنبه 29 خرداد 1395 )
» همه مقصریم ( دوشنبه 24 خرداد 1395 )
» نانوشته ها ( پنجشنبه 13 خرداد 1395 )
» تاریکی سینما ( سه شنبه 21 اردیبهشت 1395 )
» انتخاب بین بد و بدتر ( جمعه 3 اردیبهشت 1395 )
» پاییز فصل آخر سال است ( چهارشنبه 1 اردیبهشت 1395 )
» سیگار تنهایی ( چهارشنبه 1 اردیبهشت 1395 )
» 50 سال دیگر ( دوشنبه 30 فروردین 1395 )
» ژن های تشدید شده ( دوشنبه 30 فروردین 1395 )
» ایستاده در غبار در شهر زیبا ( شنبه 28 فروردین 1395 )
» پروازم قفسی نچشد! ( پنجشنبه 26 فروردین 1395 )
» علمی تخیلی ( چهارشنبه 25 فروردین 1395 )
» حرف ها ( دوشنبه 23 فروردین 1395 )
» خانه من ( پنجشنبه 19 فروردین 1395 )
» درد ریه ای کشیدم که مپرس ( پنجشنبه 19 فروردین 1395 )
» شب بیداری ( دوشنبه 9 فروردین 1395 )
» عیدتون پیشاپیش مبارک ( شنبه 22 اسفند 1394 )
» خوابم میاد 2 ( چهارشنبه 19 اسفند 1394 )
» کجایید؟ دقیقا کجایید؟ ( پنجشنبه 13 اسفند 1394 )
» غیبت سنگین ( یکشنبه 9 اسفند 1394 )
» نشناسیم همو ( شنبه 8 اسفند 1394 )
» هر سال همینه... ( شنبه 1 اسفند 1394 )
» کتاب خوان باشیم... ( دوشنبه 13 مهر 1394 )
» نوشته سروش صحت در مورد دوست ( جمعه 10 مهر 1394 )
» خلاصم کن...خلاص....بوووووم ( سه شنبه 7 مهر 1394 )
لینک دوستان
پشتیبانی آنلاین
  • چت با نویسندگان کافه

آمار بازید
تعداد نویسندگان :
تعداد کل مطالب :
آخرین بروز رسانی :
مترجم سایت